رها، زن جوانی ۲۳ ساله، موفق و مستقل، که یکبار ازدواج کرده بود و بهدلیل خیانت همسرش از هم جدا شد. او علاقهمند به بچهدار شدن است اما دیگر قصد ازدواج ندارد؛ بنابراین تصمیم میگیرد بدون پیوند زناشویی، فرزندی به دنیا آورد. شبی به یک مهمانی میرود و در آنجا با مردی جذاب که نامش را حتی نمیداند، رابطهای کوتاهمدت دارد. خوششانس رها همان شب باردار میشود و نقش مادر را بر عهده میگیرد، اما بیخبر از اینکه پدر کودک را به اشتباه انتخاب کرده؛ مردی که نامش با شنیدن آن، همه را بهتپش میاندازد.
دانلود رمان مات
- بدون دیدگاه
- 428 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : فرناز همدلی
- دسته : عاشقانه , ایرانی , بزرگسال , ویژه
- کشور : ایران
- صفحات : 1002
- بازنشر : دانلود رمان
- قرار گرفت
دانلود رمان مات
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان مات
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
درباره نونا یه دختر خجالتی و آروم که مادرش و عموش خیلی مراقبشن تا اینکه ...
درباره زندگی عاشقانه زنی روستایی به نام ماه چهره که در برابر ناملایمات زندگی سر ...
جاوید اصلانی، فرزند والدینی که از ردههای بالای یک گروه تروریستی هستند، به دنبال انتقام ...
غزال پس از یک تصادف، دچار فراموشی میشود و ناگهان در میان قبیلهٔ عشایری بیدار ...
درباره داستان خیالی که در هیچ کجا نیست , کاراکترا میتونن وجود داشته باشن یا ...
داستان دربارهی آواست؛ دختری که درست در شب خواستگاری، با خیانتِ تلخِ کسی که دوستش ...
بژین که زیر آوارِ دروغِ خودکشی مادرش پناه گرفته بود، با افشاگری برادرش از خانه ...
درباره دختری به نام اقلیما که در یک تالار عروسی مشغول به کار است . ...
درباره حامی و شادلی که تو یه مهمونی همدیگرو میبینن و بینشون اتفاقی میوفته که ...
درباره زندگی زهرا از سال های خیلی دور تا زمان حال که خیلی اتفاق ها ...
رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...
درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …
...درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...
درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...
درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...
درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …
...درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …
...درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...
درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …
...درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...
رمان های جدید
مهتاب گرچه حرفهاش روزنامهنگاری است، اما عواطف سرشار و حس قوی انساندوستیاش همواره او را ...
وقتی از خیانت همسرم باخبر شدم، همهچیز را رها کردم و به خانه اجدادیمان در ...
دختری که در رویاهای بلند و بیپروایش غوطهور بود، با پسری آشنا شد که زندگیاش ...
روایت، پسری است که گذشتهای تلخ و انگیزهای عمیق برای انتقام دارد. او در مسیر ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان مات
**فصل اول – پارتی**
آن شب سرد سال نو، وقتی همه در حال جشن گرفتن بودند، مردی تنها در گوشهای ایستاده بود. نگاه او به سوی نورهای روشن میچرخید؛ گویی در پی یافتن کسی بود که از دست او فرار کرده بود. اما در همان لحظه صدای خندههای بلند از دور به گوش میرسید و او میدانست دیگر زمان برای بازگشت نیست. دستهایش سفت شد؛ قلبش به سرعت میزد و حس میکرد که به زودی باید کاری انجام دهد که شاید نتواند از عواقبش فرار کند.
**فصل دوم – مبارزه**
در میان جمعیت، دو مردی که چهرههایشان را در سایهها مخفی کرده بودند، به آرامی نزدیک هم شدند. یکی از آنها سلاحی در دست داشت و دیگری با نگاهی سرد به او خیره شده بود. ناگهان صدای فریادهایی به گوش رسید؛ مردم دور هم جمع شده بودند و به سمت صحنه میدویدند. مردان با هم دست به دست میدادند، اما یکی از آنها سقوط کرد و خونش روی زمین ریخت. صدای تکانخوردهی او هنوز در فضا میپیچید، گویی هنوز هم میخواست بگوید که این جنگ برای چه بود.
**فصل سوم – سرنوشت**
در همان لحظه، نوری کمسو در دل تاریکی میدرخشید. مردی که پیش از این در میان جمعیت ایستاده بود، ناگهان به سمت مرکز میدان رفت. صدای پای او بر روی سنگهای سرد میکوبید؛ هر قدمش نشان از تصمیمی بود که دیگر قابل بازگشت نبود. او به آرامی به سمت مردی که به زمین افتاده بود نزدیک شد، دستش را دراز کرد و به آرامی سرفهای بیصدا کرد. چشمانش پر از اشک شد و در دل شب، صدای خندهای خنثی و سرد به گوش میرسید؛ همان صدایی که از دل هر کسی میخواست فرار کند.
**فصل چهارم – پایان**
در پایان، همهچیز در سکوتی سنگین به پایان رسید. مردان خسته، خالی از امید، به سمت خانههایشان رفتند. اما هنوز صدای نالههای ناگفته در گوش میپیچید؛ صدایی که میگفت: «این تنها پایان نیست، بلکه شروعی است برای همهچیز».
—
این بازنویسی سعی کرد معنای اصلی و لحن داستانی «مات» را حفظ کند و در عین حال به زبانی روان و طبیعی بیان شود.
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه






