دانلود رمان زن ناخواسته

ترزا نوبل، دختری خجالتی و کم‌رو، در پی قراردادی تجاری که پدرش با الساندرو دی لوسی، تاجر ایتالیایی جذاب و کاریزماتیک، منعقد می‌کند، با او ازدواج می‌کند. اما این ازدواج برای ترزا سرشار از سردی و بی‌توجهی است؛ چرا که الساندرو تنها به دنبال داشتن وارثی برای امپراتوری تجاری‌اش است و علاقه‌ای به همسرش نشان نمی‌دهد. پس از هجده ماه زندگی مشترک بی‌ثمر و ملال‌آور، ترزا تصمیم به جدایی می‌گیرد. اما درست در زمانی که او می‌خواهد از این ازدواج رهایی یابد، متوجه می‌شود که باردار است، و این موضوع همه چیز را تغییر می‌دهد.

دانلود رمان زن ناخواسته

رایگان

دانلود رمان زن ناخواسته

رایگان

رمان های رایگان

رمان «حنانه» روایتگر زندگی دختری است که با وجودِ دست‌وپنج نرم کردن با فقر و ...

داستان عاشقانه استادی به نام نیما و دانشجویی به نام آهو است که …

...

داستان از آنجا آغاز میشود مردی که تاکسی دارد دختری را سوار میکند و …

...

یاس، دانشجوی حسابداری که چهار سال هم‌زمان کار و درس را در خوابگاه گذرانده بود، ...

درباره مردی به نام سردار است که با کامیاب یه کینه قدیمی داره و برای ...

درباره دختری به نام ریحانه و معشوقه اش به نام حافظ است که …

...

درباره دختری به نام دلیار که پدرش رو از دست داده و حالا باید با ...

درباره دختری به نام ریما که خیلی باهوش و شیطون و شاده اما تو ۱۵ ...

درباره یه پسر دانشجوی نابغه و شیطون به نام ساتیار است که از هم دانشگاهیش ...

درباره دختری کم سن و سال که تو یک امارت اربابی کار پیدا میکنه اما ...

رمان های مشابه

رمان های اتفاقی

داستان درباره مروارید سپهری است؛ سروان ۲۲ ساله و پلیس جوانی که والدین و خانواده‌ی ...

درباره پسری به اسم سوارن و دختری با نام آرام میباشد که سواران اصلا تو ...

درباره دختری ۲۰ ساله به نام نبات است که برای نجات برادرش از اعدام مجبور ...

درباره دختری به نام مینو که همه چیز از یه سلفی گرفتن با یه بازیکن ...

درباره اربابی که عاشق دختر یک رعیت میشه اما دختر بخاطر قرض های پدرش با ...

رمان های جدید

«مسیح، با قلبی که سال‌ها پیش در آتشِ عشقِ سوخته بود، اکنون در هیبتِ قدرتمندترین ...

«شبِ غافلگیریِ برادر برای ماهین به کابوسی مبدل شد که در آن، خطایِ مستیِ بهترین ...

درباره دختری به نام رومیسا که مادرش اونو مقصر غرق شدن خواهرش میدونه و اونو ...

درباره دختری به اسم بلا که با پدربزرگش زندگی میکنه و با بالا رفتن سنش ...

دو جوانِ سرکش که برای چشیدنِ طعمِ استقلال، تن به قمارِ پدربزرگ می‌دهند؛ راهی شدن ...

دانلود رمان زن ناخواسته

ادامه ...

ترزا با چشمانی پر از درد و قلبی درگیر، به مردی نگاه می‌کرد که قرار بود شریک زندگی‌اش باشد—الساندرو. اما او بیشتر شبیه یک غریبه بود. کسی که نه لبخندش، نه نگاهش، و نه حتی حضورش گرمایی نداشت. هجده ماه از زندگی مشترکشان گذشته بود؛ ماه‌هایی که در آن تنها چیزی که نصیب ترزا شده بود، تنهایی و سکوت بود.

در سکوت سنگینی که فضای خانه‌شان را فرا گرفته بود، ترزا دوباره حرفی را که بارها در ذهنش تکرار کرده بود، به زبان آورد:
«می‌خوام طلاق بگیرم.»
دانلود رمان زن ناخواسته

الساندرو، که مشغول نوشیدن قهوه‌اش بود، لحظه‌ای سر بلند کرد. در نگاهش هیچ اثری از تعجب یا اندوه نبود؛ فقط سردی و کنترل.
«باز شروع کردی؟» لحنش بیشتر به سرزنش می‌ماند تا نگرانی.

ترزا نفس عمیقی کشید. دیگر از التماس، توضیح یا حتی گریه کردن خسته بود.
«این زندگی برای هیچ‌کدوم از ما معنی نداره. تو منو نمی‌خوای، هیچ‌وقت نخاستی…»

نگاهش روی چهره بی‌احساس الساندرو لغزید. او حتی کوچک‌ترین تلاشی برای رد حرف‌هایش نمی‌کرد. این سکوت، این بی‌تفاوتی، مثل زهر در جان ترزا می‌نشست.

دلش می‌خواست به یاد بیاورد آخرین باری که الساندرو او را با محبت صدا زده بود. اما چیزی جز یادآوری سردی، دوری و انتظار بی‌پایان به ذهنش نمی‌آمد. آن‌چه که بینشان بود، فقط یک قرارداد بود، نه عشق، نه احساس.
دانلود رمان زن ناخواسته

الساندرو بدون اینکه نگاهش را از ترزا بردارد، گفت:
«تو هنوز هم همسر منی، و تا زمانی که این مسئله تغییری نکرده، طلاق بی‌معنیه.»

ترزا از جا بلند شد. اشک در چشمانش حلقه زده بود، اما این بار نه از ضعف، بلکه از خشم. او دیگر آن زن خجالتی و تابع نبود. حالا آماده بود برای حقش بجنگد—برای رهایی از ازدواجی که روحش را خالی کرده بود.

ترزا، با گام‌هایی لرزان اما مصمم، به سمت پنجره رفت. بارانِ ملایم تابستانی روی شیشه می‌بارید؛ گویی آسمان هم شریک اندوهش شده بود. دستانش را روی شیشه سرد گذاشت و اجازه داد افکارش در مه ذهنش شناور شوند.

«من مثل یک تماشاچی در زندگی خودم شده‌ام…»، در دل زمزمه کرد. همه چیز آن‌قدر بی‌روح و مکانیکی بود که گویی در یک نمایش بی‌پایان گیر افتاده است؛ نمایشی که کارگردانش مردی بود که او را “زن” خود می‌نامید، بی‌آنکه ذره‌ای از مفهوم همسری را بداند.
دانلود رمان زن ناخواسته

صدای قدم‌های الساندرو در سالن پیچید؛ سنگین، آرام و کنترل‌شده. مثل همیشه، او مردی بود با انضباط آهنین و دنیایی درونش که قفل شده بود. ترزا یک‌بار تلاش کرده بود کلید این قفل را پیدا کند، اما آنچه یافته بود، دیواری نفوذناپذیر از غرور، خشم فروخورده و رازهایی بود که نفس کشیدن در کنارشان دشوار بود.

«ترزا…» صدایش نرم بود، اما نه به خاطر محبت، بلکه به خاطر احتیاط. گویی مرد می‌ترسید جمله‌ای نادرست بگوید و روند آنچه در ذهنش برنامه‌ریزی کرده بود، از هم بپاشد.

او آرام ادامه داد: «چرا اصرار داری چیزی رو از بین ببری که… هنوز می‌شه حفظش کرد؟»

ترزا لبخند تلخی زد. «چیزی که هیچ‌وقت ساخته نشده، چطور می‌تونه حفظ بشه؟»
دانلود رمان زن ناخواسته

صدای باران حالا بلندتر شده بود. ترزا احساس می‌کرد اشک‌هایش با آن در هم آمیخته‌اند؛ اشک‌هایی که نه به خاطر عشق ازدست‌رفته، بلکه به خاطر عشقی بود که هیچ‌گاه فرصت ظهور نیافته بود.

در دلش غوغایی بود؛ ترکیبی از خشم، دلسردی و یک جرقه‌ی تازه از جسارت. او دیگر نمی‌خواست زنِ بی‌نام و نشانی باشد که در سایه‌ی خواسته‌های مردانه له می‌شود. قلبش گرچه زخمی بود، اما هنوز می‌تپید—و حالا وقت آن بود که برای خودش بتپد.

الســاندرو سکوت کرد. شاید برای اولین‌بار، در سکوتش چیزی شبیه به تردید دیده می‌شد. شاید فهمیده بود که این‌بار، زن در مقابلش، تنها تهدید به رفتن نمی‌کند؛ این بار او تصمیمش را گرفته بود.

دانلود رمان زن ناخواسته

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
توییتر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌

ما یک موتور جستجوی رمان هستیم
اگر رمان شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

برای مطالعه کامل رمان کلیک کنید

برای پشتیبانی میتوانید از تلگرام ، ایمیل یا فرم تماس با ما در ارتباط باشید

فرم تماس با ما

[contact-form-7 id=”3211″ title=”فرم تماس”]

برای بازیابی رمز عبور از اینجا اقدام کنید.

در سایت عضو شوید

اگر عضو هستید از اینجا وارد شوید.