دانلود رمان طرار

در رمان «طرار» قصه‌ای از دختر جوانی به نام تخس بازگو می‌شود؛ دختری جسور، بی‌باک و دزدکی که آرزوهای بزرگ و پرشوری در دل دارد. فریسا، قهرمان داستان ما، به‌صورت ناخواسته با کیاشا آژمان—پسر مغرور و شوخ‌طبعی که مالک زنجیره رستوران‌های آژمان است—ملاقات می‌کند و این برخورد، آغاز یک روایت جذاب و پرماجرا را رقم می‌زند.

دانلود رمان طرار

رایگان

دانلود رمان طرار

رایگان

رمان های رایگان

درباره دختری زیبا و جذاب که پسری عاشق او می شود ولی نمیتواند مستقیم با ...

درباره یه خواهر دو قلو به نام عزل و دیانا است که دیانا خیلی شجاع ...

درباره دختر و پسری به نامهای پریماه و محمد میباشد . محمد که گذشته خوبی ...

درباره دختری زیبا و جذاب که این خوشگلی او باعث شده بود که از خودش ...

نیکا، دختری از یک خانواده مرفه که پدرش مالک چندین شرکت بزرگ است، در چرخشی ...

​رمان «قشاع» نوشته‌ی نیلوفر قائمی‌فر، داستانی عاشقانه و اجتماعی است که به زندگی دختری به ...

رمان اسمارتیز نوشته‌ی نازنین محمدحسینی، داستانی اجتماعی‌عاشقانه با تمی تلخ و واقع‌گرایانه است که روایت‌گر ...

درباره دختری به نام نیلای که نخبه‌ای جهانی است و بسیاری از جاسوس‌های آمریکایی در ...

درباره ارغوان زن جوانی است که به تازگی همسرش رو از دست داده و با ...

درباره دختری که از پسری به نام امیر علی خوشش میاد و حالا در هیاهوی ...

رمان های مشابه

رمان های اتفاقی

درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...

درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …

...

درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...

درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...

درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...

درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …

...

درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …

...

درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...

درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …

...

درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...

رمان های جدید

پیروز سلطانی، مردی متمول و خودپسند، پس از پیوند کلیه، هر شب خواب‌های غریب‌تری درباره ...

دست‌های خسته‌ی آوا، زنی تنها و سی‌ساله که تا به حال تنها به تنهایی به ...

استاد شهرزاد فرهمند، پس از سال‌ها کوششی بی‌وقفه، تحصیل مستمر و یک‌سری جهش‌های پشت‌سرهم؛ در ...

من مسیحم؛ مردی که بعد از خیانت همسرش، اعتمادش را به تمام زن‌ها از دست ...

داستان هیلدا، ماساژوری که در محل کارش با پسری بدخلق و کم‌طاقت به نام دامون ...

دانلود رمان طرار

ادامه ...

فاطمه غفرانی – رمان «طرار»

نویسنده: فاطمه غفرانی
ژانر: طنز، عاشقانه

—

دخترکی با دل پر از رویاهای بزرگ، در شهر پرآشوب «طرار» زندگی می‌کند. او به‌طور ناگهانی با کیاشا، صاحب رستوران مشهور شهر، آشنا می‌شود و زنجیره‌ای از اتفاقات پرپیچ و خم را آغاز می‌کند. ما قرار است این ماجرای پر از خنده، فکر، یادگیری و گاهی اشک را همراه هم بسازیم.

—

فاطمه از فروشگاه بیرون آمد؛ کارش تمام شده بود. کیف‌اش را محکم در دست گرفت، هودی چرمی که در زیر آن پنهان شده بود را کشید و به‌صورت آرام گفت: «این هم یکی از روزهای دیگرِ ماست، کریم.»

ماسکش را برداشت و در جیب خود گذاشت، سپس هودی را روی سرش کشید و زیر لب شعری را برای خود زمزمه کرد.

زندگی سخت است؛ نمی‌توان آن را به‌راحتی گرفت. اما هیچ سقفی در آسمان نیست که نتوان به‌دست آورد. در مسیرش، صدای فریادهایش به گوش می‌رسید: «دزد! دزد! بگیرینش!».

چهره‌اش رنگ از دست داد، با احتیاط سرش را برگرداند و دوید. مردی کچل و تند‌پا، که به‌نظر می‌رسید قصد دارد او را بگیرد، به سرعت به سمتش شتافت، دست‌هایش را پایین‌تر کشید و به‌سرعت دنبال او رفت.

پاهایش در اثر ضربه‌ای که دریافت کرد، به‌هم ریخت و فریادش هنوز در فضا می‌پیچید: «دزد! بگیرینش!»

شانس او بود که ساعت دو ظهر بود و تمام فروشگاه‌های بزرگ بسته شده بودند؛ فقط یک مغازه کوچک در انتهای راهرو باز مانده بود. او در میان این خالی‌جایی‌ها به‌دنبال راهی برای فرار می‌گشت.

با سرعتی شگفت‌انگیز به خیابان شتافت، در حالی که دستش به‌دست یک راننده‌ای که از ماشینش پیاده می‌شد، می‌رسید. سعی می‌کرد به‌دست آوردن یک خودرو، خود را نجات دهد.

هوای سرد دی ماه به‌صورتش خورد و گونه‌هایش سرخ شد. مردی دیگر، با هیکل قوی، به‌سرعت به‌خیابان آمد و نفس‌نفس‌زنان شد. او گفت: «اگر صدا می‌شنوی، بگیرینش! همه چیزم را بردی!»

فاطمه با خنده‌ای تلخ پاسخ داد: «دروغگو و احمق!» و با حرص زیر لب، به سمت ادامه راه خود رفت.

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
توییتر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌
پیمایش به بالا

پیروز سلطانی، مردی متمول و خودپسند، پس از پیوند کلیه، هر شب خواب‌های غریب‌تری درباره ...

دست‌های خسته‌ی آوا، زنی تنها و سی‌ساله که تا به حال تنها به تنهایی به ...

⦿ اگه پرداخت کردید و موفق به دریافت رمان نشدید ، نام رمان و 4 رقم آخر کارت رو ارسال کنید.

⦿ برای رمان های درخواستی هم نام رمان و نویسنده رو ارسال کنید.

⦿ اگه نویسنده هستید و میخوایید رمانتون منتشر بشه با ما در ارتباط باشید.

ما یک موتور جستجوی رمان هستیم
اگر رمان شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

برای مطالعه کامل رمان کلیک کنید

برای بازیابی رمز عبور از اینجا اقدام کنید.

در سایت عضو شوید

اگر عضو هستید از اینجا وارد شوید.