دانلود رمان شاید حوا معشوقه شیطان باشد

قصه‌ی دختری است که قلبش او را به سمتی می‌کشاند که نباید. او عاشق امیر می‌شود؛ عشقی که آغازگرِ مجموعه‌ای از حوادث و کشمکش‌های عمیق خانوادگی است و مخاطب را با تبعاتِ انتخابی که از کنترل او خارج است، روبرو می‌کند.

دانلود رمان شاید حوا معشوقه شیطان باشد

تخفیف ویژه

150.000 تومان

69.900 تومان

150 هزار تومان

29.900 تومان

دانلود رمان شاید حوا معشوقه شیطان باشد

رایگان

رمان های رایگان

درباره دختری به نام دلیار که پدرش رو از دست داده و حالا باید با ...

درباره مریم دکتر روانپزشکی است که آشناییش با یه نفر در بیمارستان مسیر زندگیش رو ...

درباره یک دختر و پسر روستایی که ماجراهای عاشقانه خاصی بینشون هست . نازپری دختر ...

درباره ی دختری شاد و خوشحال که برحسب اتفاق موقع برگشت از کنکور با پسری ...

دو جوانِ سرکش که برای چشیدنِ طعمِ استقلال، تن به قمارِ پدربزرگ می‌دهند؛ راهی شدن ...

درباره دختری که از نه سالگی اونو برای پسرعموی نوزده سالش کیان میخواستند و زمانی ...

درباره ماجرای عاشقانه سه شخص است که با یک باند مواد مخدر درگیر میشوند و ...

درباره دختری با ظاهری ساده و قلبی زلال که همه چیزش را پای عشقش میگذارد ...

درباره یه دختر که به خاطر مشکلاتی که براش پیش میاد مجبور میشه به خونه ...

همان‌زمان که خانواده‌ٔ اصیل و سنتی میرزا آقاخان پناهی، به‌خاطر شهرت و محبوبیت فرزند مداح ...

رمان های مشابه

رمان های اتفاقی

درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...

درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …

...

درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...

درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...

درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...

درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …

...

درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …

...

درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...

درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …

...

درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...

رمان های جدید

چکاوک، دختر جوان روستایی، زیر فشار و اجبار پدرش در آستانه ازدواج موقت با پیرمردی ...

با مرگ تلخ پدر و مادر در یک سانحه تصادف، مهناز ۱۴ ساله و برادر ...

روزگاری بهار محبوب‌ترین دختر دانشکده بود و خاطرخواهان فراوانی داشت، اما در میان آن‌همه توجه، ...

این داستان درباره دختری به اسم ماهی است؛ دختری بسیار شاد، پرنشاط و شیطون که ...

شاید کمتر کسی پیدا شود که در طول زندگی‌اش دست‌کم یک فیلم یا داستان جنایی ...

دانلود رمان شاید حوا معشوقه شیطان باشد

ادامه ...

عرق، مسیرش را از میان موهای آشفته و گره‌خورده‌ی پشت سرم پیدا کرده بود و با خساست روی ستون فقراتم می‌خزید تا در نهایت روی کمر شلوار لی یخی‌رنگم جذب شود. سنگینیِ نفس‌هایم، کلافگی‌ام را بیشتر می‌کرد. با همان برگه‌هایی که در دست داشتم، هوای گرم را به صورتم می‌راندم و شالی که از روی شانه‌ام سر خورده بود را با بی‌حوصلگی به جای اصلی‌اش برگرداندم.

قدم‌هایم را تندتر کردم، اما انگشت کوچک پایم در میان لایه‌ی زبر کتانی‌های آل‌استارم فریادش به آسمان بلند شد. بطری آب معدنی که حالا سبک و خالی شده بود را به اولین سطل زباله‌ی سر راهم حواله کردم. شاهین هنوز در گوشم داد و بیداد می‌کرد؛ هندزفری را از گوشم بیرون کشیدم و رهایش کردم تا روی سینه‌ام تاب بخورد. کنار خیابان ایستادم و برای اولین پرایدی که از دور می‌آمد، دست بلند کردم.

راننده با ترمز ناگهانی‌اش کنار پایم متوقف شد. سوار شدم و در را بستم. در حالی که صدای موسیقی را کم می‌کردم، نگاهی به گوشی‌ام انداختم. پیام مامان گلی خودنمایی می‌کرد: «وقتی می‌آیی، یک شیر هم بخر.» با لبخندی که ناخودآگاه روی لبم نشست، تایپ کردم: «چشم مامان گلی.»

دمِ کوچه پیاده شدم. بعد از حساب کردن کرایه، مستقیم به سمت مغازه‌ی همیشگی رفتم. آقای سید با همان لبخند همیشگی‌اش پیش‌دستی کرد: «به‌به، سلام دختر جان! خانواده خوبن؟» پاسخ دادم: «سلام آقا سید، ممنون، همگی خوبن. شیر دارید؟» او با قدم‌های آرام و لنگ‌لنگانش به سمت یخچال رفت، بطری شیر را برداشت و روی پیشخوان شیشه‌ای گذاشت. وقتی پرسید «چیز دیگری لازم نداری؟» چشمم به چیپس سرکه‌ای داخل قفسه افتاد. نتوانستم در برابر وسوسه‌اش مقاومت کنم. کارت را روی دستگاه کشیدم و رمز را به زبان آوردم. با گرفتن نایلون خرید، خداحافظی کردم و به سمت خانه راه افتادم.

خانه با همان حیاط پردرخت و حوض خالی و خاک‌گرفته‌اش انتظارم را می‌کشید. پله‌ها را یکی‌یکی بالا رفتم. باز شدن در چوبی و بزرگ خانه، با بازیِ نور خورشید از میان شیشه‌های رنگی روی سنگ‌فرش‌های سالن همراه بود. کفش‌هایم را از پا درآوردم و خنکیِ سنگ‌های مرمر را به جان خریدم. شالم را از سرم باز کردم و با همان گرهِ هندزفریِ آویزان، پرسیدم: «مامان گلی؟ کجایی؟»

صدایش از انتهای راهرو و داخل آشپزخانه آمد. از پذیرایی گذشتم و به چارچوب ورودی آشپزخانه تکیه دادم. نایلون شیر را نشانش دادم و گفتم: «مامی، خریدها رو گرفتم.» اخمی به ابروهایش نشست و گفت: «علیک سلام!» خندیدم و گفتم: «سلام به روی ماهت!»

به محض اینکه درِ قابلمه روی گاز را باز کردم، بوی لوبیاپلو فضای آشپزخانه را پر کرد. با ناامیدی روی صندلی ولو شدم: «نه… دوباره لوبیا پلو؟» او در حالی که شربت خنکی برایم ریخته بود، با خنده گفت: «قدرنشناس! بهترین غذای دنیاست.» لیوان را یک‌نفس سر کشیدم. نگاهش به برگه‌های دستم افتاد و با نگرانی پرسید: «خبری از آدرس‌ها نشد؟» شانه بالا انداختم و بحث را عوض کردم: «دیگه جونی برام نمونده. می‌رم بالا کمی استراحت کنم، ناهار هم نمی‌خورم.»

بدون اینکه منتظر پاسخ بمانم، چیپس و برگه‌ها را برداشتم، از آشپزخانه بیرون زدم، از پله‌های بلند طبقه دوم گذشتم و خودم را به خلوتِ اتاق‌خوابم رساندم.

 

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
توییتر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌
پیمایش به بالا

⦿ اگه پرداخت کردید و موفق به دریافت رمان نشدید ، نام رمان و 4 رقم آخر کارت رو ارسال کنید.

⦿ برای رمان های درخواستی هم نام رمان و نویسنده رو ارسال کنید.

⦿ اگه نویسنده هستید و میخوایید رمانتون منتشر بشه با ما در ارتباط باشید.

چکاوک، دختر جوان روستایی، زیر فشار و اجبار پدرش در آستانه ازدواج موقت با پیرمردی ...

با مرگ تلخ پدر و مادر در یک سانحه تصادف، مهناز ۱۴ ساله و برادر ...

روزگاری بهار محبوب‌ترین دختر دانشکده بود و خاطرخواهان فراوانی داشت، اما در میان آن‌همه توجه، ...

این داستان درباره دختری به اسم ماهی است؛ دختری بسیار شاد، پرنشاط و شیطون که ...

شاید کمتر کسی پیدا شود که در طول زندگی‌اش دست‌کم یک فیلم یا داستان جنایی ...

ما یک موتور جستجوی رمان هستیم
اگر رمان شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

برای مطالعه کامل رمان کلیک کنید

برای بازیابی رمز عبور از اینجا اقدام کنید.

در سایت عضو شوید

اگر عضو هستید از اینجا وارد شوید.