دانلود رمان تب عشق تو

قلب مونا، دختر ساده و درس‌خوان، بی‌خبر در دام عشق ساسان افتاده بود؛ عشقی که اما سایه‌ای سنگین از روزبه، عموی ساسان، بر سرش انداخته بود. روزبه که دیوانه‌وار شیفته‌ی مونا بود، از دور او را زیر نظر داشت، غافل از آتش عشق ساسان. اما تقدیر، مسیر دیگری برایشان رقم زد؛ تصادفی تلخ و مرگِ منشی روزبه، پدر مونا را به ورطه‌ی خطر انداخت. حال روزبه، تنها ناجی پدرش، با پیشنهادی ویرانگر به سراغ مونا آمد: ازدواج در ازای آزادی پدر. ازدواجی که مونا را به عمارت پر زرق و برق روزبه می‌کشاند، و او را در میان دوراهی عشق ممنوعه و وفاداری به خانواده قرار می‌داد.

 

دانلود رمان تب عشق تو

تخفیف ویژه

150.000 تومان

69.900 تومان

150 هزار تومان

29.900 تومان

دانلود رمان تب عشق تو

رایگان

رمان های رایگان

درباره دختری به نام پانته است که دلباخته پسری به اسم کیارش ولی بر حسب ...

درباره مردی به نام یزدان کیانی که زنش به قتل رسیده و پسر عموش رو ...

درباره رابطه عاشقانه دختری به نام میگل است که …

...

درباره دختری به نام گلربرگ که والدینش رو از دست میده و تو خونه یه ...

درباره عاشقی و حال و هوای عشاق است که خدا اونهارو چطور امتحان میکنه و ...

درباره دختری دبیرستانی به نام نسیم سرخوش که بی ادبو شیطونه و تو دبیرستانی که ...

درباره یک دختر و پسر عاشق به نام آرشام و دلارام است که پستی و ...

درباره پریناز دختری که گذشته تلخی داشته و حتی برای گذران زندگی مجبور به کارایی ...

در تمام مدتی که «ایزیدور» خودش را با کار روی سهام و محاسبات غرق کرده ...

درباره دختری ناخواسته به نام نفیسا از یک خانواده اصیل میباشد که پدر و مادرش ...

رمان های مشابه

رمان های اتفاقی

درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...

درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …

...

درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...

درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...

درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...

درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …

...

درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …

...

درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...

درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …

...

درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...

رمان های جدید

بهار دختری است که پس از فوت پدرش، همراه خانواده‌ای گرفتار مشکلات مالی، روزهای سختی ...

چکاوک، دختر جوان روستایی، زیر فشار و اجبار پدرش در آستانه ازدواج موقت با پیرمردی ...

با مرگ تلخ پدر و مادر در یک سانحه تصادف، مهناز ۱۴ ساله و برادر ...

روزگاری بهار محبوب‌ترین دختر دانشکده بود و خاطرخواهان فراوانی داشت، اما در میان آن‌همه توجه، ...

این داستان درباره دختری به اسم ماهی است؛ دختری بسیار شاد، پرنشاط و شیطون که ...

دانلود رمان تب عشق تو

ادامه ...

صدای تپش قلبم را می‌شنوم؛

انگار او همین حالا کنارم خوابیده و آرام لب‌هایم را می‌بوسد.

صدای قلبش را می‌شنوم؛

انگار من در آغوشش جا گرفته‌ام و با خیالی آسوده نفس می‌کشم.

بوی عطرش در هوا پیچیده؛

انگار فقط من و او صاحب این رایحه‌ایم، و این عطر، سهمِ لحظه‌های تنهایی و آغوش‌های پنهانی‌مان است.

بوی عطرم را هم می‌شنود؛

از همان نفس‌های عمیق و گرمی که نزدیک گوشم می‌کشد، می‌فهمم.

لعنتی، باز این عطر رو زدی؟

عطرم اسم داره. اسمش رو بگو… بلدی یا نه؟ هوم؟
دانلود رمان تب عشق تو

کاش این را نمی‌گفتم؛

چون ناگهان نزدیک شد و لب‌هایم را با عطشی وحشیانه بوسید.

خودت بگو!
عقب کشیدم و با اعتراض گفتم:

اِ… نکن دیگه! من یادم نمیاد…
خندید و این بار، آهسته لب پایینم را بوسید.

من کاری می‌کنم یادت بیاد…
دست بالا بردم و با تسلیم گفتم:

من تسلیم!
چشم‌هایش خمار شد؛

آن‌قدر نزدیک که نفس‌هایش روی صورتم می‌نشست:

توی لعنتی چرا نمی‌خوای دست از سر قلبم برداری؟
خندیدم.

با لبخندی که می‌خواستم دلش را ببَرم و از خط پایان عبور بدهم.

چون تو آقای منی!
بینی‌اش را به بینی‌ام چسباند و آرام گفت:

تو عروس منی… عروس عمارت من!
دانلود رمان تب عشق تو
لبخند روی لبم نشست.

آهان، اسمش یادم اومد… اسم عطرم «عروسه»! چون صاحب این عمارت بهم هدیه‌ش داده، اسمش می‌شه عطرِ عروسِ عمارت!
قسمت اول
با من ازدواج کن، مونا!
صدایش می‌لرزید.

از درد و گریه، توان باز کردن دهانش را نداشت.

باور نمی‌کرد… اصلاً عقل و وجدانش نمی‌توانست چیزی را که دیده بود، حقیقت بداند.

خودش بود؟

عشقش؟

همان مردی که دلش را یک‌عمر برای او نگه داشته بود، میان دست و پای زنی دیگر؟

دنیا روی سرش خراب شده بود.

روی دو زانو افتاده بود و مثل ابر بهار اشک می‌ریخت.

هم شوکه شده بود، هم شکسته.

مونا…
چقدر صدایش شبیه او بود.

کاش طوری دیگر صدایش می‌زد… شاید نیمه‌ای از اسمش را می‌گفت و نیمه‌ی دیگر را برای همیشه به فراموشی می‌سپرد.

مثلاً: مون‌مونی…

نفسش را با سختی بیرون داد.

سر بلند کرد و به چشم‌های سیاه مرد خیره شد:
دانلود رمان تب عشق تو

بله.

چرا نمی‌گی جوابت چیه؟ چرا تکلیف منو معلوم نمی‌کنی؟ یا آره‌ست یا نه…

چشم‌هایش سرخ شد؛

و باز، تصویر همان صحنه‌ی لعنتی جلوی چشمانش جان گرفت.

نفس بعدی‌اش را هم با درد قرض گرفت و محکم گفت:

بله!
جوابم بله‌ست.

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
توییتر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌
پیمایش به بالا

⦿ اگه پرداخت کردید و موفق به دریافت رمان نشدید ، نام رمان و 4 رقم آخر کارت رو ارسال کنید.

⦿ برای رمان های درخواستی هم نام رمان و نویسنده رو ارسال کنید.

⦿ اگه نویسنده هستید و میخوایید رمانتون منتشر بشه با ما در ارتباط باشید.

بهار دختری است که پس از فوت پدرش، همراه خانواده‌ای گرفتار مشکلات مالی، روزهای سختی ...

ما یک موتور جستجوی رمان هستیم
اگر رمان شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

برای مطالعه کامل رمان کلیک کنید

برای بازیابی رمز عبور از اینجا اقدام کنید.

در سایت عضو شوید

اگر عضو هستید از اینجا وارد شوید.