دانلود رمان به من نگو کوچولو

درباره دختری کم سن و سال که دزدیده میشه و به کلاب برده فروشی برده میشه و اونجا …

دانلود رمان به من نگو کوچولو

تخفیف ویژه

150.000 تومان

69.900 تومان

150 هزار تومان

29.900 تومان

دانلود رمان به من نگو کوچولو

رایگان

رمان های رایگان

درباره بوکسوری حرفه ای به نام عمران است که برای خراب کردن بهزاد با خواهرش ...

داستان روایت عاشقانه پسری به نام پارسا است که …

...

روایت زندگی مینا، دختری با چشمان زیبا که عاشق معلم ادبیات هم‌سایه‌شان – کاوه – ...

درباره دختری بی پناه که از روی نیاز مالی مجبور به کار کردن در عمارتی ...

درباره دوشیزه ای به نام کیانا است که یک بار طعم خرد شدن را چشیده ...

درباره دختری است که میخواد کنکور بده و وارد ماجرای عاشقانه میشه که …

...

درباره دختری ۲۲ ساله و جوان به نام سایه که عاشق حامد ۴۰ ساله میشه ...

داستان درباره یکیه که عاشقه یه نفره که اونی که عاشقشه به یکی دیگه فکر ...

ماهرو، تنها دختر خانواده‌ اعلایی، دختری مذهبی با چاشنی شور و شیطنت، زیبا و دلفریب، ...

الناز دختری بود پرانرژی، شوخ‌طبع و همیشه خندان؛ زندگی براش مثل یک بازی شیرین می‌گذشت. ...

رمان های مشابه

رمان های اتفاقی

درباره دختری به نام قاصدک است که پایبند مردی پر تکبر به نام باربد است ...

درباره دختریه که به اجبار به دانشگاه خارج از کشور فرستاده شده و در روز ...

درباره یه دختر و پسر به نام های رها و رادوینه که با هم همکلاسین ...

درباره رابطه عاشقانه باران و پیمان که وقتی میفهمن واقعا عاشق همدیگه هستن با هم ...

درباره دختری که به اصرار خانواده با پسری پولدار ازدواج میکنه اما اون کسی دیگری ...

رمان های جدید

«مسیح، با قلبی که سال‌ها پیش در آتشِ عشقِ سوخته بود، اکنون در هیبتِ قدرتمندترین ...

«شبِ غافلگیریِ برادر برای ماهین به کابوسی مبدل شد که در آن، خطایِ مستیِ بهترین ...

درباره دختری به نام رومیسا که مادرش اونو مقصر غرق شدن خواهرش میدونه و اونو ...

درباره دختری به اسم بلا که با پدربزرگش زندگی میکنه و با بالا رفتن سنش ...

دو جوانِ سرکش که برای چشیدنِ طعمِ استقلال، تن به قمارِ پدربزرگ می‌دهند؛ راهی شدن ...

دانلود رمان به من نگو کوچولو

ادامه ...

کیف دستی‌ام را روی میز انداختم و خودم را روی صندلی رها کردم. بستن قرارداد داخل کلاب از همان اول هم برایم خوشایند نبود، اما وقتی پای مارتین کینگ وسط باشد، آدم چاره‌ای جز کنار آمدن ندارد؛ مردی که نامش روی بزرگ‌ترین کلاب‌های تاریکِ ایالت حک شده بود.

اگر می‌توانستم این قرارداد را نهایی کنم، شرکت برای مدتی طولانی از نظر مالی در امنیت می‌ماند. البته این معامله دقیقاً از آن چیزهایی نبود که من دوست داشته باشم. ترجیحم همیشه کلاب‌های معمولی و معاملات تمیزتر بود، اما همه‌چیز را پول تعیین می‌کرد، و پول واقعی در همکاری با امثال کینگ به دست می‌آمد؛ مخصوصاً در جایی که تجارت‌های کثیف، از خرید و فروش انسان گرفته تا سرگرمی‌های بیمارگونه، جریان داشت.

زیپ کیفم را باز کردم، برگه‌های قرارداد را روی میز چیدم و کیف را روی صندلی کناری گذاشتم. دستیارم امروز همراه من نبود؛ قرار بود برای جراحی پلک برود و همین، کار را برایم سخت‌تر کرده بود.
دانلود رمان به من نگو کوچولو

نفسم را آهسته بیرون دادم. واقعاً نمی‌فهمیدم چرا این دختر این‌قدر دلش می‌خواست همه‌چیزِ بدنش را تغییر بدهد. تا جایی که من می‌دیدم، تقریباً هیچ بخش دست‌نخورده‌ای در ظاهرش باقی نمانده بود. با این حال، در کارش حرفه‌ای بود و از آن مهم‌تر، بلد بود چطور بدون هیچ دردسری مرا راضی نگه دارد.

با این فکر، لبخند کم‌رنگی روی لبم نشست.

ـ از کی این‌قدر بی‌رحم شدی، نیک؟

دستم را میان موهایم بردم و نگاهم را به دیوار روبه‌رو دوختم؛ دیواری که خوب می‌دانستم در اصل دیوار نیست، بلکه یک شیشه‌ی یک‌طرفه‌ست. من مدیر یک شرکت امنیتی‌ام؛ طبیعتاً تشخیص چنین چیزهایی برایم سخت نیست.

به تصویر خودم در شیشه نگاه کردم و پوزخند زدم. از وقتی طعم پولِ دارک‌کلاب‌ها را چشیده بودم، بارها و بارها با بهانه‌های مختلف خودم را برای قرارداد بعدی قانع کرده بودم. برای همین هیچ‌وقت برای امضای نهایی مستقیم به کلاب نمی‌آمدم، و حتی وقتی کلاب فعال بود، برای بررسی امنیتی هم سر و کله‌ام آن‌جا پیدا نمی‌شد.

نمی‌خواستم ببینم پشت این دیوارها دقیقاً چه می‌گذرد. نمی‌خواستم دقیقاً بدانم با چه چیزی دارم همکاری می‌کنم.
دانلود رمان به من نگو کوچولو

در ظاهر، همیشه می‌گفتم فعالیت‌های آن‌ها به من ربطی ندارد. اما حقیقت؟

حقیقت این بود که می‌دانستم دارد، و همین آزارم می‌داد.

اخمی روی صورتم نشست.

ـ بس کن نیک، باز که افتادی توی بحث‌های اخلاقی.

همان لحظه، شیشه‌ی روبه‌رو تیره شد. اتاقی تاریک، زیر نور سرخِ چراغ‌ها جان گرفت. و درست در مرکز آن تاریکی، دختری نمایان شد؛ برهنه، بسته به صندلی، و بی‌دفاع…

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
توییتر

37 دیدگاه دربارهٔ «دانلود رمان به من نگو کوچولو»

  1. من بخدا دوسال کامل منتظر این رمانم قبلن آنلاین تا ی جایی خواندم بعد کانال پرید اگ رمان رو نمیدین حداقل ب صورت آنلاین ت تلگرام روبیکا جایی بزارید

  2. من از یه سال پیش منتظر این رمانم پس کی این رمان رو میزارید اگه نمیزارید به صورت آنلاین روزی یه چند تا پارت قرار بدید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌

ما یک موتور جستجوی رمان هستیم
اگر رمان شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

برای مطالعه کامل رمان کلیک کنید

برای پشتیبانی میتوانید از تلگرام ، ایمیل یا فرم تماس با ما در ارتباط باشید

فرم تماس با ما

[contact-form-7 id=”3211″ title=”فرم تماس”]

برای بازیابی رمز عبور از اینجا اقدام کنید.

در سایت عضو شوید

اگر عضو هستید از اینجا وارد شوید.