درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …
دانلود رمان در آغوش هوس
- 34 دیدگاه
- 17,920 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : هانا زارع
- دسته : ایرانی , بزرگسال , در حال پخش , عاشقانه , ویژه
- کشور : ایران
- صفحات : 96
- بازنشر : دانلود رمان
- در حال پخش
دانلود رمان در آغوش هوس
150.000 تومان
69.900 تومان
150 هزار تومان
29.900 تومان
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان در آغوش هوس
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
درباره دختری که به اجبار با مردی مغرور ازدواج میکنه که اون مرد حسی به ...
درباره دختری به نام نیهانه که میخواد پسر داییش رو عاشق خودش کنه که …
...درباره دختری کم سن و سال که تو یک امارت اربابی کار پیدا میکنه اما ...
درباره یه خواهر دو قلو به نام عزل و دیانا است که دیانا خیلی شجاع ...
گیتی و گیسو، دو قلو زیبا و نازکقلب، یکی مدرک روانشناسی و دیگری مدرک زبان ...
درباره دختری شیطون به نام پریناز است که عاشق دوست برادرش میشه ولی برادرش رو ...
درباره یه ژنرال جدی و سختگیر که فکرشم نمیکنه که یه روز عاشق یه دختر ...
درباره دختری است بعد از سالها به ایران برگشته و پس از دیدن محل زندگی ...
درباره پسری به نام کیارش که تو راه مسافرت دختری رو میبینه که به زمین ...
فقط سه روز کافی شد تا تمام کسانی که دوستشان داشتم، یکی پس از دیگری ...
رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...
درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …
...درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...
درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...
درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...
درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …
...درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …
...درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...
درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …
...درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...
رمان های جدید
جاوید اصلانی، فرزند والدینی که از ردههای بالای یک گروه تروریستی هستند، به دنبال انتقام ...
کاسه صبر «هدیه» پس از سالها انتظارِ پنهانی برای «نریمان» لبریز میشود. او در پی ...
دختری نوجوان به نام صنم، که در خانوادهای مرفه بزرگ شده است، روزی عکسی کهنه ...
دختری به نام ابریشم، که پسرسرهنگی به نام راد را به دنیا آورده بود، توسط ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان در آغوش هوس
با دیدن قطرهی آبی که از موهاش بر روی سینه و گردنش میچکد و پر پیچ و تاب به سمت نوک ممههای صورتیش میرود، بدنم داغ میشود. احساس میکنم خون زیادی از بیضههایم به کلاه کیرم حرکت میکند. حتی بودنم اینجا، خیلی اشتباه است، چه برسد به اینکه بخواهم یک دختر را که داخل حموم است ببینم. دختر با حرکات گردان و فریبنده داخل مشتاش میگیرد و میمالد. همینطور که اونان را چنگ میزند، آروم ناله میکند. کیرم داشت سیخ میشد، باید میرفتم، اما نتوانستم برم، زیرا او من را نمیبیند، پس یکم دیگر میماندم. دختر یک دستش را به سمت پای لایش میبرد و پف دار کیرم را لمس میکند. حس میکردم کیرم در حال سرخوردن است و میدانستم که در حال حاضر باید به شلوارم دست بزنم. دختر انگشتش را لای چاک کیرم قرار داد و من دلم خواست این کیر صورتی را با کیر خودم پاره کنم و سپس زبانم را داخل آن سوراخ تنگش ببرم. با چاله زدن محکم به کِص او، او شروع به مالیدن چوچولش کرد. من زیپ شلوارم را باز کرده و شورتم را پایین کشیدم تا کیرم مثل یک چوب سفت بیرون بیاید. انگشتانم را دور کیرش حلقه کردم و کمی بالا و پایین حرکت دادم. “آه، لعنتی! چقدر خوب بود اگر همهاش را داخل دهان زیبای او میریختم”، دقایقی بعد او وارد سکس شده و در حال لذت بردن از من بود. دختر سرش را بلند کرده و دهانش را باز کرد، آب به دهانش ریخت و سپس آب را نگاه داد. سپس لنگایش را باز کرده و با چهار انگشت کیرش را مالید و آه غلیظی کشید.
حاج معید، سایهوار در راهروهای تاریک عمارت میخزید. نگاهش، لایِ درِ نیمهباز حمام، به حرکتِ ظریفِ دختری که تازه به خانه آمده بود، قفل شد. تمامِ وجودش از هیجانی سیاه و بیمارگونه میلرزید؛ هیجانی که از تماشایِ بیخبریِ دیگری نشأت میگرفت. او در سکوت، شاهدِ معصومیتِ قربانیِ جدیدی بود که هنوز نمیدانست در چه دامی گرفتار شده است.
نبضِ شقیقههایش با ریتمی عصبی میزد. حس کرد کنترلش را بر ذهنِ بیمارش از دست میدهد؛ پس با قدمهایی بلند و بیصدا، از آن فضا فاصله گرفت و خودش را به اتاقِ انتهایی راهرو رساند. در را پشتِ سرش کوبید و به دیوار تکیه داد. نفسهایش تند و بریدهبریده بود. چشمانش را بست و تصویرِ آن چهرهی ناآشنا در ذهنش حک شد؛ تصویری که حالا به بخشِ جداییناپذیرِ افکارِ مشوشاش بدل گشته بود.
او غرق در تخیلاتی بود که مرزهای اخلاق را در ذهنِ تاریکش جابهجا میکرد. لرزشی در دستانش بود که نه از سرِ هیجانِ جسمی، که از سرِ یک اشتیاقِ کور برای «تصاحب و درهمشکستن» بود. او میخواست آن دختر را به زانو درآورد، میخواست صدای خرد شدنِ آن غرورِ بیخبر را بشنود.
هنوز در حصارِ افکارِ مسمومش بود که صدایِ تقهای به در، او را به دنیایِ واقعیت پرتاب کرد. سکوتِ اتاق با صدای لرزان و دخترانهی «حنا» شکسته شد:
— حاج معید؟ … حاج معید، شما اینجایید؟
صدایِ حنا، آنقدر نزدیک بود که انگار دیوارهایِ اتاقِ کوچک، دیگر هیچ حفاظی بینِ آنها باقی نگذاشته بود. حاج معید، چشمانش را با خشم باز کرد و به درِ چوبی خیره شد. لبخندی کج، سرد و تهدیدآمیز بر لبانش نقش بست. او میدانست که بازیِ شکار، درست از همین لحظه آغاز شده است.
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه







34 دیدگاه دربارهٔ «دانلود رمان در آغوش هوس»
سلام ببخشید من نمیتونم دانلودش کنم چیکار کنم؟
بزودی
چجوری دانلودش کنیم
سلام من چجوری میتونم فرم ورود را پر کنم
چه فرمی منظورتون است؟
باز نمیشه چرا
درود
بزودی قرار میگیره
عالی
توی گردش.
ببخشید من هرچی روی صفحه آنلاین کلیک میکنم صفحه جدیدی برام باز نمیشه که بتونم رمان را بخوانم میشه لطفاً راهنمایی کنید
درود
پس از کلیک بر روی نمایش آنلاین به پایین صفحه و باکس مورد نظر هدایت میشید
به غیر از اینستاگرام کجا میشه رمان را خوانده
درود
همین صفحه
ببخشید چطوری توی همین صفحه بخوانم
درود
از قسمت نمایش انلاین
من توی همین صفحه قسمت آنلاین را میزنم هیچ صفحه ای باز نمیشه
درود
پس از کلیک بر روی نمایش آنلاین به پایین صفحه و باکس مورد نظر هدایت میشید
هنوز کامل نشده که کاملش کجاست
درود
در حال نگارش است
قشنگ بود ولی بهتر هم میشد تموم شه
میش برای منم بفرستی این رمانو