دختر تنهایی حاج محراب توتونچی که پس از مرگ پدر، سرپرست قانونیاش عمویش شد. مالک خان! با تمام اختلافات فکری و فرهنگیاش، تنها چیزی که با پدرش مشترک داشت، ثروت نجومیاش بود که …
دانلود رمان ایوای جاوید
- بدون دیدگاه
- 796 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : بهار محمدی
- دسته : عاشقانه , اجتماعی , ایرانی , رایگان
- کشور : ایران
- صفحات : 2342
- بازنشر : دانلود رمان
- قرار گرفت
دانلود رمان ایوای جاوید
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان ایوای جاوید
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
درباره سرگرد ایمان شایان که تو شغلش کارایی کرده که باعث میشه موقعیت شغلیش به ...
درباره دختری جوان به نام بتسابه که میخواد کنکور بده و به دانشگاه بره اما ...
درباره یه دختر خدمتکار که اتفاقای بدی براش میوفته و …
...درباره آیناز دختر شیطون قصه که همه خواستگارهاش رو جواب میکنه تا اینکه به اجبار ...
درباره پریناز دختری که گذشته تلخی داشته و حتی برای گذران زندگی مجبور به کارایی ...
دربارهٔ دختری به نام ثنا است که در خانوادهای مذهبی رشد کرده؛ خانوادهای که هیچگاه ...
دخترکی بود به نام پرند؛ دختری که هیچ شباهتی به همسن و سالهایش نداشت. وقتی ...
درباره دختری که کل عمرش خودش رو شبیه به پسر ها کرده تا اینکه یه ...
درباره دختری به نام ریما که خیلی باهوش و شیطون و شاده اما تو ۱۵ ...
درباره یه دختر شیطون که میخواد نذر مادربزرگش رو ادا کنه و نذرشم اینه که ...
رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...
درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …
...درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...
درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...
درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...
درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …
...درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …
...درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...
درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …
...درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...
رمان های جدید
کاسه صبر «هدیه» پس از سالها انتظارِ پنهانی برای «نریمان» لبریز میشود. او در پی ...
دختری نوجوان به نام صنم، که در خانوادهای مرفه بزرگ شده است، روزی عکسی کهنه ...
دختری به نام ابریشم، که پسرسرهنگی به نام راد را به دنیا آورده بود، توسط ...
بهار دختری است که پس از فوت پدرش، همراه خانوادهای گرفتار مشکلات مالی، روزهای سختی ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان ایوای جاوید
ایوای جاوید
نویسنده: بهار محمدی
—
«آقا، اسم تو خداست!»
— ایوای جاوید
### صفحه ۱
«آقا، من تو را به خدا میسپارم، بازگرد به عمارت. این کودک معصوم دارد به زودی میمیرد…»
دستش را درون جیب شلوار پارهاش فرو برد و از پنجرهی کهنه به بیرون نگاه کرد؛ صدای باد از شیشههای شکسته میگذشت و شب تاریک به آرامی مینواخت.
سایگار بار دیگر لبهایش را سست کرد و همانگونه خموش شد؛
نفسش به سختی از سینهاش بیرون میآمد.
ملوک خائن به خودش نگاه کرد و با صدای خستهاش گفت:
— «من هنوز این شهر را میشناسم، اما تو هنوز نمیدانی که این کودک معصوم چه سرنوشتی دارد… امشب، مثل همیشه، در این خانه تنها میماند.»
—
حجله شد؛ دوباره به جایی که دستهایش را در آن میکشید، سرش را پایین آورد و درون خودش گم شد.
او به سمت درهای بسته قدم گذاشت، بهدنبال ردپای یک سرنخ که شاید در این تاریکی پیدا شود.
چوبکارتن زیر پایش بهسرعت شکست؛ زخم عمیقی در دل خاک زد، و آتشِ غمانگیز او بهتندی در رگهایش میجوشید.
دودی سیاه از سوزنسوزناش بهسوی بیرون رفت؛ در حالی که زمان بهتدریج میچرخید و سالها بهسرعت میگذشت، اما هنوز هم آن عمارت و آدمهای آن را ندیده بود.
سالها بهسرعت میگذشت، در حالی که او در تاریکی میدوید و بهدنبال نور میگشت؛ در اطرافش صداهای عجیب میزدند، اما او همچنان در گوشهای از این سرنوشت سرد و سردرگم، بهپشت سرهای خود میچرخید.
سپس درون این عمارت، مادرش در دلش نگذاشت تا دیگر نتواند برود.
بعد از مدت کوتاهی، صدای گامهای او و خستهای که از درون میآمد، بهصدای نالهای تبدیل شد.
در همان لحظه، صدای مردی که در آنجا بود، فریاد زد:
— «پس چرا هنوز معطل هستی؟ خودت را بهدست خود بگیر!»
ملوک خائن ساکت شد.
اگر از حرفش میترسید، نگاهی بهدست میکشید.
یک صدای عمیق از درونش بلند شد، بههمین سادگی و با دود در دلش، گفت:
— «برو، ملکه».
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه






