درباره یه پدر جذاب که هیچوقت به هیچ زنی جدی فکر نمیکنه تا اینکه یه روز یه دختر …
دانلود رمان پدر هات من
- 2 دیدگاه
- 14,761 بازدید
دانلود رمان پدر هات من
150.000 تومان
69.900 تومان
150 هزار تومان
29.900 تومان
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان پدر هات من
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
درباره زنی متعلقه به نام محیا که به همراه فرزند خردسالش هستی پا به خانه ...
درباره دختر جوونی به نام عاطفه که نوزده سالشه و عاشق یه خواننده است که ...
درباره زنی بیوه که پدربزرگش از ترس بدنامی برای او تصمیمی میگیرد که …
...در کوران آتش کینهتوزی، روایتی از عشقی سوزان جان میگیرد. این قصه پر فراز و ...
درباره دختری به نام یغما است که برادرش در یک درگیری با مزاحمش مرتکب قتل ...
درباره شوکا یه دختر سانتی مانتال و شیطون که سر راه هیدارا حاجی جوون قصه ...
درباره دختری به نام دلناز و دو برادرش است . این دو برادر یکی دوستدار ...
داستان یخبندان با حضور یک دانشجوی جوان پزشکی آغاز میشود؛ راوی بینامی که زندگی آرامش ...
درباره دختری که نمیخواد به اجبار با پسر عموی بی بند و بارش ازدواج کنه ...
درباره دختری که به اصرار پدرش مجبور میشه با پسری مذهبی ازدواج کنه تا …
...رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...
درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …
...درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...
درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...
درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...
درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …
...درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …
...درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...
درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …
...درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...
رمان های جدید
بهار دختری است که پس از فوت پدرش، همراه خانوادهای گرفتار مشکلات مالی، روزهای سختی ...
چکاوک، دختر جوان روستایی، زیر فشار و اجبار پدرش در آستانه ازدواج موقت با پیرمردی ...
با مرگ تلخ پدر و مادر در یک سانحه تصادف، مهناز ۱۴ ساله و برادر ...
روزگاری بهار محبوبترین دختر دانشکده بود و خاطرخواهان فراوانی داشت، اما در میان آنهمه توجه، ...
این داستان درباره دختری به اسم ماهی است؛ دختری بسیار شاد، پرنشاط و شیطون که ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان پدر هات من
پدر هات من
فصل اول
اسکات
آروم و بی صدا قل م ȗخورم سمت لبه ی تخت، پاهام رو
م ȗندازم پایین و آماده م ȗشم که بزنم بیرون. من از اون
آدم هایی نیستم که شب بمونم و صبحونه بخورم. این کار
فقط باعث م ȗشه زن ها فکر کنن خبریه و قراره رابطه مون از
اون چیزی که اولش توافق کردیم فراتر بره.
من کلا ًدو تا قانون دارم. اول، همیشه از کاندوم استفاده
م ȗکنم. دوم، هیچ وقت نم ȗذارم طرف فکر کنه خبری از دور
دوم و این حرف هاست.
عاشق زن هام. عاشق چشم هاشون، منحن ȗهای بدنشون،
اون جای تنگ و صورت ȗشون و صدای ریزی که درمیارن
ِ وقت ȗانگشت هام، یا بهتر بگم آلت من، تا ته توشون فرو
رفته. ول ȗهر چقدر هم که عاشق شون باشم، اصلا ًقصدم
نیست که یکیشون رو دائم ȗوارد زندگیم کنم. وقت ȗیکȗ
رو دائم ȗداری، ممکنه یه روزی ولت کنه و بره. حالا یاخودش بخواد یا دست تقدیر، ول ȗتهش یه جوری م ȗره.
این یه حقیقته.
دانلود رمان پدر هات من
واسه همین همیشه حواسم هست که نه من به کسی
ِ
وابسته بشم، نه اونا به من. شاید به نظر بقیه زندگȗ
این سبک زندگ ȗام.
ِ
غم انگیزی باشه، ول ȗمن عاشق
هفته رو
ِ
م ȗتونم با اطمینان بگم پنج شب از هفت شب
خونه ی یک ȗدیگه رو
ِ
دارم تخت یا کاناپه، یا اصلا ًدیوار
امتحان م ȗکنم. دوست های فوق العاده ای دارم که هیچ وقت
از کارام ایراد نم ȗگیرن. شغل ȗدارم که عاشقشم، رئیسȗ
دارم که جون م ȗده واسه رو اعصابش راه رفتن، و همکاری
دارم که انقدر کرم م ȗریزم اذیتش کنم که گاه ȗحس
ِ م ȗکنم ممکنه با دربازکن بطری چشم هام رو دربیاره.
دانلود رمان پدر هات من
کاندوم استفاده شده ای که چند لحظه پیش کف اتاق ول
کرده بودم رو برم ȗدارم، م ȗندازم توی سطل آشغال و با
عجله لباسام رو م ȗپوشم. لازم نیست نگران سر و صدا
باشم، چون زن ȗکه امشب با خودم آورده بودم، جوری
خروپف م ȗکنه که انگار قطار باری داره از توی اتاق رد
م ȗشه. یه لبخند گوشه ی لبم م ȗشینه؛ حداقلش اینه که
بهش خوش گذشته.درِ خونه ش رو م ȗبندم و اپلیکیشن اوبر رو باز م ȗکنم.
ِ
خونم همین چند خیابون اون ورتره، ول ȗعمرا ًتو این بارون
سیل آسا ساعت دو شب پیاده برم خونه.
وقت ȗم ȗرسم طبقه پایین، اوبر دم در منتظرمه. م ȗپرم
صندل ȗعقب و راحت م ȗشینم.
راننده از توی آینه نگام م ȗکنه و م ȗپرسه: »خوش
گذشت؟«
قبل از اینکه از خونش بزنم بیرون، حت ȗبه خودم زحمت
ندادم تو آینه نگاه کنم، واسه همین حتما ًقیافه م جوریه
که انگار از ده تا فیلتر رد شدم. خب، حق هم دارم؛ بȚد از
اینکه جوری موهام رو م ȗکشید که انگار کلیدِ رسیدن به
بهشت دست اوناست. البته اون قضیه در مورد چیز
دیگه ای بود که با ملایمت بیشتری باهاش رفتار م ȗکرد.
جواب م ȗدم: »آره رفیق، عال ȗبود.«
راننده م ȗخنده، سرش رو برم ȗگردونه و راه م ȗافته. اسمش
برام آشناست، ول ȗخب من انقدر که تو اوبر وقت
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه







2 دیدگاه دربارهٔ «دانلود رمان پدر هات من»
واسه چی نمیاره
هر چی میزنی دانلود نمیشه بخونی بابا اعاصب آدم خورد میکنید نمیزاری چیزی که دوست داریم بخونیم