درباره یه پدر جذاب که هیچوقت به هیچ زنی جدی فکر نمیکنه تا اینکه یه روز یه دختر …
دانلود رمان پدر هات من
- 2 دیدگاه
- 13,890 بازدید
دانلود رمان پدر هات من
150.000 تومان
69.900 تومان
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
📚 این رمان هارو حتما بخون عالین ▾
🎲 اینم رمان های اتفاقی یهویی ▾
🚀 اوف اینم رمان های جدیدمون ▾
- قسمتی از رمان
دانلود رمان پدر هات من
پدر هات من
فصل اول
اسکات
آروم و بی صدا قل م ȗخورم سمت لبه ی تخت، پاهام رو
م ȗندازم پایین و آماده م ȗشم که بزنم بیرون. من از اون
آدم هایی نیستم که شب بمونم و صبحونه بخورم. این کار
فقط باعث م ȗشه زن ها فکر کنن خبریه و قراره رابطه مون از
اون چیزی که اولش توافق کردیم فراتر بره.
من کلا ًدو تا قانون دارم. اول، همیشه از کاندوم استفاده
م ȗکنم. دوم، هیچ وقت نم ȗذارم طرف فکر کنه خبری از دور
دوم و این حرف هاست.
عاشق زن هام. عاشق چشم هاشون، منحن ȗهای بدنشون،
اون جای تنگ و صورت ȗشون و صدای ریزی که درمیارن
ِ وقت ȗانگشت هام، یا بهتر بگم آلت من، تا ته توشون فرو
رفته. ول ȗهر چقدر هم که عاشق شون باشم، اصلا ًقصدم
نیست که یکیشون رو دائم ȗوارد زندگیم کنم. وقت ȗیکȗ
رو دائم ȗداری، ممکنه یه روزی ولت کنه و بره. حالا یاخودش بخواد یا دست تقدیر، ول ȗتهش یه جوری م ȗره.
این یه حقیقته.
دانلود رمان پدر هات من
واسه همین همیشه حواسم هست که نه من به کسی
ِ
وابسته بشم، نه اونا به من. شاید به نظر بقیه زندگȗ
این سبک زندگ ȗام.
ِ
غم انگیزی باشه، ول ȗمن عاشق
هفته رو
ِ
م ȗتونم با اطمینان بگم پنج شب از هفت شب
خونه ی یک ȗدیگه رو
ِ
دارم تخت یا کاناپه، یا اصلا ًدیوار
امتحان م ȗکنم. دوست های فوق العاده ای دارم که هیچ وقت
از کارام ایراد نم ȗگیرن. شغل ȗدارم که عاشقشم، رئیسȗ
دارم که جون م ȗده واسه رو اعصابش راه رفتن، و همکاری
دارم که انقدر کرم م ȗریزم اذیتش کنم که گاه ȗحس
ِ م ȗکنم ممکنه با دربازکن بطری چشم هام رو دربیاره.
دانلود رمان پدر هات من
کاندوم استفاده شده ای که چند لحظه پیش کف اتاق ول
کرده بودم رو برم ȗدارم، م ȗندازم توی سطل آشغال و با
عجله لباسام رو م ȗپوشم. لازم نیست نگران سر و صدا
باشم، چون زن ȗکه امشب با خودم آورده بودم، جوری
خروپف م ȗکنه که انگار قطار باری داره از توی اتاق رد
م ȗشه. یه لبخند گوشه ی لبم م ȗشینه؛ حداقلش اینه که
بهش خوش گذشته.درِ خونه ش رو م ȗبندم و اپلیکیشن اوبر رو باز م ȗکنم.
ِ
خونم همین چند خیابون اون ورتره، ول ȗعمرا ًتو این بارون
سیل آسا ساعت دو شب پیاده برم خونه.
وقت ȗم ȗرسم طبقه پایین، اوبر دم در منتظرمه. م ȗپرم
صندل ȗعقب و راحت م ȗشینم.
راننده از توی آینه نگام م ȗکنه و م ȗپرسه: »خوش
گذشت؟«
قبل از اینکه از خونش بزنم بیرون، حت ȗبه خودم زحمت
ندادم تو آینه نگاه کنم، واسه همین حتما ًقیافه م جوریه
که انگار از ده تا فیلتر رد شدم. خب، حق هم دارم؛ بȚد از
اینکه جوری موهام رو م ȗکشید که انگار کلیدِ رسیدن به
بهشت دست اوناست. البته اون قضیه در مورد چیز
دیگه ای بود که با ملایمت بیشتری باهاش رفتار م ȗکرد.
جواب م ȗدم: »آره رفیق، عال ȗبود.«
راننده م ȗخنده، سرش رو برم ȗگردونه و راه م ȗافته. اسمش
برام آشناست، ول ȗخب من انقدر که تو اوبر وقت
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه

2 دیدگاه دربارهٔ «دانلود رمان پدر هات من»
واسه چی نمیاره
هر چی میزنی دانلود نمیشه بخونی بابا اعاصب آدم خورد میکنید نمیزاری چیزی که دوست داریم بخونیم