دانلود رمان اسیر یک روانی

درباره دختریه ترسیده و گریون میدود و از ترسش چند باری کنترلش رو از دست داد و به زمین خورد که ناگهان …

دانلود رمان اسیر یک روانی

تخفیف ویژه

150.000 تومان

69.900 تومان

150 هزار تومان

29.900 تومان

دانلود رمان اسیر یک روانی

رایگان

رمان های رایگان

درباره پسری به اسم بهراد است که متوجه حضور نیروهای منفی در اطرافش میشه و ...

درباره یک دختر و پسر عاشق به نام آرشام و دلارام است که پستی و ...

درباره دختری بنام دنیز که یک روانپزشک موفق است که زندگی خوب و قشنگی داره ...

درباره دختری است که در کودکی پدر و مادرش رو از دست داده و در ...

درباره سرگرد ایمان شایان که تو شغلش کارایی کرده که باعث میشه موقعیت شغلیش به ...

اشک های من ، چشمان او ، خیال با او بودن، تنهایی ام در تاریکی ...

درباره دختری به نام یغما است که برادرش در یک درگیری با مزاحمش مرتکب قتل ...

درباره مردی به نام یزدان کیانی که زنش به قتل رسیده و پسر عموش رو ...

الینا یک کارمند معمولی با زندگی‌ای نسبتاً ساده است. یک روز در محل کار، یک ...

درباره دختری به نام نارگون که تو یک کارخونه کار میکنه و با دو تا ...

رمان های مشابه

رمان های اتفاقی

درباره ی دختری ست که طی اتفاقاتی باردار شده و قرار است نوه ی رییس ...

درباره دختری به نام ماهرو است که مجبور میشه دنسر یه شیخ عرب بشه اما ...

حامی، مردی مغرور و بی‌رحمانه، تشنه تملکِ پناه است؛ خواهری که با او بزرگ شده. ...

رمان «وارث شیخ» نوشته‌ی ساحل، جلد دوم و پایانی مجموعه‌ی «شیخ عثمان» است که ادامه‌ی ...

درباره دختری سختی کشیده از خانواده ای طلاق که حال بهترین وکیل دادگستری شده و ...

رمان های جدید

«مسیح، با قلبی که سال‌ها پیش در آتشِ عشقِ سوخته بود، اکنون در هیبتِ قدرتمندترین ...

«شبِ غافلگیریِ برادر برای ماهین به کابوسی مبدل شد که در آن، خطایِ مستیِ بهترین ...

درباره دختری به نام رومیسا که مادرش اونو مقصر غرق شدن خواهرش میدونه و اونو ...

درباره دختری به اسم بلا که با پدربزرگش زندگی میکنه و با بالا رفتن سنش ...

دو جوانِ سرکش که برای چشیدنِ طعمِ استقلال، تن به قمارِ پدربزرگ می‌دهند؛ راهی شدن ...

دانلود رمان اسیر یک روانی

ادامه ...

ترسیدم و گریه کردم، تنها چیزی که می‌دانستم این بود که نفسم بند امده، به عقب برگشتم. می‌خواستم
وارد یک کوچه می‌شدم، در شیشه یک خانه را می‌دمیدم، نفهمیدم چه گونه وارد خانه شدم، در به زودی بسته شد، از در خارج شدم، ولی اثری از او نبود. دلم می‌خواست جیغ بکشم، او دستش را روی دهانم گذاشت، چشم‌هایش سیاه بودند و بدنم از ترس می‌لرزید.
فکر کردی داری از دستم فرار می‌کنی؟ نه، این منم که باعث میشم احساس راحتی کنی میدونی چرا؟ چون هنوز وقت دستگیری من نیست، وقت آن رسیده است.. من تو رو می‌برم، تو فقط مال منی، یه دقیقه منو بگیر دوباره خندید و رفت. آن روز مدت ده دقیقه در آن حیاط نشستم
من از خانه خارج شدم، فقط خدا را شکر می‌کردم که هیچ‌کس در خانه نبود. برای خانواده. من داشتم توی دیوار راه می‌رفتم. تا اینکه یه سمت من یه دیوار بود این طوری از آن طرف راحت بودم تا اینکه آن کوچه را ترک کردم. انگار نصف زندگیم رفته بود این مرد که مدتی در کابوس‌های من بود، کی بود؟ چیزی از من می‌خواست؟ نمی‌دانستم کجا هستم. وقتی داشتم تو خیابون راه می‌رفتم چشمام برق زد
من تازه از راه رسیده بودم که یک تاکسی مرا صدا زد و با خوشحالی دست تکان دادم تا وقتی که نگهبان از کنارم رد شد، فکر کردم که می‌روم، اما وقتی دنده عقب برگشت، دو تا پا داشتم، آن‌ها را قرض گرفته بودم و وقتی در تاکسی بودم، در فکر آینده‌ام بودم. چه خبر است؟ چه چیزی منتظرم است؟ آن قدر فکر کردم که نفهمیدم چه موقع به خانه رسیدم. من اجاره رو حساب کردم

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
توییتر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌

ما یک موتور جستجوی رمان هستیم
اگر رمان شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

برای مطالعه کامل رمان کلیک کنید

برای پشتیبانی میتوانید از تلگرام ، ایمیل یا فرم تماس با ما در ارتباط باشید

فرم تماس با ما

[contact-form-7 id=”3211″ title=”فرم تماس”]

برای بازیابی رمز عبور از اینجا اقدام کنید.

در سایت عضو شوید

اگر عضو هستید از اینجا وارد شوید.