درباره دختری که تا حالا از هیچکدوم از رابطه های عاشقانه ای که داشته راضی نبوده تا اینکه یه روز با مردی آشنا میشه و …
دانلود رمان فلفل ریخت توم
- 1 دیدگاه
- 6,228 بازدید
دانلود رمان فلفل ریخت توم
150.000 تومان
69.900 تومان
150 هزار تومان
29.900 تومان
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان فلفل ریخت توم
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
درباره رابطه عاشقانه یک دختر و پسری است که شخصیت پسر قصه ما بر خلاف ...
درباره مردی زخمی به نام بهراد که آتش انتقام در وجودش شعله ور است اما ...
درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …
...درباره دختری است بعد از سالها به ایران برگشته و پس از دیدن محل زندگی ...
برخی آدمها نه با رفتن، بلکه با ماندن در سایهی مبهمِ میانِ عشق و غریبی، ...
دختری نوزده ساله و تنها… کسی که سایهی بیرحمی روی زندگیاش سنگینی میکند؛ پدرش به ...
درباره دختری به نام نیهانه که میخواد پسر داییش رو عاشق خودش کنه که …
...رمان نود و سه روز تا عاشقی روایت زندگی دختری به اسم هیفاست؛ دختری که ...
سایهی فقر بر زندگی خانوادهی هیلدا، او را به سمت تصمیمی تلخ سوق میدهد. در ...
درباره دختری به نام آناهید زند است که عاشق پسر عمه خود کاوه بوده ولی ...
رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
درباره دختری به نام سوفیا که برای معاینات پزشکی به مطب دکتر میره تا اینکه ...
درباره دختری به نام تارا و پسری به نام اشکان است که در حال تدارک ...
الناز دختری بود پرانرژی، شوخطبع و همیشه خندان؛ زندگی براش مثل یک بازی شیرین میگذشت. ...
درباره دختری است که بعد مرگ پدرش بخاطر هزینه های زندگی مجبور میشه که دنبال ...
درباره سارا دختری که از کودکی عاشق پسر عمه اش پرهام بوده و احساس میکند ...
رمان های جدید
«مسیح، با قلبی که سالها پیش در آتشِ عشقِ سوخته بود، اکنون در هیبتِ قدرتمندترین ...
«شبِ غافلگیریِ برادر برای ماهین به کابوسی مبدل شد که در آن، خطایِ مستیِ بهترین ...
درباره دختری به اسم بلا که با پدربزرگش زندگی میکنه و با بالا رفتن سنش ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان فلفل ریخت توم
جملهی «من میخوام که با من بخوابی» چنان جسورانه بود که حتی خودم هم از بیانش شگفتزده شدم. نگاه خیرهام را به بلوزِ مردی دوختم که همین چند لحظه پیش، با وقاحتی بیپرده به او پیشنهاد داده بودم. اما بیلی دمپسی، بهجای پاسخ، در حال خفه شدن با آبجوی خودش بود؛ چشمانش چنان گرد شده بود که گویی نوشیدنیاش در یک اتفاق شوم، راه گلویش را سد کرده بود.
برای اولین بار از لحظهی ورودم به این بارِ تاریک و نمور، ارادهام سست شد و عقلانیتِ این مأموریت را زیر سؤال بردم. با این حال، میدانستم اگر همین حالا «شاخِ این غول» را نشکنم، شاید هیچگاه حقیقتِ آن چیزی که آدمها را تا این حد درگیرِ روابط جنسی میکند، درک نکنم. لورن، بهترین دوستم، به من اطمینان داده بود که بیلی دمپسی برای این هدف بهترین گزینه است؛ و او این را از سرِ تجربهی شخصیاش میگفت.
دانلود رمان فلفل ریخت توم
با تردید چند ضربه به پشتش زدم تا شاید دوباره نفسش برگردد و بتوانیم به گفتوگویمان ادامه دهیم؛ البته اگر اصلاً اجازه میداد اسمی از او ببرم. راستش را بخواهید، مردی با ویژگیهای او کمترین اهمیتی برایم نداشت. به محض اینکه سرفههایش بند آمد و بالاخره توانست نفس بکشد، نگاههای کنجکاوِ حاضرین در بار به سمت ما چرخید؛ دقیقاً همان چیزی که میخواستم از آن فرار کنم. نقشهام این بود که در همین بار، زمانی که بیلی در حالِ نوشیدنِ آخرین آبجویِ ساعتِ کاریاش بود، با او صحبت کنم و به تنهایی از آنجا خارج شویم.
دانلود رمان فلفل ریخت توم
اصلاً پیشبینی نکرده بودم که او بخواهد خودش را با آبجو خفه کند یا اینکه تمامِ مردانِ حاضر در آنجا روی من متمرکز شوند. حالا باید منتظر میماندم تا هوش و حواسش سر جایش بیاید و پاسخی به من بدهد. اما اگر جوابش «نه» بود، چه؟ هانا کارمایکل به هیچ مردی «نه» نمیگفت و این دقیقاً بخشی از همان اعتبارِ خاصِ من بود. من شهرتی دیرینه در جذب کردنِ مردان داشتم، درست مثل زنبوری که به سمت عسل کشیده میشود؛ با این حال، هیچگاه وسوسه نشده بودم که یکی از آنها را برای خودم نگه دارم، چرا که اصلاً دلم نمیخواست چنین شهرتی را به دست بیاورم.
در یک شهر کوچک و دور افتاده، زنی به نام آنا با چالشهای زندگی دست و پنجه نرم میکند. او یک زن مجرد است و تنها در یک خانه کوچک زندگی میکند. آنا یک شغل پرفشار دارد و همیشه در تلاش است تا بهترین خود را نشان دهد.
یک روز، آنا تصمیم میگیرد که گیاهی را بخرد و در خانهاش پرورش دهد. او به فروشگاه محلی میرود و یک گلدان زیبا با یک گیاه فلفل را خریداری میکند. او با شادی به خانه برمیگردد و گلدان را در پنجرهای آفتابپرست میگذارد.
آنا هر روز به گیاه فلفل خود نگاه میکند و آب میدهد. او احساس مسئولیت میکند و این کار روزانه باعث آرامش و امیدواری در دلش میشود. گذشت زمان و گیاه فلفل آنا رشد میکند و برگهای سبز و تازهای پیدا میکند.
دانلود رمان فلفل ریخت توم
آنا همچنان با چالشهای زندگی روبرو است، اما حالا با داشتن گیاه فلفل، احساس کمک و حمایت میکند. این گیاه برای او نماد امید و پایداری است. او به آن نگاه میکند و به خودش قول میدهد که همانند گیاه فلفل، او نیز به رشد و پیشرفت ادامه خواهد داد.
به مرور زمان، آنا متوجه میشود که گیاه فلفل همچنان نیاز به مراقبت دارد، همانطور که زندگی او نیز نیاز به تلاش و کار برای بهبود دارد. این تجربه آنا را به چیزهای جدید آموخته و به او کمک کرده تا با اعتماد بنفس بیشتری به زندگی نگاه کند.
به همین دلیل، آنا تصمیم میگیرد که گیاه فلفل را به عنوان هدیه به دوست خود بدهد. او معتقد است که این گیاه میتواند برای دوستش نماد امید و پایداری باشد، همانطور که برای خودش بوده است.
دانلود رمان فلفل ریخت توم
آنچه که آنا نمیدانست این بود که این هدیه، علاوه بر نشان دادن دوستی و حمایت، تأثیرات بزرگتری نیز خواهد داشت. گیاه فلفل به دوست آنا احساس ارزشمند بودن و اعتماد به نفس میبخشید و او را به تلاش برای بهبود و پیشرفت تشویق میکرد.
با پرواز فکر و خلاقیت، زندگی آنا و دوستش همچنان به سمت بهبود و رشد پیش میرود، همانطور که گل فلفل نشان داد که با مراقبت و توجه، میتوان به رشد و پیدایش زیباییهای جدید دست یافت.
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه

1 دیدگاه دربارهٔ «دانلود رمان فلفل ریخت توم»
بهترین رمانی که خوندم به نام بچه مثبت(سارینا و سامیاره)که زیباترین رمان دنیاس و می خوام بهتون این رمان او پیشنهاد کنم