سها دانشجوی دانشگاهی است که تخیلات خاصی در ذهنش میپروراند؛ این تخیلات در حین ماجراهایی که در دانشگاه اتفاق میافتد، به واقعیت میپیوندند. تا اینکه مردی به نام کاوه در مسیرش ظاهر میشود و زندگیاش را دگرگون میکند، ولی گذشتهاش هنوز از او دست نمیکشد.
دانلود رمان برگ های رقصنده
- بدون دیدگاه
- 381 بازدید
دانلود رمان برگ های رقصنده
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان برگ های رقصنده
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
آوا دختری است که بهتدریج به ماهان، پسری که پیشتر نامزدش بود، دل میبندد… او ...
درباره نونا یه دختر خجالتی و آروم که مادرش و عموش خیلی مراقبشن تا اینکه ...
در شبی سرد زمستانی، پسری که از خشم سرفراز بود، از خانهٔ مادر و پدرش ...
دو جوانِ سرکش که برای چشیدنِ طعمِ استقلال، تن به قمارِ پدربزرگ میدهند؛ راهی شدن ...
درباره دختری به نام جلوه که تنها نوه از یک خاندان سرشناس است . جلوه ...
همانزمان که خانوادهٔ اصیل و سنتی میرزا آقاخان پناهی، بهخاطر شهرت و محبوبیت فرزند مداح ...
درباره رادوین و آنلی که مجبور میشن به اجبار ازدواج کنند ولی زندگی بالا و ...
درباره دختری که شب عروسیش فرار میکنه چون بخاطر پول و به اصرار پدرش میخواسته ...
درباره دو خواهر دو قلو به نام ستاره و مهتاب است که مهتاب به طرز ...
«ساغر، دختری سرکش با روحیهی کودکانه در حصارِ تعصبِ خانوادگی، با پیوندِ غیرمنتظرهاش با «عطا»؛ ...
رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...
درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …
...درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...
درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...
درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...
درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …
...درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …
...درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...
درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …
...درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...
رمان های جدید
مهتاب گرچه حرفهاش روزنامهنگاری است، اما عواطف سرشار و حس قوی انساندوستیاش همواره او را ...
وقتی از خیانت همسرم باخبر شدم، همهچیز را رها کردم و به خانه اجدادیمان در ...
دختری که در رویاهای بلند و بیپروایش غوطهور بود، با پسری آشنا شد که زندگیاش ...
روایت، پسری است که گذشتهای تلخ و انگیزهای عمیق برای انتقام دارد. او در مسیر ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان برگ های رقصنده
برگهایی از یک رمانِ سهگانه؛ کاملاً تخیلی.
شخصیتها و داستان برای مخاطب بزرگسال نوشته شدهاند.
سها، زنی که زندگیاش را از برگهای رقصان میسازد؛
برگهایی که در آنها ماجراهایی برای خودش میآفریند و زندگی میکند.
سها همان زنی است که زندگیاش را از برگهای رقصان میسازد و در آن، ماجراهایی برای خودش خلق میکند تا زندگی کند.
زندگیِ جنسیِ ما و کاوه، چند سالی است که با ازدواج آغاز شده؛ پرماجرا و داغ.
برای ساختنِ همین زندگی، گاهی آنقدر فعال بودیم که انگار کسی ما را به ساک زدن واداشته.
راستش من واقعاً عاشقِ آن لحظهام؛ لحظهای که ولعِ خوردنش به اوج میرسد.
گاهی دهانم را تا ته باز میکنم و کاوه با آن کیرِ کلفت و دستِ گرمش، امیدوارم که خواستهام را برآورده کند و پُر کند.
پیش از آشنایی با کاوه، مجبور بودم خودم را با وسایلی مثل خیار یا انگشتانم مشغول کنم.
اگر نمیتوانستم خودم را راضی کنم، مثل یک معتاد درست میگشتم؛ دیگر دنبال کیر نبودم، فقط یک اسباببازیِ موقت برایم بود.
مردها هم فقط پنج بار در روز برایم همین نقش را داشتند؛ ضربان و گرمای جنسی، یک اسباببازیِ زودگذر.
متأسفم که اینطور بود، ولی میدانم چون رابطهای بدون صمیمیت بود، احساسِ بدی به این ماجرا نداشتم.
بعد از کارم، بیخبر از این غریبهها؛ حتی کسانی که برایشان بلیتی در قرعهکشی نخریده بودند.
معمای کودکیِ خودم را از شانزدهسالگی به بعد با علاقهام به کیر میشناسم.
نگاهِ کوتاهِ من به برآمدگیِ شلوارشان نبود که توجهم را جلب کند؛ بلکه خودِ کیرشان بود.
کافی بود یک نگاه کوتاه بیندازم تا ذهنم شروع کند به بافتنِ خیال.
همیشه برایم این معما بود که مردها را چطور به دام بیندازم.
بچه که بودم فکر میکردم دقیقاً کجای پاهایشان را میگذارند.
تا اینکه فهمیدم حالتِ کیرشان در شلوار، نشان میدهد که یا سیخ است یا خوابیده.
آنهایی که برآمدگیِ کوچولو و آرامی داشتند، برایم عادی بودند.
اما آن برآمدگیهای بزرگ، دنیایی از تصویرِ یک کیرِ بزرگ برایم میساختند.
عاشق این کار بودم؛ این بازی و سرگرمیِ جنسی من بود.
وقتی با کاوه آشنا شدم، در مورد ادامهی رابطه با او مردد بودم.
با دیدنِ کیرِ خوشتراش و خوشفرمش، تصمیمم قطعی شد که بمانم.
خاطراتِ دوران دانشگاه را با کاوه میخواندیم.
پیش از آشنایی با کاوه، گاهی فیلمهای پورن میدیدم.
از دیدنِ صحنهی ساک زدنِ مردها خوشم نمیآمد و این ماجراها را برای خودم هضمپذیر نمیکردم.
گاهی آن را نوعی توهین تلقی میکردم.
با این حال، وقتی کسی داوطلبانه این کار را انجام میداد، من هم قبل از آن، بیاختیار خیار را میگذاشتم، میمکیدم و زیرش را با زبانم میمالیدم.
من هم مثل هر آدمِ دیگری فانتزیهای جنسیِ خاصِ خودم را دارم.
مطمئنم هر کسی تخیلاتِ مخفیِ خودش را دارد؛ فانتزیهایی که به آنها بالوپر میدهد.
از خیلی از معاشقههای جنسی، فانتزیهای جذابتری در ذهنم ساختهام.
شیرینترین و مهیجترین رابطههای زندگی را میشود با فانتزیها ساخت.
نکتهی جالبِ فانتزیهای جنسی این است که نمیخواهم در زندگیِ واقعی به واقعیت تبدیل شوند.
هر لحظه فانتزیهای تازهای هست، ولی واقعیت جای دیگری است
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه






