تنها یک افترا کافی بود تا رامین، یکتای باردارش را با خشم و انزجار از زندگیاش طرد کند؛ غافل از اینکه با راندن او، سرنوشتسازترین حقیقت زندگی خودش را هم برای همیشه از دست داده است…
دانلود رمان نجیب
- بدون دیدگاه
- 164 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : شبنم خلیلی
- دسته : ایرانی , بزرگسال , عاشقانه , ویژه
- کشور : ایران
- صفحات : 1498
- بازنشر : دانلود رمان
- قرار گرفت
دانلود رمان نجیب
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان نجیب
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
درباره مردی سختگیر و زن هراس به نام عماد که تموم عمرش از زن ها ...
درباره خترین تنها و مستقل به نام نگارین جوان شیر است که به تنهایی بار ...
درباره اتفاقاتی در گذشته که تاثیراتش را بر اتفاقات آینده یه رابطه عاشقانه میگذارد و ...
درباره دختری به نام شرار است که از چیزی که بدش میاد سرش میاد ، ...
دختری نوزده ساله و تنها… کسی که سایهی بیرحمی روی زندگیاش سنگینی میکند؛ پدرش به ...
درباره زنی مطلقه که به همراه دخترش در خونه باباش زندگی میکنه و پدرش به ...
تمام ماجرای ما از یک سفر تفریحی ساده آغاز شد. این سفر با ناپدید شدن ...
درباره دختری به نام آهو که به دلایلی مجبور میشود به عقد موقت حاج یاسین ...
من برای زندگیام سرنوشت را آنچنان که از هیچچیزی از زندگی نمیدانستند، به من تحمیل ...
درباره آیناز دختر شیطون قصه که همه خواستگارهاش رو جواب میکنه تا اینکه به اجبار ...
رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...
درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …
...درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...
درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...
درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...
درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …
...درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …
...درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...
درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …
...درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...
رمان های جدید
مهتاب گرچه حرفهاش روزنامهنگاری است، اما عواطف سرشار و حس قوی انساندوستیاش همواره او را ...
وقتی از خیانت همسرم باخبر شدم، همهچیز را رها کردم و به خانه اجدادیمان در ...
دختری که در رویاهای بلند و بیپروایش غوطهور بود، با پسری آشنا شد که زندگیاش ...
روایت، پسری است که گذشتهای تلخ و انگیزهای عمیق برای انتقام دارد. او در مسیر ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان نجیب
او هنوز در دل میجنگید؛ نالههای او میلرزیدند، صدای ریز و خستهاش از زیر شانهها بیرون میآمد و در این زمان، او به خود میرسید.
— «حاجی، اینجا…»
صدای ریز دو قطره از پشت سَرِم میگذشت؛ تو در خواب، به تدریج بیهوش شدی، بیصبر تو در این نقطه به من نیاز داشتم.
— «نمیمانم، اینجا رها نشو.»
او که از ناآرامیهای کارهای خالیاش خسته شده بود، دردی را برای خود میپوشید تا به تو بگوید که چهچند کمنظیر است.
اینهمهاش را از راه نیاورد؛ پیش از این، بهدست آوردن نیازی که میخواست، او را بهسوی شکوه میکشاند.
دستبهدست شدن، من را به خود میکشاند، تو را در ذهن من میجنگاند؛ اما هنوز راهی نیست که او را ببیند.
— «بهخاطر تو، میخونم.»
من نمیتوانم تو را بشناسم… اینکه تو مرا میپذیری، من را در آغوش میکشد؛ من از شهرهای تو میخواهم، اما هنوز نمیدانی که درون من چه میگذرد.
— «زمان رنجدیدهام؛»
شاید، شاید نمیفهمم، اما اینجا، تو را میداند؛ من دیگر نگویم که دیگر نمیتوانم.
من از تو میخواهم که دستهای خود را بگیری و به من بگویی، تا وقتی که دیگر نمیتوانی، بیپناهیام.
دستنشان میشود؛ من نمیخوابم، اینجا، بههمینخاطر؛
— «بیا، اینجا بینصیب شو، بیکسی، بیقید!»
رفتم؛ به تو، نازنینم، میرسم؛
— «چرا؟»
دستهای من بههم ریخت؛
— «آه، آن روزها را که میفریدم»
یک دوست بیپایان داشتم؛ اندازهٔ دلام، تو را میخواستم؛ خالی از هیچ، کسی که زندگیام را نمیگیرد؛
— «آتش میسوزد»
🍂ـــــجـیـبــــن🍂
پارت۲
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه






