درباره دختری به نام الین که تو شب عروسیش شوهرش اونو متهم به گناهی میکنه که انجام نداده …
دانلود رمان رگ پنهان
- بدون دیدگاه
- 115 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : عالیه جهان بین
- دسته : ایرانی , بزرگسال , عاشقانه , ویژه
- کشور : ایران
- صفحات : 4318
- بازنشر : دانلود رمان
- قرار گرفت
دانلود رمان رگ پنهان
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان رگ پنهان
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
درباره رابطه یک دختر و پسره که پسر از رابطه خسته میشه و دیگه نمیخواد ...
درباره رابطه عاشقانه دختری به نام رویا و پسری به نام علی است که …
...درباره دختری به نام دنیا است که بازیچه دست میثاق پسر عموش میشه . میثاق ...
در جهان تیره و تارِ آکنده از فساد و جنایت، لارا بر سر دوراهی دردناکی ...
درباره دختری به نام آمین است که پدر و مادرش از هم طلاق گرفتن و ...
داستان دربارهی آواست؛ دختری که درست در شب خواستگاری، با خیانتِ تلخِ کسی که دوستش ...
درباره زندگی معین و ماهدخت که از ازدواج سنتی خود رضایت ندارن و مشکلات زیادی ...
«الهه شرقی» روایتگر سفر کیمیا به دانشگاه سوربن پس از جدایی از همسرش است؛ جایی ...
داوود با نیت تلافی و خشمِ فروخورده، قدم به زندگی نازنین میگذارد. نازنین، بیآنکه از ...
شبنم هنوز در مرز هفده سالگی بود که رویاهایش با برخورد به حقیقتِ سخت، از ...
رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...
درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …
...درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...
درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...
درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...
درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …
...درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …
...درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...
درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …
...درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...
رمان های جدید
مهتاب گرچه حرفهاش روزنامهنگاری است، اما عواطف سرشار و حس قوی انساندوستیاش همواره او را ...
وقتی از خیانت همسرم باخبر شدم، همهچیز را رها کردم و به خانه اجدادیمان در ...
دختری که در رویاهای بلند و بیپروایش غوطهور بود، با پسری آشنا شد که زندگیاش ...
روایت، پسری است که گذشتهای تلخ و انگیزهای عمیق برای انتقام دارد. او در مسیر ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان رگ پنهان
لباسها را ببُرش و روی صندلی دراز بکش تا بتوانم تو را بوسهزدم، عزیزم!
یک لحظه خجالت کشیدم، ولی کاری جز پذیرفتن حرفش نبود. با تأمل نگاههایم را به وسایل اتاق دوختم و به دستگاه کنارش خیره شدم. او با لبخندی گفت:
— اصلاً نگران نباش، خانم زیبا… کار من همینجاست، نه خونریزی میدم نه درد. جایش هم ایمنه و این کیس به اینجا نمیرسه!
لبهایم را جویدم؛ کمی لرزش داشتم، برای همین ساکت ماندم. او جلو آمد، بازویم را گرفت و من را بهراحتی روی صندلی نشست.
— بابا، اینجا هم تو داری، من هم دارم! سریع باش، هنوز دیر نشده؛ بعدش باید زیر آرایشگر بریم.
کیفم را برداشتم و روی چوبی که بهصورت رفتهرفته رنگپذیر شده بود آویزانش کردم. شال و مانتم را خودم بهدست آوردم. لبخندی رضایتبخش بر لبانش نقش بست و روی صندلی مخصوص خودش نشست و با اشارهای میخواست که عجله کنم.
قلبم بهسرعت میتپید! یکییکی لباسهایم را درآوردم، بهجز شورت و سوتین. کمی معطلیام او را اذیت کرد که سر و گردنام را بهطرف او چرخاند.
— اوه! چه عضلهسازی داری، دختری! بگو ببینم اهل ورزش هستی؟ فیتنس یا ژیمناستیک؟
با خجالت لبزدم، او باز هم خندید. بهنظر میرسید که مهربان و خوشنیت است، و حتی خودش را هم میپذیرد. موهایش ترکیبی از بلند و کوتاه بود و ابروهایش کمی ریزش داشتند…
ناخنهایش ژلی بود و رنگش بهطرز دلنشینی بود. بهطور کلی از او خوشم میآمد.
— ژیمناستیک بچهگانه بود، خانم. بله، یکمدتی مریض بودم. میتونی لباس زیرم را دربیاری؟
چشمک زد و به پارچه نارنجی رنگدارش اشاره کرد.
— بیا اینجا، اینو بگذار روی تابلوهای ممنوعهات… اینقدر خجالتی؟
امشب عروس بینظیر!
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه






