دخترکی بود به نام پرند؛ دختری که هیچ شباهتی به همسن و سالهایش نداشت. وقتی بیشتر آدمها در دنیایی پر از تظاهر و خیالهای ساختگی غوطهور بودند، او با چشمانی نافذ و شخصیتی سرسخت، مرزی روشن میان خود و دیگران کشیده بود؛ مرزی از جنس صراحت و بیپروا بودن.
دانلود رمان آقا شاه
- بدون دیدگاه
- 616 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : آزاده امانی
- دسته : عاشقانه , ایرانی , رایگان
- کشور : ایران
- صفحات : 2073
- بازنشر : دانلود رمان
- قرار گرفت
دانلود رمان آقا شاه
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان آقا شاه
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
درباره دختری به نام قاصدک است که پایبند مردی پر تکبر به نام باربد است ...
دربار دختری به نام بهاره که برای تامین مخارج خودش و مادرش دنبال کار میگرده ...
درباره دختری به نام آیلین است که عاشق کسی شده که فکرشم نمیکرده و حالا ...
درباره یه مرد ثروتمنده که به بیماری سرطان مبتلا است و کسی اینو نمیدونه و ...
رمان اسمارتیز نوشتهی نازنین محمدحسینی، داستانی اجتماعیعاشقانه با تمی تلخ و واقعگرایانه است که روایتگر ...
درباره دختری به نام پرنیان است که به دلیل تجربه ای دردناک دچار اختلالات روانی ...
الناز دختری بود پرانرژی، شوخطبع و همیشه خندان؛ زندگی براش مثل یک بازی شیرین میگذشت. ...
درباره حاجی پولداریه که به رحمت خدا رفته و پای ارث و میراث زیادی درمیونه ...
درباره فردیست که با افکار پوسیده مردمی که در کنارش هستند احاطه شده است و ...
دختری نوزده ساله و تنها… کسی که سایهی بیرحمی روی زندگیاش سنگینی میکند؛ پدرش به ...
رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
در کوران آتش کینهتوزی، روایتی از عشقی سوزان جان میگیرد. این قصه پر فراز و ...
درباره عمارتی که خدمش برای خان و خانزاده هاش تلاش میکردن اونها رو راضی نگه ...
با مرگ هوشنگ وارسته شوک بزرگی به دو پسرش وارد میشود . او وصیت کرده ...
درباره دختری که به دلیل مشکلات مالی مجبور میشه خدمتکار یه پسر پولدار بشه اما ...
درباره نوشین دختری که اسیر و بازیچه اردلان میشه تا اینکه …
...رمان های جدید
«مسیح، با قلبی که سالها پیش در آتشِ عشقِ سوخته بود، اکنون در هیبتِ قدرتمندترین ...
«شبِ غافلگیریِ برادر برای ماهین به کابوسی مبدل شد که در آن، خطایِ مستیِ بهترین ...
درباره دختری به اسم بلا که با پدربزرگش زندگی میکنه و با بالا رفتن سنش ...
دو جوانِ سرکش که برای چشیدنِ طعمِ استقلال، تن به قمارِ پدربزرگ میدهند؛ راهی شدن ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان آقا شاه
آقا شاه – پارت ۱
عشقم، فقط کنارم بمان…
هیچ حرفی از قانون و باید و نباید نزن.
دوست داشتنِ من برای تو، قاعدهای دارد که خودم نوشتهام
و خودم هم به اجرا درمیآورم.
تو فقط باید مثل یک گل خسته،
میان آغوشم آرام بگیری
و اجازه بدهی من مسیر را مشخص کنم.
معشوق من…
وظیفهات فقط این است که
عشق من بمانی.
(نقلشده از نزار قبانی)
فصل اول
بادی خنک از لابهلای موهایم گذشت و تارهای طلاییرنگ و رنگشدهام را در هوا رقصاند.
با لذت چشمانم را بستم و خودم را بردم به جایی دور…
به دوران کودکیام.
به همان روزی که من و هینا در باغ پدربزرگ، میان درختها و بوتههای رز سفیدِ محبوب مادربزرگ،
بیهیچ غمی میدویدیم و از ته دل میخندیدیم.
نمیدانم چرا ناگهان این تصویر در ذهنم زنده شد…
شاید چون تنها زمانی بود که واقعاً میتوانستم بیهراس لبخند بزنم.
شاید چون همان روزها، آخرین لحظاتی بودند که شادی بیقیدوبند را تجربه کردم.
لبخندی淡 و کمرنگ روی لبم نشست.
حسی شبیه پرندهای که در آسمانی بیمرز آزادانه پرواز میکند…
بیهیچ درد و سنگینی.
اما… درست در همان لحظه،
احساس تاریکیای عمیق درونم چنگ انداخت؛
نفرتی سنگین،
کینهای قدیمی…
که مثل دردی کهنه در سرم پیچید و حالم را بههم زد.
چرا نمیتوانم شاد بمانم؟
چرا نمیتوانم فقط یک لحظه نفس راحت بکشم؟
چرا به محض اینکه آرام میشوم،
همهی آن فکرهای سیاهِ گذشته دوباره هجوم میآورند؟
ذهنم را به هم میریزند؟
عصبانیام میکنند؟
میاندازندم توی همان درد همیشگی؟
واقعاً همه آدمها اینطورند؟
یا فقط منم که در باتلاقی که خودم ساختم گیر کردهام
و هر چه دستوپا میزنم، نمیتوانم ازش بیرون بیایم؟
چته پسر؟ خوابزدهای؟ درست رانندگی کن!
صدای مردانه و خشنی که کنارم پیچید،
مثل کشیدن من از جهانی دیگر بود.
یک لحظه تصویر تصادف وحشتناکی که تجربه کرده بودم
در ذهنم جرقه زد،
دستهایم یخ کرد و با چشمهایی که ناگهان باز شد،
فرمان را محکم گرفتم و ماشین را کنار جاده نگه داشتم.
نفسی عمیق کشیدم…
انگار تازه از کابوسی بیدار شده باشم.
آقا شاه – پارت ۲
باید حواسم را بیشتر جمع کنم…
نگاهی به خودم در آینهی ماشین انداختم…
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه
