دانلود رمان عشق نامشروع

رمان عشق نامشروع داستان زنی به نام لیلا را روایت می‌کند که پس از یک ازدواج سرد و بی‌احساس، با مردی به نام کیان آشنا می‌شود؛ مردی متاهل که زندگی خودش نیز خالی از عشق و آرامش است.

در دل این ارتباط، لیلا و کیان درگیر احساسی می‌شوند که از نگاه جامعه «نامشروع» تلقی می‌شود؛ اما در واقع، آنچه میان آن‌ها شکل می‌گیرد، تلاشی است برای رسیدن به درک، امنیت، و عشق واقعی.

عشق نامشروع رمانی است سرشار از احساس، تردید، خیانت، پشیمانی و جستجوی هویت عاطفی، که مرزهای اخلاق و احساس را به چالش می‌کشد.

دانلود رمان عشق نامشروع

رایگان

دانلود رمان عشق نامشروع

رایگان

رمان های رایگان

ورود قاصدکِ دلربا به محله، تقابلِ شدیدی را با همسایه‌ی مذهبی و خشک‌مذهبش، حسان، رقم ...

نازنین، دخترِ نرم‌دلِ این حکایت، دل به پسرعمویش سپرده و نامزدی‌شان ریشه در عشقی دارد ...

رمان عشق نامشروع داستان زنی به نام لیلا را روایت می‌کند که پس از یک ...

الناز دختری بود پرانرژی، شوخ‌طبع و همیشه خندان؛ زندگی براش مثل یک بازی شیرین می‌گذشت. ...

درباره تیام، دانش‌آموز سال سوم دبیرستان که دختری با ظاهر معمولی اما باطنی پرشور و ...

درباره یه دختر شیطونه که یه دفعه گرفتار یه عشق میشه و …

...

درباره دختری به نام آیلین که با اهورا پسر یک خان بزرگ ازدواج میکند تا ...

درباره پسری به نام امیر که یه مرد واقعی و پهلوونه که بعد از سالها ...

بهار راد، دختر ۲۱ ساله‌ای که در رشته معماری مشغول به تحصیل است، به‌دلیل اتفاقی ...

درباره دختری به نام دلارا ایلیاتی است که با فرار از بند اسارت خود را ...

رمان های مشابه

رمان های اتفاقی

درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...

درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …

...

درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...

درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...

درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...

درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …

...

درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …

...

درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...

درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …

...

درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...

رمان های جدید

هاتف‌خان، رئیس سازمان قاچاق عتیقه که سال‌ها را به پژوهش‌های تاریخی و کشف رموز گردنبندهای ...

قهرمان اصلی رمان «پرنسس آهنی» پادشاه خیابان وال‌استریت است؛ مردی که هیچ‌کس به سخنانش گوش ...

مردی خوش‌چهره و پر از عضله، که همراهی‌اش یک شوگر است و اصلاً علاقه‌ای به ...

اریکا با آرزوهای بزرگی بزرگ می‌شود که هرگز نمی‌تواند به آن‌ها برسد. پدرش او را ...

داستان از کشور آلمان آغاز می‌شود؛ جایی که ماهان سلیوی با خیانت عشقش روبه‌رو شده ...

دانلود رمان عشق نامشروع

ادامه ...

صدای باران آرام‌آرام بر شیشه‌های پنجره می‌کوبید. لیلا ایستاده بود و به خیابان خیره شده بود. در دلش غوغایی بود که حتی باران هم نمی‌توانست آرامش کند. صدای زنگ تلفن سکوت اتاق را شکست. گوشی را برداشت.

— الو؟
— لیلا… منم… کیان.
چند لحظه طول کشید تا صدایش را بشناسد. مثل همیشه، لحنش مطمئن و آرام بود. اما این‌بار بویی از اطمینان در دل لیلا نبود.
— کیان، نباید زنگ بزنی.
دانلود رمان عشق نامشروع
— باید صداتو می‌شنیدم. بعد از اون حرفایی که زدی… دلم طاقت نیاورد.

لیلا آهی کشید.
— من اشتباه کردم. نمی‌تونیم ادامه بدیم. این رابطه… نابودمون می‌کنه.
— ما از قبلش هم نابود بودیم، لیلا. تو با شوهری زندگی می‌کنی که وجودت رو نمی‌بینه، من با زنی که فقط اسممون با هم توی شناسنامه‌ست.
— ولی ما نمی‌تونیم دوتا اشتباه رو بهونه کنیم برای اشتباه سوم.
دانلود رمان عشق نامشروع

سکوتی سنگین بینشان افتاد. سکوتی که بیشتر از هر فریادی درد داشت. لیلا گوشی را قطع کرد. دیگر نمی‌خواست گریه کند، اما اشک بی‌اجازه از چشمانش سرازیر شد.

چند هفته قبل…

لیلا برای شرکت در یک جلسه کاری به دفتر مرکزی شرکت دعوت شده بود. در آن جلسه، برای اولین بار کیان را دید. مردی با چهره‌ای خسته اما با نگاهی گرم. هیچ چیز خاصی نبود، فقط یک نگاه ساده… اما انگار همان نگاه، کلید شروع یک جرقه پنهان شد.
دانلود رمان عشق نامشروع

در روزهای بعد، تماس‌های کاری‌شان بیشتر شد. پیام‌هایی کوتاه که ابتدا رسمی بود، کم‌کم صمیمی‌تر شد. در میان استرس کار، کیان برای لیلا شبیه یک پناهگاه شده بود. وقتی از سردی خانه و بی‌توجهی شوهرش حرف می‌زد، کیان گوش می‌داد. قضاوت نمی‌کرد.

و این شروعی شد برای احساساتی که از کنترل خارج شد.

— لیلا… من دلم برای یه نفر تنگ شده که وقتی باهاش حرف می‌زنم، احساس کنم زنده‌ام. تو اون حس رو بهم دادی.

لیلا آن شب تا صبح نخوابید. ذهنش پر از «نباید»‌ها بود، ولی قلبش زمزمه می‌کرد:
«بالاخره یکی حرفام رو شنید…»
دانلود رمان عشق نامشروع

چرا اسم این عشق، نامشروعه؟
لیلا بارها این سوال را از خودش پرسیده بود. اگر عشق یعنی فهمیده شدن، پس چرا وقتی کسی پیدا می‌شود که تو را می‌فهمد، باید آن را گناه دانست؟ چرا قانونی که هیچ عشق و احساسی در آن نیست، مشروع است؟ و حسی که از دل بیرون آمده، نامشروع؟

ولی او خوب می‌دانست که مرز بین دل و عقل، باریکی یک مو است.

آن روز، وقتی کیان دستش را گرفت، هیچ چیز نگفت. نه اعتراضی، نه موافقتی. فقط سکوت.
دانلود رمان عشق نامشروع
سکوتی که نشانه شکست وجدانش بود.

— لیلا… اگه یه روزی بخوای تمومش کنی، من می‌فهمم. فقط بدون که این چند ماه، بهترین ماه‌های عمرم بودن.

اشک در چشمان لیلا حلقه زد. حرفی نزد. دل کندن از کسی که کنارت نیست، سخت نیست… دل کندن از کسی که روحت با او گره خورده، مرگ تدریجی‌ست.

دانلود رمان عشق نامشروع

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
توییتر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌
پیمایش به بالا

⦿ اگه پرداخت کردید و موفق به دریافت رمان نشدید ، نام رمان و 4 رقم آخر کارت رو ارسال کنید.

⦿ برای رمان های درخواستی هم نام رمان و نویسنده رو ارسال کنید.

⦿ اگه نویسنده هستید و میخوایید رمانتون منتشر بشه با ما در ارتباط باشید.

No data was found

ما یک موتور جستجوی رمان هستیم
اگر رمان شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

برای مطالعه کامل رمان کلیک کنید

برای بازیابی رمز عبور از اینجا اقدام کنید.

در سایت عضو شوید

اگر عضو هستید از اینجا وارد شوید.