دانلود رمان دانشجوی تنگ من

درباره رابطه عاشقانه یک استاد و دانشجو به نام آبتین و تبسم است که تبسم برای گرفتن نمره از استادش آبتین با او وارد رابطه می شود اما …

دانلود رمان دانشجوی تنگ من

تخفیف ویژه

150.000 تومان

69.900 تومان

📚 این رمان هارو حتما بخون عالین ▾

دانلود رمان دانشجوی تنگ من

ادامه ...

او مرا روی میز هل می دهد و به معلم جذاب و خشن من خیره می شود.
من خواهم
شلوارم را در می آورد و پاهایم را باز می کند.
-اممم خانم نظری باخره اینجاست!
چشمانم را می بندم و در دلم تکرار می کنم:
– هیس آروم تبسم، به هدفت فکر کن.
اما وقتی عضو ضخیم معلم را در سوراخ پشتم فرو کردم
پس زمینه قلب
جیغ می زنم و سریع دستش را روی دهانم و خروسش می گذارد.
او به آرامی در سوراخ من فرو می رود.
سوزش باسنم به حدی است که احساس می کنم دارم می خورم.
اشک هایم جمع می شوند و خیسم می کنند و هر لحظه کمرم درد می کند.
به علاوه
می توان
صدای عبور دانش آموزان از درب سالن معلم و خنده هایشان.
قد او
مثل یک آرشیو در روح من!
نمی دانم وقتی معلم عضوش را بیرون می آورد چقدر دردم می آید.
برمی گردم و
مجبورم می کند روی زانوهایم بنشینم. با آلت تناسلی اش به صورتم ضربه می زند و یک بار آن را فشار می دهد.
دهان و آب من
در دهانم پاشیده می شود.
یه دفعه میپره تو گلوم و شروع می کنم به سرفه کردن و اینا
نیز مورد غفلت قرار گرفته است
شلوارش را درست می کند و می گوید: فعلا تصمیم گرفتم آن را در بیاورم.
تبدیل شدن به تو
تغییر کرد، می توانید بروید.
لیوان آب را از روی میز برمی دارم، می نوشم و وقتی حالم بهتر شد
اگر با
شلوارم را مرتب می‌کنم و می‌پرسم: خب امتیاز من چند است؟
با لبخندی حرص به من خیره می شود و جواب می دهد: یادم می آید
این اتفاق نمی افتد
ما در این زمینه به توافقاتی بین خود رسیده ایم.
با عصبانیت زمزمه کرد: بعد من چیزی یادم نبود.
جنایت بد؟ او خیلی آرام پاسخ می دهد: اگر بدتان می آید که شما را ببرند
مشکلی نیست
تو با من رابطه نداری، خوشحال بودم که بیهوده با من رابطه داشتی.
تو دیدی.
از میان دندان های به هم فشرده زمزمه می کنم: با یادداشت هایم چه کنم؟
من؟
از من کارت می گیرد و به من می گوید: ساعت نه آماده شو.
شما باید ما را در یک مهمانی همراهی کنید و آنجاست که می توانید امتحانات قبلی خود را بدهید.
من کارت شما را می گیرم در حالی که سوراخ من می سوزد، باز
عرض از
از اتاق خارج می شوم.
همه با تعجب به من نگاه می کنند. ولی درد مقعدم خیلی زیاده
نه برای من
کیمیا با دیدن من سریع به سمتم اومد و گفت:
– چی مردی چرا اینطوری راه میری؟
به چشمان منتظرش نگاه می کنم.
– من با پروفسور سامی رابطه جنسی داشتم.
شروع به خندیدن می کند.
– زنگ نزن برو دنبال ایستگاه عمویت.
با گرسنگی نگاهش می کنم و می روم که بنشینم، اما وقتی آن را می چرخانم درد می کند.
زیز دلم و
در حالی که پشتم را برگردانده ام، بلند می شوم و می گویم:
– من باید برم خونه
کیمیا با صدای بلند میگه:
– چه مفهومی داره؟ یعنی تو با … دستمو گذاشتم روی دهنش.
-خفه شو کیمیا! یکی می شنود که من بدبختم.
با حلقه دست دور کمرم. لب و زیر لبم را گاز می گیرم
زمزمه می کنم
– وای!
سریع هلش میدم عقب و با درد بهش میگم: – نه امیرعلی اگه یکی رو ببینه برای ما بد میشه.
-بذار بد باشه مهم اینه که همه بدونن تو واسه منی!
از درد لبم را گاز می گیرم که کیمیا به سمتم می آید و دستم را می گیرد.
می کشد و
بغل امیرعلی مرا بیرون می آورد.
– تابسم امروز حالش خوب نیست، می برمش خونه.
باقی مانده
قبل از اینکه امیرعلی سوالی بپرسد کیمیا دستم را می گیرد و می رود.
سقوط
– بگو که انجام دادی؟
– من هیچی نیستم ولی با آلت ضخیمش یه کم اذیتم کرد، درد داره.
میمیرم.
– چه مفهومی داره؟ و امیرعلی چطور؟
– بابا تو بهتر از من برنامه های من رو میدونی! من و امیرعلی
بالاخره جدا شد
داشتیم از هم جدا می شدیم پس بهتره نذارم برنامه هایم رو خراب کنه.
ماشینم را به کیمیا عوض می کنم و خودم برمی گردم.
در صندلی
من دروغ میگویم.
کیمیا هم سوار می شود و راه می رود. لبخند من
-آنها دارند؟
– چه کار کردین؟ یعنی چطور شد؟
– هیچی، دنبالش رفتم دفترش…
-آخه ساعت 9 میخوای بری؟
از درد ناله می کنم:
– میدونی که من به نمرات خوب نیاز دارم.
– به این معنی است که شما همه نمرات خود را با هر معلم می خواهید.
ارتباط جنسی
شما
-چرا جیغ میزنی؟ فقط این معلم سگ است.
– بله، من از نمرات شما اطلاع دارم، معلمان!
بیرون را نگاه می کنم.
– کجا میری؟
– برو خونه من آخه مامانت اینجوری میبینه میفهمه
خرابش کردی
نفس عمیقی می کشم و تا برسیم دیگر با هم حرف نمی زنیم.
از ماشین پیاده می شویم و وارد خانه کیمیا می شویم.
-ساعت 9 میخوای چیکار کنی؟
داخل می شوم و خودم را روی مبل می اندازم و می گویم:
-نمیدونم خیلی درد دارم. خب احمق دیگه نباید کاری کنی
تو انجام دادی، انجامش دادی، این کار من است.
بیهوده انجامش بده…
سرم را تکان می دهم و سعی می کنم حرف هایش را نشنوم.
می گیرم.
چند ساعتی می گذرد و کیمیا از من مراقبت می کند و به من قرص می دهد.
دارو برای من.

میده.
بهتر شدم ولی یک بار که سعی میکنم دستشویی برم،
ً
تقریبا
مقعدم انقدر
میسوزه که بیخیالش میشم و با گریه از دستشویی بیرون میام.
– تبسم؟
بلند میشم میشینم و لیوانه شیر موز رو از روی میز برمیدارم.
منتظر بهش نگاه میکنم که میگه:
– ولی خودمونیم ها، خیلی از دخترا تو کفه استادن.
کلافه به ساعت نگاه میکنم که هفت و نیم رو نشون میده.
بلند میشم و میگم:
– لباس درست و حسابی داری؟
کیمیا به سمت اتاقش میره.
– دنبالم بیا.
به محض وارد شدنمون، به سمت کمد لباسش میره و یک
پیراهن مجلسی
قرمز برمیداره و به سمتم میگیره.
با دهن باز میگم-: اَاَاَ چه خوبه.
– زود باش بپوش ببینیم تو تنت چطوره.
میرم پشت در کمدش و لباس هام رو عوض میکنم.
کیمیا با دیدنم لبخندی میزنه و میگه:
– به تو بیشتر از من میاد.
مقابل آینه وایمیسم و نگاهی به خودم میندازم. لباسِآستین
بند یا… نداره
و همین باعث شده سینه های سفید و خوش فرمم بیشتر به
چشم بیان.
کیمیا پشته سرم وایمیسه و میگه:
– بشین موهات و درست کنم، به استاد هم پیام بده بگو میری.
کارته استاد رو از جیبم درمیارم و پیام میدم:
– کجا بیام؟
بعد از چند دقیقه جواب میده:
– آدرس بده میام دنبالت.
آدرس خونهی کیمیا رو میفرستم.
بعد از تموم شدن کاره موهام، یک آرایش ساده هم میکنم و با
درد از اتاق
خارج میشم.
– ای بابا تو که هنوز اینجوری راه میری!
– خب درد دارم. چیکار کنم؟
– خب اینطوری همه میفهمن یه نفر بدجوری کـ—ـونت
گذاشته.هم خندهام میگیره و هم دوباره عذاب وجدان لعنتی به
سراغم میاد.
– نمیخواد فاز غم بگیری، بیا این مسکن رو بخور.
قرص رو ازش میگیرم و با یک لیوان آب پرتقال میخورم.
با لرزش گوشیم روشنش میکنم میبینم استاد پیام داده:
– منتظرم.
به ساعت که دقیقا 9رو نشون میده نگاه میکنم و میگم: ً
– اوه چه به موقع

 

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
توییتر

1 دیدگاه دربارهٔ «دانلود رمان دانشجوی تنگ من»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌

ما یک موتور جستجوی رمان هستیم
اگر رمان شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

برای مطالعه کامل رمان کلیک کنید

برای پشتیبانی میتوانید از تلگرام ، ایمیل یا فرم تماس با ما در ارتباط باشید

فرم تماس با ما

[contact-form-7 id=”3211″ title=”فرم تماس”]

برای بازیابی رمز عبور از اینجا اقدام کنید.

در سایت عضو شوید

اگر عضو هستید از اینجا وارد شوید.