دانلود رمان تا تباهی

«مهسیما، قربانی لغزش‌های جوانی، در گردابِ پرونده‌های جناییِ واقعی گرفتار می‌آید. این رمان، کشمکشی میانِ عشقِ خیال‌انگیز و اشتباهاتِ جبران‌ناپذیر است.»

 

دانلود رمان تا تباهی

رایگان

دانلود رمان تا تباهی

رایگان

رمان های رایگان

درباره دختری به نام پرستو در شهر کاشان میباشد که یک کارگاه قالی بافی دارد ...

درباره عاشقی و حال و هوای عشاق است که خدا اونهارو چطور امتحان میکنه و ...

الینا یک کارمند معمولی با زندگی‌ای نسبتاً ساده است. یک روز در محل کار، یک ...

درباره سه تا دختر دانشجو است که تو شیراز دنبال خونه دانشجویی میگردن چون خوابگاه ...

امیر برای نجات کامیار از چنگالِ تغییراتِ هولناک و مرموزِ شخصیتش، دست به کار می‌شود، ...

درباره رابطه عاشقانه باران و پیمان که وقتی میفهمن واقعا عاشق همدیگه هستن با هم ...

سارا، دختر یزدی که در دوران دانشگاه دل به همکلاسی ترکمنش، آراز، دل بسته بود، ...

درباره دختری به نام یگانه میباشد که پدر و مادرش را از دست داده و ...

درباه دختری قد و مغرور است که برای خونخواهی مادرش وارد یک شرکتی میشود ولی ...

«در دنیایی که میراث هر خانواده، سلطه بر دیگران و تملک جان انسان‌هاست، نیلوفر با ...

رمان های مشابه

رمان های اتفاقی

درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...

درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …

...

درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...

درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...

درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...

درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …

...

درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …

...

درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...

درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …

...

درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...

رمان های جدید

داستان درباره دختری به نام نوشین است که آشنایی‌اش با پسری به نام پیام، از ...

هاتف‌خان، رئیس سازمان قاچاق عتیقه که سال‌ها را به پژوهش‌های تاریخی و کشف رموز گردنبندهای ...

قهرمان اصلی رمان «پرنسس آهنی» پادشاه خیابان وال‌استریت است؛ مردی که هیچ‌کس به سخنانش گوش ...

مردی خوش‌چهره و پر از عضله، که همراهی‌اش یک شوگر است و اصلاً علاقه‌ای به ...

اریکا با آرزوهای بزرگی بزرگ می‌شود که هرگز نمی‌تواند به آن‌ها برسد. پدرش او را ...

دانلود رمان تا تباهی

ادامه ...

هر انسانی، فلسفه‌ای برای بودن دارد؛ یکی در جست‌وجوی شهد لذت است، دیگری در کوره کار ذوب می‌شود و آن یکی، تمام جهانش را در چهاردیواری خانواده معنا می‌کند. ما نیز در مسیر زندگی، گاهی با قطب‌نمای هدف پیش می‌رویم و گاهی، سرگردان در بی‌هدفی مطلق، به دست باد سپرده می‌شویم.

گاهی چنان در چنبره‌ی تعصبات و باورهای کهنه گرفتار می‌شویم که تنفس در این حصار، طعم اسارت می‌دهد. در آن لحظاتِ خفگی است که روحت بال‌و‌پر می‌گشاید تا از میانِ همین روزمرگی‌ها، راهی برای فرار از این بندهای نامرئی بسازد. گاهی هم آن‌قدر مستِ باده‌ی خوشی‌های زودگذر می‌شویم که یادمان می‌رود غم و اندوه، همچون گرگ‌هایی گرسنه در سایه‌ها کمین کرده‌اند تا در فرصتی مناسب، با طوفانی بنیان‌کن، آوارگی‌مان را رقم بزنند.

نگاهم را از قابِ سردِ آیینه دزدیدم؛ تابِ دیدنِ آن حقیقتِ عریانی را نداشتم که از عمقِ چشمانم فریاد می‌کشید. یادم آمد جایی خوانده بودم: اگر کسی را برای زیبایی‌اش بخواهی، تنها شیفته‌ی یک نقاشی شده‌ای؛ اگر برای نیکی‌هایش بخواهی، تنها در حالِ ادای احترام به یک شخصیت هستی؛ اما عشقِ حقیقی، بی‌دلیل جوانه می‌زند. اعتراف به حقیقت، سخت‌ترین کارِ دنیاست؛ من اما زنی بودم که عادت داشت راست بگوید. باید به این جنون اقرار می‌کردم: من به کسی دل باخته بودم که سهمِ دیگری بود. مردی که در آستانه‌ی پدر شدن بود و دنیایش به زنِ دیگری گره خورده بود.

قرار نیست همیشه حادثه‌ای بزرگ یا رویدادی خارق‌العاده، قلبِ انسان را به لرزه درآورد؛ گاهی دل، اسیرِ جزئیاتی کوچک می‌شود؛ گرفتارِ مهربانی‌های گذرا و کمرنگی که در میانِ شلوغی‌های روزگار، بی‌هوا دریافت می‌کنی. مشتم را باز کردم و با نگاهی لرزان، به صدفِ کفِ دستم خیره شدم؛ صدفی که شاید حکایتِ همان دلِ صدف‌گونه‌ی من بود که در دریایِ طوفانیِ این عشقِ ممنوعه، حالا تنها مانده بود.

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
توییتر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌
پیمایش به بالا

⦿ اگه پرداخت کردید و موفق به دریافت رمان نشدید ، نام رمان و 4 رقم آخر کارت رو ارسال کنید.

⦿ برای رمان های درخواستی هم نام رمان و نویسنده رو ارسال کنید.

⦿ اگه نویسنده هستید و میخوایید رمانتون منتشر بشه با ما در ارتباط باشید.

داستان درباره دختری به نام نوشین است که آشنایی‌اش با پسری به نام پیام، از ...

ما یک موتور جستجوی رمان هستیم
اگر رمان شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

برای مطالعه کامل رمان کلیک کنید

برای بازیابی رمز عبور از اینجا اقدام کنید.

در سایت عضو شوید

اگر عضو هستید از اینجا وارد شوید.