دانلود رمان بانوی کثیف

داستان درباره زنی است به خاطر امرار معاش زندگی خود مرتکب اشتباهاتی میشود که…

دانلود رمان بانوی کثیف

تخفیف ویژه

150.000 تومان

69.900 تومان

150 هزار تومان

29.900 تومان

دانلود رمان بانوی کثیف

رایگان

رمان های رایگان

گاهی در مسیر زندگی، به نقطه‌ای می‌رسی که راهی جز انتخاب نداری. انتخابی که شاید ...

درباره گتا و خواهرانش که پس از مرگ مادرشان نامه ای از پسرعموی مادرشان دریافت ...

درباره پسری به اسم بهراد است که متوجه حضور نیروهای منفی در اطرافش میشه و ...

درباره جوانی ۱۶ ساله جنوب شهری است که بدون مربی و باشگاه حرفه ای یک ...

تقابل دو جسم ، گلی و رهام ، در برابر طوفان تقدیر و تلاش برای ...

درباره یه دختر مذهبی دانشجو است که اتفاقاتی برایش میوفتد که مسیر زندگیش را تغییر ...

درباره مردی سختگیر و زن هراس به نام عماد که تموم عمرش از زن ها ...

درباره دختری بی گناه و زجر کشیده است که مجازات میشود و در این بین ...

درباره دو خواهر دو قلو به نام ستاره و مهتاب است که مهتاب به طرز ...

درباره ی دختری شاد و خوشحال که برحسب اتفاق موقع برگشت از کنکور با پسری ...

رمان های مشابه

رمان های اتفاقی

داستان از آنجا آغاز میشود مردی که تاکسی دارد دختری را سوار میکند و …

...

درباره دختری به نام برکه است که عاشق پسر عمویش میباشد و دوست دارد به ...

مهتا برای گذراندن دوره کارورزی‌اش، پرستاریِ سام را برعهده می‌گیرد؛ پسری ۲۸ ساله که چهار ...

درباره فردیست که با افکار پوسیده مردمی که در کنارش هستند احاطه شده است و ...

درباره رافائلو یک پلیس حرفه‌ای و جذاب است که با یونیفرمش دل خیلی‌ها را برده ...

رمان های جدید

«مسیح، با قلبی که سال‌ها پیش در آتشِ عشقِ سوخته بود، اکنون در هیبتِ قدرتمندترین ...

«شبِ غافلگیریِ برادر برای ماهین به کابوسی مبدل شد که در آن، خطایِ مستیِ بهترین ...

درباره دختری به نام رومیسا که مادرش اونو مقصر غرق شدن خواهرش میدونه و اونو ...

درباره دختری به اسم بلا که با پدربزرگش زندگی میکنه و با بالا رفتن سنش ...

دو جوانِ سرکش که برای چشیدنِ طعمِ استقلال، تن به قمارِ پدربزرگ می‌دهند؛ راهی شدن ...

دانلود رمان بانوی کثیف

ادامه ...

بی‌پروا در را باز کردم که با دیدن صحنه مقابل رویم، از شدت تعجب خشکم زد… لونا، نویسنده فیلم‌های ما، در حال معاشقه با آقای کورای بود. آن‌قدر غرق در لحظات خود بودند که حتی صدای باز شدن در را هم نشنیدند. صدای نفس‌ها و ناله‌هایشان تمام فضای اتاق را پر کرده بود. سرفه کوتاهی کردم تا لونا متوجه شود؛ او از آن وضعیت برخاست و با نگاهی کاملاً عادی گفت:

— مامانِ آقات بهت یاد نداده در بزنی؟

با جسارت پاسخ دادم:

— مامانِ آقای تو بهت یاد نداده هر جا می‌بینی خودت رو رها کنی؟

او با عصبانیت فریاد زد:

— خفه شو دختر بی‌چشم و رو! اصلاً ارزش نداری… برو دهنت رو بشور و بعد اسم مامانِ آقام رو بیار!

به حرف‌هایش اهمیتی ندادم و با خونسردی گفتم:

— حرفات فقط نشون می‌ده که واقعاً کی اون چیزی که می‌گی هست…

پوزخند کنایه‌آمیزی زدم و ادامه دادم:

— آقا کورای، لطفاً هزینه این فیلم رو بدید، لازم دارم…

او ابرویی بالا انداخت و گفت:

— باشه… بیا دنبال من.

سپس با بی‌خیالی از جا بلند شد. خواستم چشم‌هایم را ببندم، اما یادم آمد اینجا آمریکاست و من هم که تاب به چشم‌هایم نیست. دو بسته پولِ سفر را به سمت من پرت کرد و گفت:

— این رو بردار و برو…

پول‌ها را برداشتم و در کیفم گذاشتم. پابندم را از کیف درآوردم و به پاهایم بستم و از ساختمان بیرون زدم. نیاز به هوای آزاد داشتم؛ باید جایی می‌رفتم که آرامم کند… شهربازی، کلوپ، مهمانی، یا هر جای دیگری. هدفون را روی گوش‌هایم گذاشتم و آهنگ ایوان بند را پخش کردم.

با خودم آهنگ را زمزمه می‌کردم و حتی نفهمیدم کی رسیدم به کلوپ. معتبرترین کلوپ کالیفرنیا همین‌جا بود. وقتی وارد شدم، صدای موسیقی بسیار بلند و گوش‌خراش بود و صدای هیجان‌زده‌ی جوان‌ها فضا را پر کرده بود…

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
توییتر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌

ما یک موتور جستجوی رمان هستیم
اگر رمان شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

برای مطالعه کامل رمان کلیک کنید

برای پشتیبانی میتوانید از تلگرام ، ایمیل یا فرم تماس با ما در ارتباط باشید

فرم تماس با ما

[contact-form-7 id=”3211″ title=”فرم تماس”]

برای بازیابی رمز عبور از اینجا اقدام کنید.

در سایت عضو شوید

اگر عضو هستید از اینجا وارد شوید.