روایت، پسری است که گذشتهای تلخ و انگیزهای عمیق برای انتقام دارد. او در مسیر رسیدن به هدفش با جانشین ملکه زمین و دختری از نژاد گرگینه همراه میشود. این سه نفر در کنار یکدیگر وارد ماجراهایی خطرناک میشوند و برای مقابله با نیروهای شرور و ایستادگی در برابر تهدیدهای پیش رو تلاش میکنند.
دانلود رمان انتقام سیاه
- بدون دیدگاه
- 147 بازدید
دانلود رمان انتقام سیاه
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان انتقام سیاه
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
درباره دختری ناخواسته به نام نفیسا از یک خانواده اصیل میباشد که پدر و مادرش ...
درباره دختری به نام بهار است که با مادرش زندگی میکنه و وضعیت مالیشون زیاد ...
درباره ملورین ، یه دختر ساده اما خیلی شیطون که به دنبال علت مرگ خانواده ...
این رمان درباره زندگی دختریه شبیه به تمام دخترای اطرافمون، شاید حتی خیلی نزدیک و ...
داستان از آنجا آغاز میشود مردی که تاکسی دارد دختری را سوار میکند و …
...درباره ماجرای عاشقانه سه شخص است که با یک باند مواد مخدر درگیر میشوند و ...
درباره دختری به نام شرار است که از چیزی که بدش میاد سرش میاد ، ...
درباره دختری به نام برکه است که عاشق پسر عمویش میباشد و دوست دارد به ...
«باده، با روحی به لطافتِ وزشِ نسیمی در پسکوچههای بیقرار، در حصارِ غرورِ یخی و ...
سایهی فقر بر زندگی خانوادهی هیلدا، او را به سمت تصمیمی تلخ سوق میدهد. در ...
رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...
درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …
...درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...
درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...
درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...
درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …
...درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …
...درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...
درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …
...درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...
رمان های جدید
مهتاب گرچه حرفهاش روزنامهنگاری است، اما عواطف سرشار و حس قوی انساندوستیاش همواره او را ...
وقتی از خیانت همسرم باخبر شدم، همهچیز را رها کردم و به خانه اجدادیمان در ...
دختری که در رویاهای بلند و بیپروایش غوطهور بود، با پسری آشنا شد که زندگیاش ...
روایت، پسری است که گذشتهای تلخ و انگیزهای عمیق برای انتقام دارد. او در مسیر ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان انتقام سیاه
۳
«نمیدانم.»
«بهنظر میاد خستهای، بهتره برگردی خونه.»
«آره. کی میتونی پیشم بیای؟»
من خودم زنگ میزنم، باید پایاننامهام را تمام کنم. تو که تحویلش دادی، راحت شدی.
«من هم به سختی توانستم تمامش کنم، ولی تمام وقتم را برایش گذاشتم؛ مثل تو نبودم.»
«باشه پدر، برو پیشات، بعد میافتیم. میتوانی رانندگی کنی؟»
«آره.»
«مطمئنی؟»
«آره، نگران نباش. کاری داری؟»
«نه داداش، برو.»
۴
دستهایم را فشردم و سوار ماشین شدم. روزی که به انتقام از خانواده پدرم فکر میکردم، هرگز تصور نمیکردم اینقدر دشوار باشد. پدر و خویشاوندانش در دنیای جنایت در رده اول بودند. چند ماه پیش بهخاطر قتل و آزار چند نفر برایشان دعایی خواندهام؛ حالا زخمیاند. باید آنها را پیدا کنم، اما چطور؟ نمیدانم. اصلاً چرا باید به دنبالشان بگردم؟
در کنار جادهای که ماندم، بهسرعت به فرمانپدال فشار دادم. سرم گیج و کلفت بود؛ بهاین دلیل که نتوانستم انتقام مادرم را بگیرم، خودم را بزدل میدانستم. مشتام را به فرمان دادم و دوباره راه افتادم.
ماشین را در حیاط پارک کردم، بدون اینکه به پدر نگاه کنم به اتاقم رفتم و در را محکم بههم زدم. لباسهایم را درآوردم و شلوار خونیام را پوشیدم.
۵
در آینه به خودم نگاه کردم؛ به پسر بیتجربه و احمقی که جلوی من ایستاده بود. صورتم شبیه مادرم بود؛ چشمهای یشمی، پوست سفید و موهای مشکی، اما شجاعت و بیعرضگیام به پدرم رفته بود.
من، امیر، ۲۱ ساله؛ پدرم از قبیله جنه و مادرم انسانی بود. مادرم را نتوانستم ببیند، چون لحظهای که من به دنیا آمد، از دنیا رفت.
۱۵
سالها بعد وقتی فهمیدم دلیل مرگ او پدر و خویشاوندانش بودند، از آن لحظه هر روز و هر ساعت به انتقام فکر میکردم؛ به آوار شدن این خانه میان آتش و مرگ همهشان. روی تخت دراز کشیدم و چشمانم را بستم. آنقدر خسته بودم که بلافاصله خوابم برد.
وقتی بیدار شدم، اتاقم تاریک بود. چراغ را روشن کردم؛ صدای مردی میآمد که واضح بود با پدربزرگ صحبت میکرد.
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه






