ترزا نوبل، دختری خجالتی و کمرو، در پی قراردادی تجاری که پدرش با الساندرو دی لوسی، تاجر ایتالیایی جذاب و کاریزماتیک، منعقد میکند، با او ازدواج میکند. اما این ازدواج برای ترزا سرشار از سردی و بیتوجهی است؛ چرا که الساندرو تنها به دنبال داشتن وارثی برای امپراتوری تجاریاش است و علاقهای به همسرش نشان نمیدهد. پس از هجده ماه زندگی مشترک بیثمر و ملالآور، ترزا تصمیم به جدایی میگیرد. اما درست در زمانی که او میخواهد از این ازدواج رهایی یابد، متوجه میشود که باردار است، و این موضوع همه چیز را تغییر میدهد.
دانلود رمان زن ناخواسته
- بدون دیدگاه
- 1,690 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : ناتاشا اندرز
- دسته : عاشقانه , خارجی , رایگان
- کشور : ایران
- صفحات : 296
- بازنشر : دانلود رمان
- قرار گرفت
دانلود رمان زن ناخواسته
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان زن ناخواسته
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
کوشا افشارجم، پسر مغرور و آقازادهای که به خاطر درگیریهای خانوادگی از خانه میرود، در ...
درباره دختری به نام پرنیان است که به دلیل تجربه ای دردناک دچار اختلالات روانی ...
رمان «قشاع» نوشتهی نیلوفر قائمیفر، داستانی عاشقانه و اجتماعی است که به زندگی دختری به ...
ترزا نوبل، دختری خجالتی و کمرو، در پی قراردادی تجاری که پدرش با الساندرو دی ...
درباره حامی و شادلی که تو یه مهمونی همدیگرو میبینن و بینشون اتفاقی میوفته که ...
داستان درباره یکیه که عاشقه یه نفره که اونی که عاشقشه به یکی دیگه فکر ...
الینا یک کارمند معمولی با زندگیای نسبتاً ساده است. یک روز در محل کار، یک ...
درباره دختر و پسری است که اتفافی با هم آشنا شده و علاقه ای بینشان ...
درباره دختری به نام نارگون که تو یک کارخونه کار میکنه و با دو تا ...
در میانِ لرزشِ قدمها بر لبهی پل، زنی در مرزِ میانِ تردید و سقوط، با ...
رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...
درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …
...درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...
درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...
درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...
درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …
...درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …
...درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...
درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …
...درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...
رمان های جدید
کاسه صبر «هدیه» پس از سالها انتظارِ پنهانی برای «نریمان» لبریز میشود. او در پی ...
دختری نوجوان به نام صنم، که در خانوادهای مرفه بزرگ شده است، روزی عکسی کهنه ...
دختری به نام ابریشم، که پسرسرهنگی به نام راد را به دنیا آورده بود، توسط ...
بهار دختری است که پس از فوت پدرش، همراه خانوادهای گرفتار مشکلات مالی، روزهای سختی ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان زن ناخواسته
ترزا با چشمانی پر از درد و قلبی درگیر، به مردی نگاه میکرد که قرار بود شریک زندگیاش باشد—الساندرو. اما او بیشتر شبیه یک غریبه بود. کسی که نه لبخندش، نه نگاهش، و نه حتی حضورش گرمایی نداشت. هجده ماه از زندگی مشترکشان گذشته بود؛ ماههایی که در آن تنها چیزی که نصیب ترزا شده بود، تنهایی و سکوت بود.
در سکوت سنگینی که فضای خانهشان را فرا گرفته بود، ترزا دوباره حرفی را که بارها در ذهنش تکرار کرده بود، به زبان آورد:
«میخوام طلاق بگیرم.»
دانلود رمان زن ناخواسته
الساندرو، که مشغول نوشیدن قهوهاش بود، لحظهای سر بلند کرد. در نگاهش هیچ اثری از تعجب یا اندوه نبود؛ فقط سردی و کنترل.
«باز شروع کردی؟» لحنش بیشتر به سرزنش میماند تا نگرانی.
ترزا نفس عمیقی کشید. دیگر از التماس، توضیح یا حتی گریه کردن خسته بود.
«این زندگی برای هیچکدوم از ما معنی نداره. تو منو نمیخوای، هیچوقت نخاستی…»
نگاهش روی چهره بیاحساس الساندرو لغزید. او حتی کوچکترین تلاشی برای رد حرفهایش نمیکرد. این سکوت، این بیتفاوتی، مثل زهر در جان ترزا مینشست.
دلش میخواست به یاد بیاورد آخرین باری که الساندرو او را با محبت صدا زده بود. اما چیزی جز یادآوری سردی، دوری و انتظار بیپایان به ذهنش نمیآمد. آنچه که بینشان بود، فقط یک قرارداد بود، نه عشق، نه احساس.
دانلود رمان زن ناخواسته
الساندرو بدون اینکه نگاهش را از ترزا بردارد، گفت:
«تو هنوز هم همسر منی، و تا زمانی که این مسئله تغییری نکرده، طلاق بیمعنیه.»
ترزا از جا بلند شد. اشک در چشمانش حلقه زده بود، اما این بار نه از ضعف، بلکه از خشم. او دیگر آن زن خجالتی و تابع نبود. حالا آماده بود برای حقش بجنگد—برای رهایی از ازدواجی که روحش را خالی کرده بود.
ترزا، با گامهایی لرزان اما مصمم، به سمت پنجره رفت. بارانِ ملایم تابستانی روی شیشه میبارید؛ گویی آسمان هم شریک اندوهش شده بود. دستانش را روی شیشه سرد گذاشت و اجازه داد افکارش در مه ذهنش شناور شوند.
«من مثل یک تماشاچی در زندگی خودم شدهام…»، در دل زمزمه کرد. همه چیز آنقدر بیروح و مکانیکی بود که گویی در یک نمایش بیپایان گیر افتاده است؛ نمایشی که کارگردانش مردی بود که او را “زن” خود مینامید، بیآنکه ذرهای از مفهوم همسری را بداند.
دانلود رمان زن ناخواسته
صدای قدمهای الساندرو در سالن پیچید؛ سنگین، آرام و کنترلشده. مثل همیشه، او مردی بود با انضباط آهنین و دنیایی درونش که قفل شده بود. ترزا یکبار تلاش کرده بود کلید این قفل را پیدا کند، اما آنچه یافته بود، دیواری نفوذناپذیر از غرور، خشم فروخورده و رازهایی بود که نفس کشیدن در کنارشان دشوار بود.
«ترزا…» صدایش نرم بود، اما نه به خاطر محبت، بلکه به خاطر احتیاط. گویی مرد میترسید جملهای نادرست بگوید و روند آنچه در ذهنش برنامهریزی کرده بود، از هم بپاشد.
او آرام ادامه داد: «چرا اصرار داری چیزی رو از بین ببری که… هنوز میشه حفظش کرد؟»
ترزا لبخند تلخی زد. «چیزی که هیچوقت ساخته نشده، چطور میتونه حفظ بشه؟»
دانلود رمان زن ناخواسته
صدای باران حالا بلندتر شده بود. ترزا احساس میکرد اشکهایش با آن در هم آمیختهاند؛ اشکهایی که نه به خاطر عشق ازدسترفته، بلکه به خاطر عشقی بود که هیچگاه فرصت ظهور نیافته بود.
در دلش غوغایی بود؛ ترکیبی از خشم، دلسردی و یک جرقهی تازه از جسارت. او دیگر نمیخواست زنِ بینام و نشانی باشد که در سایهی خواستههای مردانه له میشود. قلبش گرچه زخمی بود، اما هنوز میتپید—و حالا وقت آن بود که برای خودش بتپد.
الســاندرو سکوت کرد. شاید برای اولینبار، در سکوتش چیزی شبیه به تردید دیده میشد. شاید فهمیده بود که اینبار، زن در مقابلش، تنها تهدید به رفتن نمیکند؛ این بار او تصمیمش را گرفته بود.
دانلود رمان زن ناخواسته
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه






