پیروز سلطانی، مردی متمول و خودپسند، پس از پیوند کلیه، هر شب خوابهای غریبتری درباره امیر افشین، پسرخالهای که از دنیا رفته، میبیند. با همراهی دوستش، در جستجوی دختری به نام حنانه فراهانی میرود و …
دانلود رمان نیش
- بدون دیدگاه
- 18 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : نازنین 87
- دسته : عاشقانه , ایرانی , رایگان
- کشور : ایران
- صفحات : 219
- بازنشر : دانلود رمان
- قرار گرفت
دانلود رمان نیش
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان نیش
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
درباره شخصی است که برگشته تا انقام بگیرد و زندگی بقیه را به نابودی بکشد ...
درباره دختر و پسری تنها است که مسیر زندگی این دو را سر راه هم ...
درباره ی دختری که تو یه یتیم خونه عاشق یه گرگ میشه ولی نمیدونه که ...
درباره شخصی معروف و پولدار که ظاهرا زندگی آرام و خوبی را سپری میکند اما ...
درباره دختری به نام آیلین که با اهورا پسر یک خان بزرگ ازدواج میکند تا ...
این روایت دربارهٔ دختری به نام ساقیکه است؛ دختری سرگرده که تا به امروز هیچیک ...
رمان جواهر بخش ای ( Ang Mutya ng Section E )درباره جی جی ، دانشآموز ...
درباره دختری به نام توتیا که تصمیمی اشتباه میگیره و همین موضوع باعث میشه تا ...
درباره رابطه عاشقانه رها و سورن که اتفاقاتی باعث میشه تا …
...داستان عاشقانه استادی به نام نیما و دانشجویی به نام آهو است که …
...رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...
درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …
...درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...
درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...
درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...
درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …
...درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …
...درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...
درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …
...درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...
رمان های جدید
پیروز سلطانی، مردی متمول و خودپسند، پس از پیوند کلیه، هر شب خوابهای غریبتری درباره ...
دستهای خستهی آوا، زنی تنها و سیساله که تا به حال تنها به تنهایی به ...
استاد شهرزاد فرهمند، پس از سالها کوششی بیوقفه، تحصیل مستمر و یکسری جهشهای پشتسرهم؛ در ...
من مسیحم؛ مردی که بعد از خیانت همسرش، اعتمادش را به تمام زنها از دست ...
داستان هیلدا، ماساژوری که در محل کارش با پسری بدخلق و کمطاقت به نام دامون ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان نیش
کتابخانه نوظهرا
کاربر انجمن نوظهرا – ۷۸ نفر – شین
۳
«اگر اینجا برف میبارد، زود بهسراغ داروخانه برو.
باید از داروهای شگفتانگیز برای نارنجروزی کهام استفاده کنم.»
«زهرِ مامان از اسمان کاغذی میافتاد؛ او به مادرش فریاد زد و گفت: «نمیخواهی بروم.»
او که دیگر بیدفاع شد، سرنوشتش را به دست مادرش واگذار کرد.
دستهایش را بهسوی داروخانه کشید، اما در همان لحظه دستهایش از هم پاشید.
پزشک نزدیک شد و گفت: «برو، اینجا هست.»
او در اتاق انتظار ایستاد؛ صدای قدمهایش در راهرو طنیندار شد، اما در دلش هنوز امید نداشت.
—
«چرا اینچنینست؟» پرسید مادر، چهرهاش پر از درد.
«سلام…» صدای ضعیفی از پشت دیوار آمد.
در همین حین صدای زنگ در بهصدا آمد؛ درهای داروخانه باز شد و یک بوی تلخ از شیشههای دارویی به مشام میرسید.
«شما چه میخواهید؟» صدای مردی در پشت صندوق پرسید.
مادر سرش را خم کرد و آهی عمیق کشید؛ اشکهایش روی لبهایش میلغزید.
—
«اینبار بهنهایت میروم،» گفت مردی که بهنظر میرسید دکتر باشد؛ «باید تصمیم بگیریم که چهکار کنیم.»
بهسرعت بهدستهای مادر رسید و گفت: «من میخواهم تو را از این درد نجات دهم.»
اما مادر، که از دلپذیری خسته شده بود، سر خود را پایین آورد و نگاهی به فرزندش انداخت؛ چشمانش خالی از امید بود.
—
«نمیدانم چرا اینچنین میشود،» گفت پسرک که هنوز در تخت خوابیده بود.
«نمیخواهم اینجا بمونم،» مادر آهی کشید، «اگر بخواهم زنده بمانم، باید از اینجا برویم.»
بهسودی از گوشهات میآمد صدای یک کودک که در حال گریه بود؛ صدایش در دل فضا پر میشد.
—
دکتر بهسرعت بهمقابل مادر ایستاد: «اینبار من میخواهم تو را از این درد نجات دهم، اما تو باید تصمیم بگیری.»
مادر دستش را بر روی سینهاش گذاشت و گفت: «اگر میخواهم زنده بمانم، باید از اینجا بروم.»
در حالی که نور خورشید از پنجرهی بزرگ بهدرون اتاق میتابید، همه چیز بهظاهر آرام میشد؛ اما در دل هر یک از آنها یک رعد و برقی از اضطراب میچرخید.
—
پایان.
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه






