درباره یه استاد دانشگاهی به نام آرمان زند است که به دلایلی مجبور به ازدواج با دانشجوی ترم اولی خودش به نام شیدا میشه ولی …
دانلود رمان تدریس عاشقانه
- بدون دیدگاه
- 4,112 بازدید
دانلود رمان تدریس عاشقانه
150.000 تومان
69.900 تومان
150 هزار تومان
29.900 تومان
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان تدریس عاشقانه
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
درباره پسر جوانی به نام مرصاد که عاشق دختری به نام باران است اما برادرش ...
درباره غنچه دختری که متهم به قتل میشه اونم قتل خواهرزاده یه تاجر پولدار و ...
درباره زندگی عاشقانه زنی روستایی به نام ماه چهره که در برابر ناملایمات زندگی سر ...
رمانی زیبا درباره زنان و چگونگی دوست داشتن اونها و باید و نباید رابطه که ...
درباره شخصی معروف و پولدار که ظاهرا زندگی آرام و خوبی را سپری میکند اما ...
درباره بوکسوری حرفه ای به نام عمران است که برای خراب کردن بهزاد با خواهرش ...
درباره ملورین ، یه دختر ساده اما خیلی شیطون که به دنبال علت مرگ خانواده ...
ترزا نوبل، دختری خجالتی و کمرو، در پی قراردادی تجاری که پدرش با الساندرو دی ...
درباره دختری به نام دلربا که عاشق یه خون آشام میشه و …
...درباره دختری زیبا و جذاب که پسری عاشق او می شود ولی نمیتواند مستقیم با ...
رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
«شبِ غافلگیریِ برادر برای ماهین به کابوسی مبدل شد که در آن، خطایِ مستیِ بهترین ...
«ساغر، دختری سرکش با روحیهی کودکانه در حصارِ تعصبِ خانوادگی، با پیوندِ غیرمنتظرهاش با «عطا»؛ ...
ماهرو، تنها دختر خانواده اعلایی، دختری مذهبی با چاشنی شور و شیطنت، زیبا و دلفریب، ...
درباره دختری که صدای نفس هایی در پشت سرش در اتاقش میشنوه و سپس دستی ...
درباره دختری به نام برکه است که عاشق پسر عمویش میباشد و دوست دارد به ...
رمان های جدید
«مسیح، با قلبی که سالها پیش در آتشِ عشقِ سوخته بود، اکنون در هیبتِ قدرتمندترین ...
«شبِ غافلگیریِ برادر برای ماهین به کابوسی مبدل شد که در آن، خطایِ مستیِ بهترین ...
درباره دختری به اسم بلا که با پدربزرگش زندگی میکنه و با بالا رفتن سنش ...
دو جوانِ سرکش که برای چشیدنِ طعمِ استقلال، تن به قمارِ پدربزرگ میدهند؛ راهی شدن ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان تدریس عاشقانه
وقتی دستم را زیر چانهام گذاشتم، با لذت به استاد ترم جدید نگاه کردم. پری سقلمهای به سمتم حرکت کرد و گفت: “مثل اینکه حسابی توهین شدی… الان حتماً داری خوشحال میشوی. تو این همه مشکل، شانسی نداری، رفیق.” بعد از یک نفس عمیق، گفتم: “یک حس عجیبی دارم که دیگر نیمهام را از دست دادهام.” او خندید و گفت: “هر روز دربارهاش فکر میکنی، اما بهتر است کمتر به دنبال نیمهی گمشدهات بگردی. ممکن است این نیمهای که از دست دادهای، فامیل فرانسوی تو باشد، آیا نه؟” با صورتی انتقادآمیز شکل من را گرفتم و گفتم: “خدا نکند! آه، تو نمیدانی مادرش…” حرفم را با صدای قوی استاد قطع کرد.
“اگر بحث شما واجبتر از درس است، لطفاً بروید بیرون,” گفت. چند لحظه سکوت کردم و سپس گفتم: “واقعاً بحث شما واجبتر است، اما ما همینجا راحت هستیم.” همه خندیدند. من احساس پشیمانی کردم که موجب شده بودم اوج بگیرد. مدادش را بست و گفت: “بفرمایید…هر چیز را که تا به حال تدریس کردم را بخوانید و جلسه را ترک کنید.” در حالی که صورت مردانهام محو شده بود، با احساس ناامیدی گفتم: “عشق…” دوباره همه خندیدند. سپس با جدیت ابروهایش را به سمت بالا برده و گفت.
من خانم به شما عشق ندادم… لطفاً به کنفرانس بروید و درس را بدید.
چقدر احمق بودم. نفهمیدم که تمرکز من بر روی درس نبود، فقط به زیبایی و جذابیتش بود؟
بلند شدم، کولهام را برداشتم و گفتم: “من هیچ چیز نفهمیدم، چون حواسم به کلاس نبود. اجازه دهید برم.”
صورت او قرمز شد و گفت: “پس بیخیال این واحد بشید، چون دیگر حق حضور شما در کلاس را نداریم.”
زیر لب گفتم: “بهتره مرتیکهای عقدهای.” چند نفر در اطراف صدای من را شنیدن و خندیدن. استاد هم اخم میکرد.
زیر نگاه سنگین همه، از کلاس خارج شدم! دلم میخواست به من بگویند که کی خیالبافی میکردیم. بهتر میمردم تا اینکه نیمهای از خودم را در اینجا بگذارم.
قبل از ورود پسر فرنگ، کلید را انداختم و وارد شدم. با حسرت به طبقه پایین خانهی مان نگاه کردم. همهٔ آنچه مال من بود حالا تبدیل به وصیت پسرعموی عوضی شده بود، حتی تخت خودم.
خستگی مرا فرو گرفت. آخ، چه کار میتوانستم انجام دهم اگر روی تخت خودم بودم.
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه
