داستان درباره زنی است به خاطر امرار معاش زندگی خود مرتکب اشتباهاتی میشود که…
دانلود رمان بانوی کثیف
- بدون دیدگاه
- 648 بازدید
دانلود رمان بانوی کثیف
150.000 تومان
69.900 تومان
150 هزار تومان
29.900 تومان
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان بانوی کثیف
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
درباره پسر جوانی به نام مرصاد که عاشق دختری به نام باران است اما برادرش ...
استاد شهرزاد فرهمند، پس از سالها کوششی بیوقفه، تحصیل مستمر و یکسری جهشهای پشتسرهم؛ در ...
درباره ی دختریه که همیشه بادیگارد همراهشه بخاطر کار پدرش ولی اون دوست نداره و ...
درباره پسری به اسم سوارن و دختری با نام آرام میباشد که سواران اصلا تو ...
درباره دختری ۱۶ ساله که شب تولدش مصادف با شب بله برون و عروسی اش ...
درباره دختری بی پناه که از روی نیاز مالی مجبور به کار کردن در عمارتی ...
درباره دختری به نام نارگون که تو یک کارخونه کار میکنه و با دو تا ...
درباره شخصی به نام کوهیار که مثل کوه پایدار و محکم در برابر سختی های ...
این رمان درباره زندگی دختریه شبیه به تمام دخترای اطرافمون، شاید حتی خیلی نزدیک و ...
درباره یه دختر غیر مذهبیه که دل پاکی داره و از لحاظ مالی هم وضعش ...
رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...
درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …
...درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...
درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...
درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...
درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …
...درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …
...درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...
درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …
...درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...
رمان های جدید
داستان درباره دختری به نام نوشین است که آشناییاش با پسری به نام پیام، از ...
هاتفخان، رئیس سازمان قاچاق عتیقه که سالها را به پژوهشهای تاریخی و کشف رموز گردنبندهای ...
قهرمان اصلی رمان «پرنسس آهنی» پادشاه خیابان والاستریت است؛ مردی که هیچکس به سخنانش گوش ...
مردی خوشچهره و پر از عضله، که همراهیاش یک شوگر است و اصلاً علاقهای به ...
اریکا با آرزوهای بزرگی بزرگ میشود که هرگز نمیتواند به آنها برسد. پدرش او را ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان بانوی کثیف
بیپروا در را باز کردم که با دیدن صحنه مقابل رویم، از شدت تعجب خشکم زد… لونا، نویسنده فیلمهای ما، در حال معاشقه با آقای کورای بود. آنقدر غرق در لحظات خود بودند که حتی صدای باز شدن در را هم نشنیدند. صدای نفسها و نالههایشان تمام فضای اتاق را پر کرده بود. سرفه کوتاهی کردم تا لونا متوجه شود؛ او از آن وضعیت برخاست و با نگاهی کاملاً عادی گفت:
— مامانِ آقات بهت یاد نداده در بزنی؟
با جسارت پاسخ دادم:
— مامانِ آقای تو بهت یاد نداده هر جا میبینی خودت رو رها کنی؟
او با عصبانیت فریاد زد:
— خفه شو دختر بیچشم و رو! اصلاً ارزش نداری… برو دهنت رو بشور و بعد اسم مامانِ آقام رو بیار!
به حرفهایش اهمیتی ندادم و با خونسردی گفتم:
— حرفات فقط نشون میده که واقعاً کی اون چیزی که میگی هست…
پوزخند کنایهآمیزی زدم و ادامه دادم:
— آقا کورای، لطفاً هزینه این فیلم رو بدید، لازم دارم…
او ابرویی بالا انداخت و گفت:
— باشه… بیا دنبال من.
سپس با بیخیالی از جا بلند شد. خواستم چشمهایم را ببندم، اما یادم آمد اینجا آمریکاست و من هم که تاب به چشمهایم نیست. دو بسته پولِ سفر را به سمت من پرت کرد و گفت:
— این رو بردار و برو…
پولها را برداشتم و در کیفم گذاشتم. پابندم را از کیف درآوردم و به پاهایم بستم و از ساختمان بیرون زدم. نیاز به هوای آزاد داشتم؛ باید جایی میرفتم که آرامم کند… شهربازی، کلوپ، مهمانی، یا هر جای دیگری. هدفون را روی گوشهایم گذاشتم و آهنگ ایوان بند را پخش کردم.
با خودم آهنگ را زمزمه میکردم و حتی نفهمیدم کی رسیدم به کلوپ. معتبرترین کلوپ کالیفرنیا همینجا بود. وقتی وارد شدم، صدای موسیقی بسیار بلند و گوشخراش بود و صدای هیجانزدهی جوانها فضا را پر کرده بود…
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه






