دانلود رمان مردونگیشو

درباره رابطه عاشقانه دختری به نام نیلا و پسری به نام آترین است که یه روز صبح که نیلا از خواب پا میشه …

دانلود رمان مردونگیشو

تخفیف ویژه

150.000 تومان

69.900 تومان

150 هزار تومان

29.900 تومان

دانلود رمان مردونگیشو

رایگان

رمان های رایگان

درباره شخصی است که برگشته تا انقام بگیرد و زندگی بقیه را به نابودی بکشد ...

درباره دختری دبیرستانی به نام نسیم سرخوش که بی ادبو شیطونه و تو دبیرستانی که ...

درباره دختری به نام آیلین که با اهورا پسر یک خان بزرگ ازدواج میکند تا ...

درباره شخصی معروف و پولدار که ظاهرا زندگی آرام و خوبی را سپری میکند اما ...

درباره گتا و خواهرانش که پس از مرگ مادرشان نامه ای از پسرعموی مادرشان دریافت ...

درباره پسری به اسم بهراد است که متوجه حضور نیروهای منفی در اطرافش میشه و ...

درباره دختری همیشه تنها و مهربون که شرایط زندگیش جوری بوده که همیشه غرورش له ...

درباره دختری به نام نازلی با زندگی تلخی که داشته به یک مرد به نام ...

داستان از آنجا آغاز میشود مردی که تاکسی دارد دختری را سوار میکند و …

...

درباره دختری به نام پانته است که دلباخته پسری به اسم کیارش ولی بر حسب ...

رمان های مشابه

رمان های اتفاقی

درباره یه دختر مذهبی دانشجو است که اتفاقاتی برایش میوفتد که مسیر زندگیش را تغییر ...

«علیرضا خان‌زاده، مردی که جهان را زیر انگشتان خود می‌فشرد، تنها نقطه ضعفش عشقِ بی‌پایان ...

شهنام دوست صمیمی پویان به دلیل کینه کهنه و دشمنی پنهان با او خانه ای ...

رمان جواهر بخش ای ( Ang Mutya ng Section E )درباره جی جی ، دانش‌آموز ...

درباره دختری به نام آنابل که پس از به قتل رسیدن پدر و مادرش به ...

رمان های جدید

«مسیح، با قلبی که سال‌ها پیش در آتشِ عشقِ سوخته بود، اکنون در هیبتِ قدرتمندترین ...

«شبِ غافلگیریِ برادر برای ماهین به کابوسی مبدل شد که در آن، خطایِ مستیِ بهترین ...

درباره دختری به نام رومیسا که مادرش اونو مقصر غرق شدن خواهرش میدونه و اونو ...

درباره دختری به اسم بلا که با پدربزرگش زندگی میکنه و با بالا رفتن سنش ...

دو جوانِ سرکش که برای چشیدنِ طعمِ استقلال، تن به قمارِ پدربزرگ می‌دهند؛ راهی شدن ...

دانلود رمان مردونگیشو

ادامه ...

چشمانم را باز کردم
کشید بیرون… آخه گفتم یه جفت.
چشمان سبز عسلی جلوی صورتم قرار گرفت.
لب های نسبتا نازک
ایش.. دستم را روی گونه اش گذاشتم و کمی او را از خودم دور کردم.
بهتره ببینی… با
با دیدن آترین مغزم خراب شد…تو رختخواب بودیم…با تعجب نگاهش کردم.
خودم انجامش دادم
..برهنه بود و آترین
سریع نفس کشیدم و جیغ بلندی کشیدم و گفتم من اینجا چیکار می کنم؟
کجاست؟
اینجا… چه بلایی سرم آوردی آشغال؟
با دیدن تکه تکه های لباسم در همه جای اتاق، احساس گرما بیشتری کردم و
کل ورق خونی را ببینید
من عصبانی شدم. به آترین حمله کردم و شروع کردم به جیغ زدن.
کشیدن و ضربه به سینه.
داشتم سر و گردنش را می گرفتم، دستانم را عقب گرفت و گفت: چته.
نگران نباش وحشی با تمام قدرتی که داشت نتوانست جلوی من را بگیرد.
بگیر… از جام بیرون ریختم و جیغ زدم
گفتم: چه کردی با من چه کردی خدایا آبروی مرا بردی.
آترین پست فطرت.. زباله
با عصبانیت لیوان را از روی تخت برداشتم و روی پارکت انداختم.
کف اتاق خواب را می خواستم
من خودم را برهنه روی پنجره ها می اندازم که به سرعت به هوا پرواز می کنند.
گرفتمش و جیغ زدم: روانی
می خواستی چه غلطی کنی؟
دیگر خجالت نمی کشیدم چون بالای ماه بودم
فحش دادم و جیغ کشیدم
.. فحش می داد
از طرفی با دست های کوچکم سیلی زدم و بس است صدام.
جیغ می زدم هیبرید.
داشتم گریه میکردم گفتم: از اول متنفرم آترین…
میخواستی منو بدبخت کنی هیچی
هیچ عشقی در کار نبود و نیست. لعنتی بدبختم کردی الان کجا میری؟
با این شهرت به من رسیدی
من گم شدم چه غلطی کنم خودکشی کنم
ارباده زد: خفه شو، اشتباه می کنی
از ترس روح از بدنم خارج شد، اما درنگ نکردم و فریاد زدم: هر چه باشد.
من تو را می خواهم
شما نمی توانید کاری انجام دهید
شونه هایم را گرفت، سرم و دوربین مداربسته گوشه سقف را بلند کرد
نشان داده و تهدید شده است

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
توییتر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌

ما یک موتور جستجوی رمان هستیم
اگر رمان شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

برای مطالعه کامل رمان کلیک کنید

برای پشتیبانی میتوانید از تلگرام ، ایمیل یا فرم تماس با ما در ارتباط باشید

فرم تماس با ما

[contact-form-7 id=”3211″ title=”فرم تماس”]

برای بازیابی رمز عبور از اینجا اقدام کنید.

در سایت عضو شوید

اگر عضو هستید از اینجا وارد شوید.