لیالی بعد از اینکه باور کرد همسرش یاسر در سوریه شهید شده، با برادر او، ادریس، ازدواج کرد. او درست وقتی در زندگی دومش طعم عشق را چشیده بود، با کابوسِ بازگشتِ یاسر روبهرو شد. یاسر زنده است و این یعنی تمام رشتههای زندگیِ تازه لیالی پنبه شده؛ چرا که طبق قانون، او حالا دوباره همسر یاسر است و غریبهای در چشمِ ادریس ..
دانلود رمان من شوهرتم بفهم
- 3 دیدگاه
- 7,353 بازدید
دانلود رمان من شوهرتم بفهم
150.000 تومان
69.900 تومان
150 هزار تومان
29.900 تومان
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان من شوهرتم بفهم
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
ترزا نوبل، دختری خجالتی و کمرو، در پی قراردادی تجاری که پدرش با الساندرو دی ...
درباره دختری مرد ستیز به نام رژا است که به دلیل سختی هایی که تو ...
درباره رابطه عاشقانه دختری به نام رویا و پسری به نام علی است که …
...درباره دختری که به اجبار با مردی مغرور ازدواج میکنه که اون مرد حسی به ...
درباره دختری شیطون به نام پریناز است که عاشق دوست برادرش میشه ولی برادرش رو ...
درباره گذشته مجهول دختری به نام گیسو موحد که به خاطر همون گذشتش خیلی تغییر ...
صدایی در گوشم میپیچید که اجازه میداد خوابم نرود. ناگهان صدایی تیز بههمپاشید و چشمانم ...
درباره مردی به نام علی که همسرش رو از دست میده و قاتل همسرش فردی ...
درباره ملورین ، یه دختر ساده اما خیلی شیطون که به دنبال علت مرگ خانواده ...
در تمام مدتی که «ایزیدور» خودش را با کار روی سهام و محاسبات غرق کرده ...
رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...
درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …
...درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...
درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...
درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...
درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …
...درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …
...درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...
درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …
...درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...
رمان های جدید
داستان درباره دختری به نام نوشین است که آشناییاش با پسری به نام پیام، از ...
هاتفخان، رئیس سازمان قاچاق عتیقه که سالها را به پژوهشهای تاریخی و کشف رموز گردنبندهای ...
قهرمان اصلی رمان «پرنسس آهنی» پادشاه خیابان والاستریت است؛ مردی که هیچکس به سخنانش گوش ...
مردی خوشچهره و پر از عضله، که همراهیاش یک شوگر است و اصلاً علاقهای به ...
اریکا با آرزوهای بزرگی بزرگ میشود که هرگز نمیتواند به آنها برسد. پدرش او را ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان من شوهرتم بفهم
حاج نعیم: «این چه حرفیه حاجی؟ زن من رو بدم به برادرزادهم؟ فکر کردی من احمقم؟ سه ماه پیش که کاسه چه کنم چه کنم دستت بود، میگفتی این زنِ من بود، باید عقدش کنی! حالا شده زنِ یاسر؟»
با خشم، سینه ادریس را کوبید: «این دین و ایمانی که ازش دم میزنی، حرف خداست پسر! زنِ من بود تا وقتی که فکر میکردیم داداشت شهید شده. الان شوهرش زنده است! شوهـرش منـــم!»
شناسنامه لیالی را بیرون کشید و با خشم صفحه دومش را باز کرد. «اینجا اسم من، ادریس عیاران، به عنوان شوهرش ثبت شده! پس شوهـرش منم، نه یاسر! دین ما با باد عوض میشه؟ حرف خدا عوض میشه؟ لیالی زن منه، زنِ من! حالا جرات نداری به پسرت بگی زنش سه ماهه زنِ منه؟»
صدای لرزان مادرشان، آتیه خانم، سکوت را شکست: «یا فاطمه! چی شده شما دو تا؟ صداتون تا بیرون میره!»
وضعیت مادر، هر دو را وادار به سکوت کرد. ادریس به سمت مادرش برگشت و با صدایی آرام پرسید: «لیالی کجاست؟»
دانلود رمان من شوهرتم بفهم
پارت دو
آتیه خانم که رنگش پریده بود، چادرش را برداشت و با نگرانی پرسید: «باز افتادین به جون هم؟»
حاج نعیم نگاهی به ادریس انداخت و جواب داد: «داریم صحبت میکنیم خانوم. مفصله…»
ادریس که دیگر تحمل شنیدن حرفهای پدرش را نداشت، از کنار مادرش گذشت و بیرون رفت. باید لیالی را پیدا میکرد. میدانست کجاست. با قدمهایی تند به سمت خانه کوچک گوشه حیاط رفت و دستگیره در را کشید.
با دیدن لیالی در هال، که سوتین حریر گلبابونهای به تن داشت، خشکش زد. لیالی هم مات و مبهوت مانده بود. نگاه تشنهی ادریس روی بدن سفید لیالی خیره ماند؛ گردن، ترقوه، سینههایی که انگار هیچکدام به چشمش نیامده بودند. سه ماه زنش بود، اما چرا تا به حال اینگونه او را ندیده بود؟ لمسش نکرده بود؟ صدای درونش فریاد زد: «خودت نخواستی ادریس!»
دانلود رمان من شوهرتم بفهم
پارت سه
ادریس مسخ شده وارد خانه شد و قفل در را زد. سه ماه بود که از سر لجبازی با پدرش، به زن خود نزدیک نشده بود. حالا دیگر حقش بود. آنچه که حق او بود، تا الان به یاسر بخشیده بود.
لیالی که انگار تازه به خود آمده بود، تاپ سبزش را جلوی سینهی لختش گرفت و با اضطراب عقب رفت: «ش… شما! من… من لباس ندارم… روتون رو اونور کنید!»
ادریس مقابلش ایستاد. قد بلندش سایه انداخته بود روی لیالی. حریصانه نگاهش کرد. زنش بود. سه ماه بعد، یادش آمده بود زنی دارد؟
با خشونت دستش را روی قفسهی سینهی لیالی گذاشت و او را به عقب هول داد تا به اپن آشپزخانه چسبید. «آ… آقا ادریس!»
کاش نگفته بود «آقا». همیشه همینطور صدایش میزد، حتی در این سه ماه. اما این «آقا» شعلهی خشمش را بیشتر کرد. سرش را به گردن لیالی چسباند و با حرص غرید: «مگه شوهرت نیستم؟ مگه تو شناسنامهت اسم من ننوشته؟»
لیالی با ترس نفسنفس زد: «ب… بله… بله!»
سرش را جدا کرد و با چشمانی سرخ به چشمان ترسیدهی لیالی دوخت. «پس آقا کدوم سگیه؟ زنمی لیالی… تو ناموس منی، مگه نه؟»
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه







3 دیدگاه دربارهٔ «دانلود رمان من شوهرتم بفهم»
دارم دانلود نمیشه
بزودی
سمانه رمان هاتون عالی هستن