دانلود رمان بهشت خیس من

درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه , پسر اول فکر میکنه که دختر خیابانیه ولی بعد میفهمه که …

دانلود رمان بهشت خیس من

تخفیف ویژه

150.000 تومان

69.900 تومان

150 هزار تومان

29.900 تومان

دانلود رمان بهشت خیس من

رایگان

رمان های رایگان

درباره دختری به نام قاصدک است که پایبند مردی پر تکبر به نام باربد است ...

درباره یه دختر خدمتکار که اتفاقای بدی براش میوفته و …

...

درباره دختری به نام اقلیما که در یک تالار عروسی مشغول به کار است . ...

درباره ارغوان زن جوانی است که به تازگی همسرش رو از دست داده و با ...

درباره فردی که از دست یه هیولا ، گیر یه قاتل میوفته و بدی داستان ...

درباره دختری به نام نازلی با زندگی تلخی که داشته به یک مرد به نام ...

درباره دختری به نام پرستو در شهر کاشان میباشد که یک کارگاه قالی بافی دارد ...

درباره دختری به نام همراز که بطور تصادفی و اشتباه وارد زندگی پسری میشه و ...

درباره زنی تحصیل کرده است که از وضعیت کنونی اش راضی نیست و دلش نمیخواد ...

داستانی عاشقانه درباره هلیا که ملقب به هکر قلب است و با پسری که ملقب ...

رمان های مشابه

رمان های اتفاقی

درباره یه پدر جذاب که هیچوقت به هیچ زنی جدی فکر نمیکنه تا اینکه یه ...

درباره بوکسوری حرفه ای به نام عمران است که برای خراب کردن بهزاد با خواهرش ...

درباره دختر و پسری به نامهای پریماه و محمد میباشد . محمد که گذشته خوبی ...

درباره دختری شیطونیه که عاشق پسر عموش میشه . از قضا پسر عموش استاد درسای ...

داوود با نیت تلافی و خشمِ فروخورده، قدم به زندگی نازنین می‌گذارد. نازنین، بی‌آن‌که از ...

رمان های جدید

«مسیح، با قلبی که سال‌ها پیش در آتشِ عشقِ سوخته بود، اکنون در هیبتِ قدرتمندترین ...

«شبِ غافلگیریِ برادر برای ماهین به کابوسی مبدل شد که در آن، خطایِ مستیِ بهترین ...

درباره دختری به نام رومیسا که مادرش اونو مقصر غرق شدن خواهرش میدونه و اونو ...

درباره دختری به اسم بلا که با پدربزرگش زندگی میکنه و با بالا رفتن سنش ...

دو جوانِ سرکش که برای چشیدنِ طعمِ استقلال، تن به قمارِ پدربزرگ می‌دهند؛ راهی شدن ...

دانلود رمان بهشت خیس من

ادامه ...

صدای چند ضربه به شیشه و سپس صدای آن را شنیدم.
نجار فقیری که می‌گفت:
آقا، شما آتیش دارید؟
همین الان تماسم را تمام کرده بودم و …
هنوز داشتم با دوست دختر جدیدم حرف می‌زدم سرم را بلند کردم
و دختری رو توی دهه ۲۰ سالگی دید که
چشمان سیاه و موهای سرش را خم کرده بود و سیگار می‌کشید.
لبخند زنان به من نگاه می‌کند.
لیوان را باز کردم و مودبانه گفتم:
عزیزم؟
صدای اخبار شما رو تا جایی که من میگم پایین بیار
ناخودآگاه، نگاهم به رادیو اتوموبیل افتاد که
رویش را برگرداند و من دوباره به آن نگاه کردم و دیدم که او …
قفل در عقب را باز کرد و در اتومبیل نشست و گفت: واضح است که تو خودت را حس نمی‌کنی!
کمی عصبی شدم و گفتم:
چه می‌خواهی؟
با یک پر روی صورتش خم شد و با لحن وسوسه‌اش گفت:
“تو آتیش داری؟” .

نه، پیش من نیست، بی‌خیال
چرا همیشه موقع حرف زدن با من اینقدر می‌خندی؟
تو رو از اون طرف خط میبینه
با همچین احساس خاصی حرف می‌زنی؟
بهت گفتم که ازسر راهم بری کنار، چون دیگه تحمل ندارم که یه عوضی مثل تو منو اذیت کنه

راکشمیدو من تا حالا مردی رو ندیدم
اینجوری با همسرش حرف بزنه
و سعی کرد
خود را از شکاف میان دو صندل سرخ به داخل فشار دادم و خود را روی صندلی پزشک جا دادم، اما دستم را روی شکاف میان دو صندل برهم ساجی که پایم را روی آن گذاشته بودم، گرفتم.
و نگذاشت پیش بیاید.
با یک حرکت آن را به بدن او داد. ناگهان دستم روی صورتم لغزید.
سینه‌های بزرگش
برای لحظه‌ای به هم نگاه کردیم، دختر روی لب‌هایش.
لبش را گاز گرفت و دستم را گرفت
گفت:
اوه اوه چه گرمه بنشین، عزیزم.
هنوز خیلی زود است، نمی‌توانید …
با من باش!
از کلمات تند او متنفر شده بودم، و چون شرایط،
نسبت به او احساس ضعف می‌کردم.
می‌خواستم به خاطر خودم از قدرت مردانه – م استفاده کنم
من هم او را سرزنش کردم
صدام گفت: از شر سگت خلاص شو. گفت
تو به من بدن یه شیطان رو دادی وقتی من زدمش اون ترسیده بود و خودش رو روی صندلی دون‌ها انداخته بود
و گفت:
باشه، باشه، چرا تو یه هیولا شدی؟ من فقط می‌خواستم
تا سیگار کنار تو بکشم
بذار پیاده ببینمش کی بهت اجازه داد سوارش بشی؟ همچنین
! میخوام الان کنار خودم سیگار بکشم
در وسط دنده‌ام، قلبم و بندر، تلفن من سریع حرکت می‌کند.
وقتی زنگ خورد، اسم دوستم رو دیدم
قبل از اینکه جواب بدم، گوشش رو از داشبورد برداشت و
پاسخ داد:
بله لطفا
وقتی دیدم دارد می‌گوید، خم شدم تا با او حرف بزنم.
من نامزدشونم درسته؟
هنگامی که او را دیدم از گستاخی ادبی او مبهوت شدم
تلفن رو با یه لبخند کج قطع کن و بعدش اون
با صدای کامل گفت
بی‌خیال، حالا باید دهنت رو تمیز کنی
افتضاح بزرگی بود.
میتونی منو بزنی؟
کدوم پات رو میخوای بزنی؟ میخوای با پای سوم من رو بزنی
که من …
می تونه خوش بگذرونه؟
من درکت نمی‌کنم فقط برو چون نمیخوام
دستت رو بالا ببری؟

ریآب، منو اخراج نمی‌کنی؟
با خشم فندک را فشار دادم
سرم را به فرمان تکیه دادم تا به او فرصت حرف زدن ندهم،
برای لحظه‌ای احساس کردم که گوشم را می‌مکید.
دستم را روی گلویش گذاشتم و به آرامی او را عقب کشیدم،
اما با هر دو دست دستم را گرفت و مرا بیرون فرستاد.
و گفت:- عزیزم من چقدر خیس هستم؟ چطوری اینقدر منو دوست داری؟
بد رفتاری؟ من قبل از آتش سوزی از شما چه خواستم؟
– لطفا سیگارت را روشن کن و برو پیاده روی من
من مشکلی ندارم
گوش دوباره زنگ خورد و این بار تلفن را جواب دادم.
سعی کردم اعصابم را کنترل کنم و آرام باشم
با اینکه میدونستم همه چت ها رو از انرژی خودم میشنوم جواب بدم
می فهمم، سعی می کردم در همه چیز به او کمک کنم
صدام را عادی کردم.
– حالا دستم بسته است، پشت فرمانم، خودم هر چه زودتر
به محض اینکه آزاد شدم گوشیم زنگ خورد که دیدم جیغ میکشه
رفت بالا و…
شروع کرد به آه کشیدن و فریاد زدن:
-آه آره بیا پیش من عشقت رو بمال بیا تو خونه بت من
جنایت کن آره من مال تو هستم… گیج بودم و نمیدونستم چیکار کنم.
برای من، اولین کاری که ممکن بود و بلافاصله انجام دادم
گوشی را قطع کردم و دستم را روی لبش گذاشتم
خفه شو.
شروع کرد به پارو زدن روی زین جلو
بالاخره کف دستم را گاز گرفت و مجبورم کرد به او سیلی بزنم
من به آن پاسخ خواهم داد.
به دلیل نگاه های سنگی عابران پیاده با عجله رانندگی کنید
روشنش کردم و شروع کردم به راه رفتن، صورتش را گرفته بود
و با صدای بلند می خندید.
وقتی نفسش بند آمد خم شد و فندکی روشن کرد
سیگارش را کشید و بالاخره سیگارش را روشن کرد، اما
هنوز داشت لب هایش را می مالید.
سیگارش به نصف رسید
سیگار را با انگشتش روی لبم آورد، زیر چراغ
چشمانم به انگشتان کشیده و لاک زده اش کشیده شده استافتاد ، عصب و تلخ شده بودم و از اينکه ناخواسته در
ر اختيار اين دخت بودم ، اعصابم بھم ريخته بود .
تو برخورد باھاش گيج بودم و نمی دونستم چطور بايد
باھاش کنار بيام که ي خيال من بشه .
زير چشمی نگاھش کرد و ديدم با لبھای نيمه باز منتظر
اينه که از سيگار کام بگتم .
فيتيله سيگار با رژش تغيت رنگ داده بود ، لبم رو
ناخواسته باز کردم و پک ر سنگيب به سيگار زدم .
طعم و عطر رژش روی ر لبھام حس ميشد ، وقب از سيگار
کام گرفتم انگار تا حدی ترسش ريخته بود ، چون روی
صندل عقب برگشت ، اما من ھنوزحواسم بھش بود .
پخش ر ماشي رو روشن کرده بود و صندل جلو رو
خوابونده بود و ھنوز داشت لپش رو ميماليد و زير لب
ھمراه با صدای خواننده آروم ميخوند و از سيگار کام
ميگرفت .
“اين آخرين دفاعمه، پيش تو اقرار می کنماگه گناھه عشق من، دوباره تکرار می کنم
ر ھر ضبه ی نگاه تو با ختم از آخر
من پاک ميشم ،تو تن آغوش ي گناه تو
ده دقيقه ای بود که داشتم تو اتوبان متوندم که بھم
گفت :
– من ھنوز خيسم …
– به من چه؟
-خوب زدی ر تو گوشم ، بيشت دلم خواست !
– تو که سيگارت رو کشيدی؟ ديگه چ دلت خواست !

ر اوي ر که بي پاھات زندانيش کردی رو …
ساکت شدم . دلم نمیخواست بخاطر سن کمش به
چشم يه زن بد بھش نگاه کنم ، اما اون برعکس انگار با
اضار میخواست اين حس رو برای من تداعی کنه .
-بگو با اون امشب میخوای منو بک رب؟ يالا ، يالا بگو که
دلت ميخواد اين بدن تازه رو دستمال ر کب و رو ھرجای
ر بدنم که خواسب خال ر کب !-
ر يه چتی بھت بگم؟
– ھرچ دلت ميخواد بگو !
-خيلی ر کثيف !

نه به جون تو ، کثيف نيستم ، خودت ببي ر
بدون اينکه منتظر جواب من باشه ، ساپورت مشکی و
ش.ورتش رو با ھم داد ر پايي !
چشمم به رونھای ر خوشت ر اش و بھشت تمتش افتاد که
با عبور از زير چراغھای اتوبان مثل نوری که تو آيينه
ر ميفته ، برق متد .
بالای بھشتش رو به حالت عدد ھفت فارش طرح زده
بود و تتوی دو تا قلب که به ھم گره خورده خودنماي
ميکرد . پوستش به شدت سفيد و لطيف به نظر ميومد
با خنده گفتم :
-نيگاش کن چه تتوي ھم زده !

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
توییتر

7 دیدگاه دربارهٔ «دانلود رمان بهشت خیس من»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌

ما یک موتور جستجوی رمان هستیم
اگر رمان شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

برای مطالعه کامل رمان کلیک کنید

برای پشتیبانی میتوانید از تلگرام ، ایمیل یا فرم تماس با ما در ارتباط باشید

فرم تماس با ما

[contact-form-7 id=”3211″ title=”فرم تماس”]

برای بازیابی رمز عبور از اینجا اقدام کنید.

در سایت عضو شوید

اگر عضو هستید از اینجا وارد شوید.