درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …
دانلود رمان در آغوش هوس
- 34 دیدگاه
- 17,793 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : هانا زارع
- دسته : ایرانی , بزرگسال , در حال پخش , عاشقانه , ویژه
- کشور : ایران
- صفحات : 96
- بازنشر : دانلود رمان
- در حال پخش
دانلود رمان در آغوش هوس
150.000 تومان
69.900 تومان
150 هزار تومان
29.900 تومان
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان در آغوش هوس
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
داستان درباره مروارید سپهری است؛ سروان ۲۲ ساله و پلیس جوانی که والدین و خانوادهی ...
داستانی عاشقانه درباره دختری به نام مهناز از خانواده ای بازاری و همسایه اش به ...
درباره دختری جوان و خودساخته به نام نیاز است که گذشته سختی داشته اما هیچ ...
پیروز سلطانی، مردی متمول و خودپسند، پس از پیوند کلیه، هر شب خوابهای غریبتری درباره ...
داستان عاشقانه استادی به نام نیما و دانشجویی به نام آهو است که …
...برخی آدمها نه با رفتن، بلکه با ماندن در سایهی مبهمِ میانِ عشق و غریبی، ...
درباره خانم مهندسی به نام شایسته مجد است که قرار است برای انجام یک پروژه ...
دختری نوزده ساله و تنها… کسی که سایهی بیرحمی روی زندگیاش سنگینی میکند؛ پدرش به ...
درباره دختری به نام شرار است که از چیزی که بدش میاد سرش میاد ، ...
«ساغر، دختری سرکش با روحیهی کودکانه در حصارِ تعصبِ خانوادگی، با پیوندِ غیرمنتظرهاش با «عطا»؛ ...
رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...
درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …
...درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...
درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...
درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...
درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …
...درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …
...درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...
درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …
...درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...
رمان های جدید
هاتفخان، رئیس سازمان قاچاق عتیقه که سالها را به پژوهشهای تاریخی و کشف رموز گردنبندهای ...
قهرمان اصلی رمان «پرنسس آهنی» پادشاه خیابان والاستریت است؛ مردی که هیچکس به سخنانش گوش ...
مردی خوشچهره و پر از عضله، که همراهیاش یک شوگر است و اصلاً علاقهای به ...
اریکا با آرزوهای بزرگی بزرگ میشود که هرگز نمیتواند به آنها برسد. پدرش او را ...
داستان از کشور آلمان آغاز میشود؛ جایی که ماهان سلیوی با خیانت عشقش روبهرو شده ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان در آغوش هوس
با دیدن قطرهی آبی که از موهاش بر روی سینه و گردنش میچکد و پر پیچ و تاب به سمت نوک ممههای صورتیش میرود، بدنم داغ میشود. احساس میکنم خون زیادی از بیضههایم به کلاه کیرم حرکت میکند. حتی بودنم اینجا، خیلی اشتباه است، چه برسد به اینکه بخواهم یک دختر را که داخل حموم است ببینم. دختر با حرکات گردان و فریبنده داخل مشتاش میگیرد و میمالد. همینطور که اونان را چنگ میزند، آروم ناله میکند. کیرم داشت سیخ میشد، باید میرفتم، اما نتوانستم برم، زیرا او من را نمیبیند، پس یکم دیگر میماندم. دختر یک دستش را به سمت پای لایش میبرد و پف دار کیرم را لمس میکند. حس میکردم کیرم در حال سرخوردن است و میدانستم که در حال حاضر باید به شلوارم دست بزنم. دختر انگشتش را لای چاک کیرم قرار داد و من دلم خواست این کیر صورتی را با کیر خودم پاره کنم و سپس زبانم را داخل آن سوراخ تنگش ببرم. با چاله زدن محکم به کِص او، او شروع به مالیدن چوچولش کرد. من زیپ شلوارم را باز کرده و شورتم را پایین کشیدم تا کیرم مثل یک چوب سفت بیرون بیاید. انگشتانم را دور کیرش حلقه کردم و کمی بالا و پایین حرکت دادم. “آه، لعنتی! چقدر خوب بود اگر همهاش را داخل دهان زیبای او میریختم”، دقایقی بعد او وارد سکس شده و در حال لذت بردن از من بود. دختر سرش را بلند کرده و دهانش را باز کرد، آب به دهانش ریخت و سپس آب را نگاه داد. سپس لنگایش را باز کرده و با چهار انگشت کیرش را مالید و آه غلیظی کشید.
حاج معید، سایهوار در راهروهای تاریک عمارت میخزید. نگاهش، لایِ درِ نیمهباز حمام، به حرکتِ ظریفِ دختری که تازه به خانه آمده بود، قفل شد. تمامِ وجودش از هیجانی سیاه و بیمارگونه میلرزید؛ هیجانی که از تماشایِ بیخبریِ دیگری نشأت میگرفت. او در سکوت، شاهدِ معصومیتِ قربانیِ جدیدی بود که هنوز نمیدانست در چه دامی گرفتار شده است.
نبضِ شقیقههایش با ریتمی عصبی میزد. حس کرد کنترلش را بر ذهنِ بیمارش از دست میدهد؛ پس با قدمهایی بلند و بیصدا، از آن فضا فاصله گرفت و خودش را به اتاقِ انتهایی راهرو رساند. در را پشتِ سرش کوبید و به دیوار تکیه داد. نفسهایش تند و بریدهبریده بود. چشمانش را بست و تصویرِ آن چهرهی ناآشنا در ذهنش حک شد؛ تصویری که حالا به بخشِ جداییناپذیرِ افکارِ مشوشاش بدل گشته بود.
او غرق در تخیلاتی بود که مرزهای اخلاق را در ذهنِ تاریکش جابهجا میکرد. لرزشی در دستانش بود که نه از سرِ هیجانِ جسمی، که از سرِ یک اشتیاقِ کور برای «تصاحب و درهمشکستن» بود. او میخواست آن دختر را به زانو درآورد، میخواست صدای خرد شدنِ آن غرورِ بیخبر را بشنود.
هنوز در حصارِ افکارِ مسمومش بود که صدایِ تقهای به در، او را به دنیایِ واقعیت پرتاب کرد. سکوتِ اتاق با صدای لرزان و دخترانهی «حنا» شکسته شد:
— حاج معید؟ … حاج معید، شما اینجایید؟
صدایِ حنا، آنقدر نزدیک بود که انگار دیوارهایِ اتاقِ کوچک، دیگر هیچ حفاظی بینِ آنها باقی نگذاشته بود. حاج معید، چشمانش را با خشم باز کرد و به درِ چوبی خیره شد. لبخندی کج، سرد و تهدیدآمیز بر لبانش نقش بست. او میدانست که بازیِ شکار، درست از همین لحظه آغاز شده است.
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه







34 دیدگاه دربارهٔ «دانلود رمان در آغوش هوس»
عالی ولی دانلود نمیشه
دوست داشتم مرسی
🗿
سلام ببخشید رمان دانلود نمیشه باید چکار کنیم
چرا دانلود نمیشه
اصلا دانلود نمیشه🖤
سلام چند وقت دیگه دان میشه
میشه بگید چطوری میشه دانلود کرد خوند
سلام چند روز دیگه میشه دانلودش کرد؟؟؟
خوب
چرا رمان در آغوش هوس دانلود نمیشه؟
بزودی
سلام ببخشید چند روز دیگه میشه دانلودش کرد؟؟؟