درباره دانشجویی به نام یلدا است که میخواهد از استادش انتقام بگیرد و به همین دلیل پیشنهاد ازدواجش را قبول میکند اما غافل از اینکه شرایط جور دیگری پیش می رود که …
این رمان روایتگر دختری خوشچهره به نام نگین است؛ دختری که همچون دیگر دختران، جذابیتهای ...
درباره دختری که پدری تعصبی داره و تو یک روستا زندگی میکنه و یه روز ...
درباره دختری به نام ریحانه و معشوقه اش به نام حافظ است که …
...درباره دختری به نام شهرزاده که بعد از اینکه فارغ التحصیل میشه در رشته پزشکی ...
«الهه شرقی» روایتگر سفر کیمیا به دانشگاه سوربن پس از جدایی از همسرش است؛ جایی ...
صحرا گذشتهای دارد پر از زخمهایی که کسی از آنها خبر ندارد؛ خاطراتی تلخ و ...
درباره دختری به نام مینو که همه چیز از یه سلفی گرفتن با یه بازیکن ...
روایت داستان عاشقانه دختری به نام صنم میباشد که …
...درباره دختری به نام پرنیان است که به دلیل تجربه ای دردناک دچار اختلالات روانی ...
«مهسیما، قربانی لغزشهای جوانی، در گردابِ پروندههای جناییِ واقعی گرفتار میآید. این رمان، کشمکشی میانِ ...
درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...
درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …
...درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...
درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...
درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...
درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …
...درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …
...درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...
درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …
...درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...
در جهان تیره و تارِ آکنده از فساد و جنایت، لارا بر سر دوراهی دردناکی ...
این داستان درباره دختری به نام افسون است که درگیری عشقی عمیق و دوجانبهای با ...
غزال پس از یک تصادف، دچار فراموشی میشود و ناگهان در میان قبیلهٔ عشایری بیدار ...
شهرزاد دختری پرشور و لبریز از نشاط است که اشتیاقی عمیق به نویسندگی دارد. او ...
رویا برای سپری کردن دوره دو ساله طرح پرستاریاش، تبریز را رها کرده و عازم ...
غرورم قشنگه و تو پارکینگ دانشگاه پارک کردم و خواستم از ماشین پیاده بشم
! بازم دیر اومدم
! امکانش هست یه روز کلاس داشته باشم و سر وقت برسم؟
غرق در افکارم بودم
که پای راستم پیچید و صدای ترکش را به وضوح شنیدم
! لعنتی، انگار دو نیم شده بود
! مچ پا به بالا و پايين پايين
با اينكه در پايم درد شديدي بود اما باز هم از غمم ديوانه تر از آنچه مي خواستم بودم
. دانلود رمان معلم خاصم صفحه 1
: میخورم یا به ابروهام تعظیم میکنم
! بنابراین، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده، راه افتادم و البته به کلاس رسیدم
: کلاسی که با معلم راحت بودم، معلم غرغرو پیری که غر میزند اما در آخر میگوید
! انگار امروز نیامده بود یا حتی غیرممکن بود اما من زودتر از او رسیده بودم
“خانم بی ادب بالاخره سر میز آمد”
و بعد به من اشاره می کرد که بنشینم
: برایش دست تکان دادم و گفتم
با اینکه با غرغرش همه بچه ها را می خنداند، کوچکترین لبخندی نزد. و فقط از بالای عینکش به من نگاه کرد. تا کلاس راه زیادی بود
و بالاخره بعد از چند ثانیه به در کلاس رسیدم
. نفسی کشیدم و به سمت در رفتم. در را باز کردم
! در کمال تعجب همه ساکت نشسته بودند و اثری از معلم نبود
! لبخندی از روی رضایت زدم و به علیا که فقط به من خیره شده بود نگاه کردم. و هیچی نگفت
صفحه 2.
اما من برخلاف الیا پر انرژی و خنده بودم
! الیا، مارینت، تو تازه اومدی. من ارباب گرولند هستم که نیامده، پس چرا مثل بز به من خیره شده ای؟! هوم؟ _
اینو گفتم و رفتم سمت صندلیم که درست سر کلاس و کنار الیا بود ولی وقتی صدای مردی رو شنیدم
: از آشنایی با شما شوکه شدم
خانم مارینت لطفا بیایید بیرون
! و بعد از این همه می خندیدند
، با ترس به سمت صدا برگشتم و مرد بسیار شیک و جوانی را دیدم که دست روی سینه ام به من نگاه می کرد
. صفحه 3
! افتادم پایین
! این کی بود؟
: داشتم نگاهش میکردم که وقتی یکی از ابروهاش رو بالا انداخت انگار زبونم گیر کرده بود
! پس گوشم سنگینه _
: دوباره صدای خنده بچه ها بلند شد و پونه با صدای آرومی گفت
: بیچاره ای میبینی این معلم جدید است!
باورم نمی شد.”
آدم اینقدر بدشانس؟
چطور ممکن بود؟
نمیدانستم گندمی را که
به من نزدیک میشد جبران کنم
، صدای قدمهایش روحم را پریشان میکرد.
:اما جلوی در اتاق ایستاد و گفت:
“من نمیتونم دانش آموز بی نظم رو تحمل کنم، به هیچ وجه! پس لطفا وقت کلاس رو نگیرید و بیرون نروید.
” اوه گفتم و ادامه دادم
فقط همین یک بار _
: لبخند مغروری گوشه لبش نشست و به
کرد
! با صدای خنده بچه ها به سمت در رفتم ولی قبل از اینکه برم بیرون رفتم
رمان معلم خاصم رو دانلود کنم. صفحه 5
: استاد، برگشتم و گفتم
، کم کم به این شاگرد لوستون عادت می کنی، استاد
لبخندی زدم و گفتم
: استاد.
”
مثل اینکه بیشتر از این حرف میزنی بیا بشینیم تا آخر ترم با هم بشماریم _
خب شروع بدی نبود.
: خندید ولی به خودش نیاورد
.. با این لحن نظرم را عوض نمیکنی
اما همه به من گفتند آن چشمان سبز تو سگ است. دارد و مردم دارند آن را می گیرند.
پس چی بهتر از یه چشم و ابروی بیام پیش این معلم جدید که از همون اولین ملاقات با خودم اصلا نمیخواستمش
!
دانلود رمان معلم خاصم صفحه 6
: با چشمای درخشانم که بدجوری احساس مظلومیت میکردم بهش نگاه کردم
! چیزی نگفتم _
: انگار تازه یه کم خندیده بود
! برو بشین میخوام درس رو شروع کنم _…
فکر کنم چشمام داره کار خودش رو میکنه. دور شده بودم و حالا راحت میتونستم برم کنار الیا بشینم
به الیا چی بگم؟
آنقدر خندید که حالا از شدت خنده بی صدا می لرزید و یک فیلم کمدی برای اکران در بهترین سینماهای کشور بود
.
: با فکر کردن به حرفام لبخند بزرگی زدم و کنار الیا نشستم
! فقط می لرزی؟ _
: به زور تکان هایش را کنترل کرد و با زبانی تندتر از زبان
نشانه گفت. صفحه 7
بمیر، مارینت! بمیر _
: شانه ام را بالا آوردم
! من لیسانسم و یه نگاهی بنداز _
: با پام زد
! مثل اینکه پروفسور و دکتر هستی عزیزم
: چپ و راست نگاهش کردم
! بعدش چی؟ _ : رومن چشمان سیاه و زیبایش را
خانه ی زندگی تو
نگه داشت ، هیچ چیز دیگری برکت ندارد
: با اخم گفتم
. صفحه
8
صدای معلمی را شنیدم که پس از نوشتن چند مقاله نزد ما برگشت. من
خودم
معرفی
کرد
دوباره نام من Agerste D است! چه زیبا _
: و من تعجب کردم که چطور معلم وقتی جواب داد صدایش را شنید
… اگرست نام خانوادگی من است، من آدرین اگرست هستم. . .
او باز به قهقهه خندید و باد کرد و گفت: پس تو میگفتی که من نمیخواهم به وی عروسی را حس کنم یا اینکه هنوز در قلبم هستی؟ تو با این رفتی پایین، با چشمای بسته و لبهایت با لبخندی گشاد شد، یک لباس عروسی سفید. با آن کت و شلوار آبی. ماشین زن که پر از بادکنک بود. وای خدایا! داشتم به شدت میخندیدم، ولی در عین حال ساکت بودم به طوری که پونه نمیتوانست دنیا را ترک کند و من هنوز هم میخندیدم، ولی این کار آنقدر پیش رفت که نتوانستم خودداری کنم و زدم زیر خنده. بعد، دوتا دختر ” تی. ام. پل “؟ شانههایش را بالا انداخت و گفت: دی گه تو دست من نیست. بستگی دارد که ارباب ما از چه چیزی خوشش بیاید. از روی مبل بلند شدم و با کیفم به او لگد زدم و در حالی که فقط پشت میز نشسته بود و غر میزد گفت: تو نمیفهمی. او گفت که از من دور شد و در حالی که فقط پشت میز غرولند میکرد و میگفت: چی رو فهمیدی؟ . لگو “، داری ناراحتم میکنی” از روی مبل بلند شدم و با کیفم ضربهای به او زدم. اون دست منه نیست آقای مونسی شانههایش را بالا انداخت و گفت: بستگی به این داره که ماه دی گه دو تا دختر داشته باشم؟ من این کار را خواهم کرد و باز هم خواهم خندید، اما این کار آنقدر پیش رفت که خنده ماردم را از جا در نیاوردم، اما من هنوز ساکت بودم تا پدرم از دنیای رویاها بیرون نیاید. ماشین عروس پر از بادکنکه عروس به خاطر اینکه همه مرواریدها میدرخشن لباس سفید پوشیده یه زن کت شلوار پوش دوباره افتاد پایین تو اینو تو خوابت دیدی آهی کشیدم
اون شروع کرد به تعقیب من … تو هفیپستاز یادم رفت غذا بخورم؟ . نامهها می شینن و بستنی می خورن دارم از شدت گرما میمیرم! . اون گفت باشه و توی ماشین نشست ماشین را روشن کردم و به اطراف نگاه کردم. به اندازه کافی از ماشین پشت سرم دور بودم و میتوانستم ماشین را از پارکینگ خارج کنم. پس با خیال راحت دنده عقب را برداشتم، اما طولی نکشید که صدای برخورد به اتومبیل با گوشهایم سوت کشید و نفسم بند آمد! حالا بگو ببینم، حادثه چی شد؟ چطور بود؟ ای دیوانهوار چشمهایش را بست و هر دو دستش را روی داشبورد گذاشت و هر کسی که نمیدانست ما به زیر تریلر پناه بردیم. از ماشین پیاده شدم و به سمت ماشین رفتم.. رفتم که بزنمش روی داشبورد چطور ممکنه؟ دیگه چی شده؟ ماشین تو گوشم سوتی کشید و من نفسم بند اومده بود صدای بلندی از بیرون به گوش رسید. به اندازه کافی از ماشین پشت سرم دور بودم. به طرف اتومبیل برگشتم و به اطراف نگاه کردم. و توی ماشین نشست. یه چیزی بخور دارم از شدت گرما میمیرم! گفتم در ماشین را باز کردم و آن را باز کردم و تارا به دنبال من آمد …
هنوز نفهمیدی نباید ضایع شدنم و به روم بیاری؟ به توام میگن دوست؟
ما یک موتور جستجوی رمان هستیم
اگر رمان شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم
برای بازیابی رمز عبور از اینجا اقدام کنید.
2 دیدگاه دربارهٔ «دانلود رمان استاد خاص من»
برای من دانلود نمیشه
مثله اسمش رمانش خاص بود