دانلود رمان بهشت و مردونگی

درباره رابطه عاشقانه امید و دختری که در پشت چراغ قرمز با اون آشنا میشه تا …

دانلود رمان بهشت و مردونگی

ویژه
۱۵۰,۰۰۰ تومان۲۹,۹۰۰ تومان۸۰٪ تخفیف

دانلود رمان بهشت و مردونگی

رایگان

رمان های رایگان

داستان در مورد دختری ۲۰ ساله به اسم فرشته است که میخواهند به پیرمردی شوهرش ...

درباره دختری هپی که چهار سال دبیرستانشو با تقلب سپری میکنه و هیچ وقت دستش ...

داستانی عاشقانه درباره هلیا که ملقب به هکر قلب است و با پسری که ملقب ...

درباره مردی به نام علی که همسرش رو از دست میده و قاتل همسرش فردی ...

داستان درباره یکیه که عاشقه یه نفره که اونی که عاشقشه به یکی دیگه فکر ...

درباره مردی به نام سردار است که با کامیاب یه کینه قدیمی داره و برای ...

درباره دختری که نمیخواد به اجبار با پسر عموی بی بند و بارش ازدواج کنه ...

آراز سرگردی است که برای ساختن زندگیِ آرام در کنار نامزدش و بازگشت به وطن، ...

آریا رستگار، استادی مغرور و جدی که پس از سال‌ها سکونت در آلمان به ایران ...

ماهرو، تنها دختر خانواده‌ اعلایی، دختری مذهبی با چاشنی شور و شیطنت، زیبا و دلفریب، ...

رمان های مشابه

رمان های اتفاقی

درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...

درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …

...

درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...

درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...

درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...

درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …

...

درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …

...

درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...

درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …

...

درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...

رمان های جدید

طناز برای این‌که دل مادر و پدرش را نَشکند و همچنین از آن کسی که ...

ماه‌پری دختری ساده است که از همان دوران کودکی با دشواری‌های زندگی می‌جنگد. فقر، فقدان ...

داستان درباره‌ی دختری به نام مهراز است که بار مسئولیت و تامین هزینه‌های زندگی را ...

پس از اینکه از تاکسی پیاده شد، نسیم سرد دی ماه به صورتش تند تند ...

مهتاب گرچه حرفه‌اش روزنامه‌نگاری است، اما عواطف سرشار و حس قوی انسان‌دوستی‌اش همواره او را ...

دانلود رمان بهشت و مردونگی

ادامه ...

هوایِ عصرِ پاییزی، بویِ آشنایِ خاکِ باران‌خورده را با خود داشت. غرقِ افکارم بودم که ناگهان نگاهِ سردِ چهارراه، مرا به خود آورد. دختری جوان، با گیسوانی که زیرِ کلاهِ رنگ‌ورورفته‌اش پنهان شده بود، کنارِ گاریِ کوچکِ گل‌هایش ایستاده بود. نگاهش، ترکیبی بود از نیاز و غرور؛ نیازی که در چروکِ اطرافِ چشمانش موج می‌زد و غُروری که اجازه نمی‌داد سر خم کند.

احساسِ عجیبی بود. در آن لحظه، چیزی در وجودم به تلاطم افتاد. شاید تنهاییِ خودم، شاید حسِ قدرت، یا شاید فقط کنجکاویِ ممنوعه‌ای که هرگز اجازه بروزش را نداده بودم. ماشين را کنارِ خیابان پارک کردم و به سمتش رفتم. دستم را که به طورِ ناخودآگاه رویِ موهایش کشیدم، لرزشی خفیف در وجودش حس کردم.

«گل می‌خرید آقا؟» صدایش، صاف و بدونِ احساس بود، انگار که این جمله را بارها و بارها تکرار کرده بود، بی‌آنکه کسی توجهی کند.

لبخندی زدم، لبخندی که شاید کمی بیش از حد دوستانه بود: «اگه دخترِ خوبی باشی، چرا که نه!»
دانلود رمان بهشت و مردونگی

چشمانش برای لحظه‌ای برق زد، برقِ امیدی که شاید زودگذر بود: «من دخترِ خوبی‌ام، خیلی خوب!»

و من، با همان لبخندِ مرموز، گفتم: «پس بیا بریم تو ماشین من. منم همه گُلاتو می‌خرم. باشه؟»

چشمانش گشاد شد، انگار که از این سخاوتِ ناگهانی متعجب شده باشد: «همه شو آقا؟»

سرم را به نشانه‌یِ تأیید تکان دادم. او اما، به جایِ تعجب، کمی تردید در چهره‌اش نمایان شد. اما نیاز، غالباً بر تردید پیروز می‌شود. با گاریِ کوچکِ گل‌هایش، کنارِ ماشینِ من ایستاد.

همین که در را بست و کنارم نشست، احساسِ غریبی وجودم را فرا گرفت. سکوتِ سنگینی بینِ ما حاکم شد. عطرِ گل‌هایِ رز، با بویِ ادکلنِ من در هم آمیخته بود. او به گل‌ها خیره شده بود و من به او.

«چیزی شده آقا؟» صدایش سکوت را شکست.
دانلود رمان بهشت و مردونگی

«نه… فقط…» جمله‌ام را ناتمام گذاشتم. نمی‌دانستم چه چیزی درونم مرا وادار به این کار کرده است. شاید میل به تسلط، شاید میل به شکستنِ این سکوتِ ناخوشایند، یا شاید…

دستش را گرفتم، آرام، و به سمتِ پاهایم هدایت کردم. با لمسِ سفتیِ غیرمنتظره، چشم‌هایش گرد شد. نگاهش، ترکیبی بود از گیجی و کنجکاوی.

«این چیه آقا؟» پرسشی که انگار از اعماقِ وجودش برمی‌خاست.

لبخندی زدم، لبخندی که کمی جرات داشت: «اگه اینو… مثلِ یه چیزِ شیرین… حس کنی و به من آرامش بدی، منم بهت کمک می‌کنم. کلی پول بهت می‌دم.»

چشمانش دوباره برق زد، اما این بار، برقِ متفاوتی داشت. برقی از درکِ موقعیت، و شاید… از میل. «جدی آقا؟»

«آره.»

زیپِ شلوارم را پایین کشیدم. خروجِ آن از درونِ پارچه، انگار که رازی بود که حالا برملا می‌شد. او با نگاهی خیره، اما بدونِ ترس، به آن نگریست.

«وای خدا… این دیگه چیه؟» صدایش، پر از شگفتی بود.
دانلود رمان بهشت و مردونگی

«بخور… مثلِ یه چیزِ شیرین…»

مکثی کرد. انگار که تردید داشت. سپس، با جسارتی که از نگاهش می‌خواندم، آن را در دست گرفت. با انگشتانش، نرمی و سفتیِ آن را لمس کرد. سپس، با احتیاط، آن را به دهان برد.

«با زبونت باهاش بازی کن.»

صدایِ آهِ خفیفی از گلویم خارج شد. او اما، با تمرکز، به بازیِ با زبانش ادامه می‌داد. حسِ غریبی بود؛ لذتی آمیخته با گناه.

«اون چی بود؟» پرسید، در حالی که هنوز داشت با آن بازی می‌کرد.

دوباره او را به سمتِ خود کشیدم: «تو فقط بخور. به این چیزا فکر نکن.»

تند تند داشت مک می‌زد. داشتم به اوجِ لذت نزدیک می‌شدم که…

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
توییتر

15 دیدگاه دربارهٔ «دانلود رمان بهشت و مردونگی»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌
پیمایش به بالا

⦿ اگه پرداخت کردید و موفق به دریافت رمان نشدید ، نام رمان و 4 رقم آخر کارت رو ارسال کنید.

⦿ برای رمان های درخواستی هم نام رمان و نویسنده رو ارسال کنید.

⦿ اگه نویسنده هستید و میخوایید رمانتون منتشر بشه با ما در ارتباط باشید.

طناز برای این‌که دل مادر و پدرش را نَشکند و همچنین از آن کسی که ...

ماه‌پری دختری ساده است که از همان دوران کودکی با دشواری‌های زندگی می‌جنگد. فقر، فقدان ...

داستان درباره‌ی دختری به نام مهراز است که بار مسئولیت و تامین هزینه‌های زندگی را ...

پس از اینکه از تاکسی پیاده شد، نسیم سرد دی ماه به صورتش تند تند ...

ما یک موتور جستجوی رمان هستیم
اگر رمان شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

برای مطالعه کامل رمان کلیک کنید

برای بازیابی رمز عبور از اینجا اقدام کنید.

در سایت عضو شوید

اگر عضو هستید از اینجا وارد شوید.