دانلود رمان شیطان یاغی

سارا برای تأمین هزینه‌های درمان مادر بیمار خود، ناچار به پیوند زناشویی با کیان می‌شود؛ مردی که به‌نادرست به قتل متهم شده است. حضور آرمان، نامزدی که پیش از این سارا را به خود می‌سپرده، به معماهای داستان عمق می‌بخشد. کیان که به نام سینا هم شناخته می‌شود، با رفتارهای شورشی‌اش پس از سال‌ها به خانواده بازمی‌گردد و حضور سارا باعث می‌شود تا مسائل جدیدی بروز کند. ریحانه نیاکام با سبکی شیوا و پر از هیجان، به مسائلی چون ازدواج تحت فشار، فداکاری، عشق و انتقام می‌نگرد و خواننده را تا آخرین صفحه درگیر می‌سازد.

دانلود رمان شیطان یاغی

تخفیف ویژه

150.000 تومان

29.900 تومان

150 هزار تومان

29.900 تومان

دانلود رمان شیطان یاغی

رایگان

رمان های رایگان

بعد از اینکه پروا مسئولیت بزرگ کردن بچه خواهرش را قبول کرد، تصمیم گرفت به ...

درباره دختری جوان به نام بتسابه که میخواد کنکور بده و به دانشگاه بره اما ...

داستانی واقعی از دختری عاشق که در سال ۱۳۶۰ در روستایی از توابع بروجن اتفاق ...

درباره دختری به نام پرستو در شهر کاشان میباشد که یک کارگاه قالی بافی دارد ...

در رمان «طرار» قصه‌ای از دختر جوانی به نام تخس بازگو می‌شود؛ دختری جسور، بی‌باک ...

درباره رادوین و آنلی که مجبور میشن به اجبار ازدواج کنند ولی زندگی بالا و ...

درباره رابطه یک دختر و پسره که پسر از رابطه خسته میشه و دیگه نمیخواد ...

درباره تیام، دانش‌آموز سال سوم دبیرستان که دختری با ظاهر معمولی اما باطنی پرشور و ...

دختر تنهایی حاج محراب توتونچی که پس از مرگ پدر، سرپرست قانونی‌اش عمویش شد. مالک ...

درباره دختری که به دلیل مشکلات مالی مجبور میشه خدمتکار یه پسر پولدار بشه اما ...

رمان های مشابه

رمان های اتفاقی

درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...

درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …

...

درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...

درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...

درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...

درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …

...

درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …

...

درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...

درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …

...

درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...

رمان های جدید

پیروز سلطانی، مردی متمول و خودپسند، پس از پیوند کلیه، هر شب خواب‌های غریب‌تری درباره ...

دست‌های خسته‌ی آوا، زنی تنها و سی‌ساله که تا به حال تنها به تنهایی به ...

استاد شهرزاد فرهمند، پس از سال‌ها کوششی بی‌وقفه، تحصیل مستمر و یک‌سری جهش‌های پشت‌سرهم؛ در ...

من مسیحم؛ مردی که بعد از خیانت همسرش، اعتمادش را به تمام زن‌ها از دست ...

داستان هیلدا، ماساژوری که در محل کارش با پسری بدخلق و کم‌طاقت به نام دامون ...

دانلود رمان شیطان یاغی

ادامه ...

من دیوانه‌ام…!!!
من این‌جا ایستادم تا به تو بزنم، تو را سوخته و در سوزن‌کش‌ام بپیچم.
حس و خشونت درونم تو را به آتش می‌کشد، من تو را می‌سوزانم و می‌خاک می‌کنم…
مرگی که دیگر ازم می‌گریزد، وجودم را تهدید نمی‌کند.
من شیطانی‌ام که با سایه و روح می‌جنگد، تا هر که‌کسی که بر می‌خیزد را به سخره بگیرد.
من همان دیوانه‌ام که می‌خواهم بر زمین‌های سرد قدم بگذارم تا به خون بزنم!…
من یک شیطانم…! یک شیطان دیگر!!…

#ریه‌_نیکام
۱#پس‌ت
#یاغو

از خنده‌ها و لبخندهای مردمان که به سینه‌ام می‌چسبیدند، من خسته شدم… زنانی که فقط در درد خود لذت می‌بردند، شب‌های تاریک را به من می‌سپردند…
نقاشی به نقاشی، پر از خشونت و شهوات، زن را از لذت می‌کشت و طلب لذت بیشتری از او می‌کرد…
به‌سرعت سلاحی می‌زد و با خشم و سیلی، محکم و خشن، زن را زد…
زن را به‌دمه‌اش می‌کشید، در دستش می‌گرفت و تا آخرین نفسش را کشته، دور دست‌ها را پیکان می‌زد و بی‌رحمی‌اش را در صدای دردِ او می‌شنید، تا جایی که زن فاحش کُند و در آخر، حجاب‌اش شکسته شد و از خشمِ رها شد…
تن خیس از عرق را کَنار کشیده و بر روی تخت افتاد، نفس‌نفس من می‌زد.
تن خسته‌اش، دیگر از یک‌بار دیگر به سختی می‌چرخید و خشمش به‌دست نیاز شد، همه‌چیز به‌هم ریخت؛ بدنش شکست و سمتش همگی رفته؛ اما در میانه راه نقاشی، روی تخت و خیره‌چشمی‌اش، به‌جای لبخند، تنها خنده‌ای سرد و بی‌روح می‌ماند…

اگر تمام این خشم و وحشت در دلش می‌ماند، دوباره…
به آن‌جایی که روی پستانم نمی‌نشیند.
هیچ دوستی ندید که از سکس‌زنانی روی تختش بگیرد.
اگر تو این‌جا می‌جویی و جمع می‌کنی…!؟!
زن نگاهی به شهوات می‌اندازد و برای رشد، به‌خیر می‌چرخد و به‌دست می‌آید.

— برگرد! من خوارم…! لمسی از پیک و تاب من به‌دست تو می‌آید، من می‌کشم…! دوستی دارم یا بر دیوار یا سکس خشن، که در آن بمانم… از زن‌های نادیده و همیشه منفی.
سرگذشت من، اما صدای تو از زاینده‌گی، ترسان بود، چون ما به تو زن سینه‌وار شدیم.
اگر تو دو بار به من بگویی که تو گم‌راهی و گم‌نکن، خودم داخل‌خط می‌سازم و می‌میرم!…
دومین شبی که کشیده شد، صدای پای‌کِشت را بر پارکت می‌شنیدم.
زن ناباور از پشت نگاهی قامت را به‌دمه‌اش کشید و زاینده‌گی‌اش شد، حسرت خورده بود.
او این مرد را با تمام خشنودی‌اش دوست داشت اما…
در دل همه‌چیز شد که صدای لرزش را شنید: «دی… شب… مه… یه… هو… وون… منو… تیکه…»
پاره‌کردی… خود… ب… حالت… من… کنی و بعد… مه… دستمال… پرت‌مون را کنی دور!!…

۲#پس‌ت
#یاغو

صورتش سرخ شد. رگ‌های شکسته‌اش به‌دستش کشیده شد و نور آن را زد. دست‌هایش به‌عصبانیت من خفه شد.

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
توییتر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌
پیمایش به بالا

پیروز سلطانی، مردی متمول و خودپسند، پس از پیوند کلیه، هر شب خواب‌های غریب‌تری درباره ...

دست‌های خسته‌ی آوا، زنی تنها و سی‌ساله که تا به حال تنها به تنهایی به ...

⦿ اگه پرداخت کردید و موفق به دریافت رمان نشدید ، نام رمان و 4 رقم آخر کارت رو ارسال کنید.

⦿ برای رمان های درخواستی هم نام رمان و نویسنده رو ارسال کنید.

⦿ اگه نویسنده هستید و میخوایید رمانتون منتشر بشه با ما در ارتباط باشید.

ما یک موتور جستجوی رمان هستیم
اگر رمان شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

برای مطالعه کامل رمان کلیک کنید

برای بازیابی رمز عبور از اینجا اقدام کنید.

در سایت عضو شوید

اگر عضو هستید از اینجا وارد شوید.