درباره دختری کم سن و سال که دزدیده میشه و به کلاب برده فروشی برده میشه و اونجا …
دانلود رمان به من نگو کوچولو
- 37 دیدگاه
- 10,015 بازدید
دانلود رمان به من نگو کوچولو
150.000 تومان
69.900 تومان
150 هزار تومان
29.900 تومان
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان به من نگو کوچولو
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
درباره دختر و پسری به نامهای پریماه و محمد میباشد . محمد که گذشته خوبی ...
درباره الین و پویان دختر و پسری که با تمام خلق و خو های خواص ...
درباره پسری به نام هامان که به دور از چشم همه با سوما دختر حاج ...
درباره دختری زیبا و جذاب که این خوشگلی او باعث شده بود که از خودش ...
درباره فردیست که با افکار پوسیده مردمی که در کنارش هستند احاطه شده است و ...
درباره زندگی معین و ماهدخت که از ازدواج سنتی خود رضایت ندارن و مشکلات زیادی ...
درباره دختری به نام بهار است که عاشق بازیگری به نام امیرعلی است است و ...
درباره امید شایگان بازیگر معروف که با ساره دختر خشایار تهیه کننده معروف رابطه داره ...
درباره کیانمهر و ترانه که زندگی مشترکی رو زیر یک سقف شروع میکنن اما این ...
درباره دختری که صدای نفس هایی در پشت سرش در اتاقش میشنوه و سپس دستی ...
رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
درباره دختری که برای نجات پدرش به ازدواج با پسری که دوسش نداره تن میده ...
درباره پسری به نام سجاد است که نزدیکانش باورشون نمیشه بابت کاری که کرده پشیمون ...
درباره حاجی پولداریه که به رحمت خدا رفته و پای ارث و میراث زیادی درمیونه ...
درباره دختری به نام ترنم که یک روز خیلی اتفاقی با یک مجری آشنا میشه ...
درباره زنی متعلقه به نام محیا که به همراه فرزند خردسالش هستی پا به خانه ...
رمان های جدید
«مسیح، با قلبی که سالها پیش در آتشِ عشقِ سوخته بود، اکنون در هیبتِ قدرتمندترین ...
«شبِ غافلگیریِ برادر برای ماهین به کابوسی مبدل شد که در آن، خطایِ مستیِ بهترین ...
درباره دختری به اسم بلا که با پدربزرگش زندگی میکنه و با بالا رفتن سنش ...
دو جوانِ سرکش که برای چشیدنِ طعمِ استقلال، تن به قمارِ پدربزرگ میدهند؛ راهی شدن ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان به من نگو کوچولو
کیف دستیام را روی میز انداختم و خودم را روی صندلی رها کردم. بستن قرارداد داخل کلاب از همان اول هم برایم خوشایند نبود، اما وقتی پای مارتین کینگ وسط باشد، آدم چارهای جز کنار آمدن ندارد؛ مردی که نامش روی بزرگترین کلابهای تاریکِ ایالت حک شده بود.
اگر میتوانستم این قرارداد را نهایی کنم، شرکت برای مدتی طولانی از نظر مالی در امنیت میماند. البته این معامله دقیقاً از آن چیزهایی نبود که من دوست داشته باشم. ترجیحم همیشه کلابهای معمولی و معاملات تمیزتر بود، اما همهچیز را پول تعیین میکرد، و پول واقعی در همکاری با امثال کینگ به دست میآمد؛ مخصوصاً در جایی که تجارتهای کثیف، از خرید و فروش انسان گرفته تا سرگرمیهای بیمارگونه، جریان داشت.
زیپ کیفم را باز کردم، برگههای قرارداد را روی میز چیدم و کیف را روی صندلی کناری گذاشتم. دستیارم امروز همراه من نبود؛ قرار بود برای جراحی پلک برود و همین، کار را برایم سختتر کرده بود.
دانلود رمان به من نگو کوچولو
نفسم را آهسته بیرون دادم. واقعاً نمیفهمیدم چرا این دختر اینقدر دلش میخواست همهچیزِ بدنش را تغییر بدهد. تا جایی که من میدیدم، تقریباً هیچ بخش دستنخوردهای در ظاهرش باقی نمانده بود. با این حال، در کارش حرفهای بود و از آن مهمتر، بلد بود چطور بدون هیچ دردسری مرا راضی نگه دارد.
با این فکر، لبخند کمرنگی روی لبم نشست.
ـ از کی اینقدر بیرحم شدی، نیک؟
دستم را میان موهایم بردم و نگاهم را به دیوار روبهرو دوختم؛ دیواری که خوب میدانستم در اصل دیوار نیست، بلکه یک شیشهی یکطرفهست. من مدیر یک شرکت امنیتیام؛ طبیعتاً تشخیص چنین چیزهایی برایم سخت نیست.
به تصویر خودم در شیشه نگاه کردم و پوزخند زدم. از وقتی طعم پولِ دارککلابها را چشیده بودم، بارها و بارها با بهانههای مختلف خودم را برای قرارداد بعدی قانع کرده بودم. برای همین هیچوقت برای امضای نهایی مستقیم به کلاب نمیآمدم، و حتی وقتی کلاب فعال بود، برای بررسی امنیتی هم سر و کلهام آنجا پیدا نمیشد.
نمیخواستم ببینم پشت این دیوارها دقیقاً چه میگذرد. نمیخواستم دقیقاً بدانم با چه چیزی دارم همکاری میکنم.
دانلود رمان به من نگو کوچولو
در ظاهر، همیشه میگفتم فعالیتهای آنها به من ربطی ندارد. اما حقیقت؟
حقیقت این بود که میدانستم دارد، و همین آزارم میداد.
اخمی روی صورتم نشست.
ـ بس کن نیک، باز که افتادی توی بحثهای اخلاقی.
همان لحظه، شیشهی روبهرو تیره شد. اتاقی تاریک، زیر نور سرخِ چراغها جان گرفت. و درست در مرکز آن تاریکی، دختری نمایان شد؛ برهنه، بسته به صندلی، و بیدفاع…
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه

37 دیدگاه دربارهٔ «دانلود رمان به من نگو کوچولو»
داداش الان از فروردین گذشت
بزارید دیگه
بزودی
میشه بگید کی قرار میگیره
بزودی
زودتر بزارید لطفا
کی قرار میدید
من تحمل ندارم
چرا دان نمیشه
درود
بزودی قرار میگیره
میشه زمانش را بگید
درود
هنوز زمان دقیق انتشار مشخص نیست
چرا نمیزارید؟
درود
بزودی
پس چرا نمیزارید ؟
درود
بزودی
میشه این رمان رابگزارید
درود
بزودی قرار میگیرد
یه زمان مشخص به ما بگید