درباره عمارتی که خدمش برای خان و خانزاده هاش تلاش میکردن اونها رو راضی نگه دارند اما …
دانلود رمان ملکه کوچک
- 1 دیدگاه
- 6,876 بازدید
دانلود رمان ملکه کوچک
150.000 تومان
69.900 تومان
150 هزار تومان
29.900 تومان
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان ملکه کوچک
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
درباره دانشجویی به نام یلدا است که میخواهد از استادش انتقام بگیرد و به همین ...
داستان درباره مروارید سپهری است؛ سروان ۲۲ ساله و پلیس جوانی که والدین و خانوادهی ...
درباره رابطه عاشقانه سارینا و سامیار که …
...درباره یک دختر و پسر عاشق به نام آرشام و دلارام است که پستی و ...
درباره یه دختر که به خاطر مشکلاتی که براش پیش میاد مجبور میشه به خونه ...
درباره قهرمان اصلی داستان که برای گرفتن انتقام از خواهرش وارد رابطهای میشود که به ...
دختر تنهایی حاج محراب توتونچی که پس از مرگ پدر، سرپرست قانونیاش عمویش شد. مالک ...
درباره دختری از یک خانواده پولدار به نام آرامیس که هیچ پسری رو آدم حساب ...
درباره دختری است که میخواد کنکور بده و وارد ماجرای عاشقانه میشه که …
...درباره دختری دستفروش به نام نیاز است که به سختی امورات زندگیش را میگذراند . ...
رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...
درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …
...درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...
درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...
درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...
درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …
...درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …
...درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...
درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …
...درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...
رمان های جدید
چکاوک، دختر جوان روستایی، زیر فشار و اجبار پدرش در آستانه ازدواج موقت با پیرمردی ...
با مرگ تلخ پدر و مادر در یک سانحه تصادف، مهناز ۱۴ ساله و برادر ...
روزگاری بهار محبوبترین دختر دانشکده بود و خاطرخواهان فراوانی داشت، اما در میان آنهمه توجه، ...
این داستان درباره دختری به اسم ماهی است؛ دختری بسیار شاد، پرنشاط و شیطون که ...
شاید کمتر کسی پیدا شود که در طول زندگیاش دستکم یک فیلم یا داستان جنایی ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان ملکه کوچک
. ملکه کوچولو موهای بافته شدهاش کمی غریزی به نظر میرسیدند. موی خفته خود را بیدار میکرد. دست به او نزدم. مادرش میلرزید و چشمهایش پر از اشک بود. من او را به طرف خود کشیدم و محکم فشردم. نمیدانستم که او خسته بود یا نه، ولی میخواستم بیشتر از این بکنم، نمیدانستم میتوانم او را جلوی دهانش بگذارم و از او بپرسم که آیا این قدر وقت دارم یا نه.
او دستش را روی میز گذاشت که کار من نبود. محکم به سینهاش زدم و گفتم “اوه، سرتو تکون بده، دارم میرم و دارم غلت میزنم” از هم جدا شدم و به چشمانداز مقابل نگاه کردم
تمام تنش عصبی بود. به آن دست نزدم و متفاوت بود. آن را روی پاهایم خم کردم و بدون مکث آن را باز کردم. یک تار مو بیرون زده بود و هنوز سکسکه میکرد و اشک به آرامی فرو میریخت. تشک هم شل بود و هم هنوز درد میکرد. خیس شدم و به آرامی، در واشر تنگ او حسی داشتم که قبلا هرگز تجربه نکرده بودم.. داغ و پر از خون بودم و بدن این بچه هر لحظه منو میترسونه میخواستم برای همیشه تنها باشم، و تمام بدنش را قدم به قدم نابود میکردم.
دوست نداشتم با او سکس داشته باشم، زیرا لبهای او جلوی چشمانم کاملا باز و لخت بودند و او مرا داغ میکرد. تردیدی نداشتم که اگر دزی به من دست میزد، به آخر کار میرسیدم، که هرگز با هیچ کس آن را تجربه نکرده بودم. ای کاش میتوانستم او را برای همیشه با خودم داشته باشم.
…دوست نداشتم باهاش زیطه داشته باشم همینکه اینطوز لبت وعریان مقابل چشمام بود ناجوز داغم میکرد.شک نداشتم آگه دسی به تنم بزنه به الب مبرسم که هرگز باهیچکسی تجربه اش نکردم..کاش مپشد باخودم پرنش و تاابد داشته باشمش
…ان دخبرانگر دنا اومده بود نا مناد رصی کنهدستمای از جیبم در اوزدم و به دسکش دادملباسش اززعس برداشت و تفش کردبا لحن دستوری گفتمزچند اهبعض دار و با لرزجواب داد3اقاباهمون لحن گفتچر هفته همس روژهمس ساعت میای اینجافهمیدی؟
دست دراز کردم و بازوشو توی دستم گرقعم و فشار دادممیدوی من ی هستم آمن خانزده م. پس اریاب حشمت بزرگخان روستا پس روی حرف اربابت حرف نن…تو رعیت می وهرسی من بگم جز چشم نمی وگرنه پدرو مادزت و بدبخت میکنم.با دستم بهش اشاره کردم که میتونه بهعس پرنده ای که از ققس آزد شده پا به قزر گذاشت و من رصی از تجربه ی نابم سیگازم وروشن کردم.از خودم متعجب بودم که چطوز بری یه دخبر بچه داغ کرده بودمبا دیدن موهای باقته شده و چشمای رنگیش و تن ظرقیش عقل از سرم رئته بودکه کویکگ0د
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه







1 دیدگاه دربارهٔ «دانلود رمان ملکه کوچک»
چرا دانلود صوتش کار نمیکنه