سارا برای تأمین هزینههای درمان مادر بیمار خود، ناچار به پیوند زناشویی با کیان میشود؛ مردی که بهنادرست به قتل متهم شده است. حضور آرمان، نامزدی که پیش از این سارا را به خود میسپرده، به معماهای داستان عمق میبخشد. کیان که به نام سینا هم شناخته میشود، با رفتارهای شورشیاش پس از سالها به خانواده بازمیگردد و حضور سارا باعث میشود تا مسائل جدیدی بروز کند. ریحانه نیاکام با سبکی شیوا و پر از هیجان، به مسائلی چون ازدواج تحت فشار، فداکاری، عشق و انتقام مینگرد و خواننده را تا آخرین صفحه درگیر میسازد.
دانلود رمان شیطان یاغی
- بدون دیدگاه
- 238 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : ریحانه نیاکام
- دسته : عاشقانه , ایرانی , بزرگسال , ویژه
- کشور : ایران
- صفحات : 2022
- بازنشر : دانلود رمان
- قرار گرفت
دانلود رمان شیطان یاغی
150.000 تومان
29.900 تومان
150 هزار تومان
29.900 تومان
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان شیطان یاغی
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
در تمام مدتی که «ایزیدور» خودش را با کار روی سهام و محاسبات غرق کرده ...
درباره ی دختری که تو یه یتیم خونه عاشق یه گرگ میشه ولی نمیدونه که ...
رمان جواهر بخش ای ( Ang Mutya ng Section E )درباره جی جی ، دانشآموز ...
شاداب، دانشجوی ترم سوم مهندسی عمران دانشگاه تهران، در خانوادهای با شرایط مالی سخت زندگی ...
درباره دختری به نام توتیا که تصمیمی اشتباه میگیره و همین موضوع باعث میشه تا ...
درباره دختری شیطون و شری به نام شادی که مجبور میشه برای چند ماه بره ...
رمان اسمارتیز نوشتهی نازنین محمدحسینی، داستانی اجتماعیعاشقانه با تمی تلخ و واقعگرایانه است که روایتگر ...
جاناتان، جوانی زاده لندن، پس از پایان تحصیلاتش به ایران بازمیگردد. در همان شب نخست، ...
درباره شوکا یک روانشناس کاربلد که برای درمان امیرعلی با خاندان حسینی که نوه شش ...
داستان واقعی درباره ازدواج دختری کم سن و سال به نام نیکو با یه دندانپزشک ...
رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...
درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …
...درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...
درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...
درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...
درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …
...درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …
...درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...
درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …
...درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...
رمان های جدید
جاوید اصلانی، فرزند والدینی که از ردههای بالای یک گروه تروریستی هستند، به دنبال انتقام ...
کاسه صبر «هدیه» پس از سالها انتظارِ پنهانی برای «نریمان» لبریز میشود. او در پی ...
دختری نوجوان به نام صنم، که در خانوادهای مرفه بزرگ شده است، روزی عکسی کهنه ...
دختری به نام ابریشم، که پسرسرهنگی به نام راد را به دنیا آورده بود، توسط ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان شیطان یاغی
من دیوانهام…!!!
من اینجا ایستادم تا به تو بزنم، تو را سوخته و در سوزنکشام بپیچم.
حس و خشونت درونم تو را به آتش میکشد، من تو را میسوزانم و میخاک میکنم…
مرگی که دیگر ازم میگریزد، وجودم را تهدید نمیکند.
من شیطانیام که با سایه و روح میجنگد، تا هر کهکسی که بر میخیزد را به سخره بگیرد.
من همان دیوانهام که میخواهم بر زمینهای سرد قدم بگذارم تا به خون بزنم!…
من یک شیطانم…! یک شیطان دیگر!!…
#ریه_نیکام
۱#پست
#یاغو
از خندهها و لبخندهای مردمان که به سینهام میچسبیدند، من خسته شدم… زنانی که فقط در درد خود لذت میبردند، شبهای تاریک را به من میسپردند…
نقاشی به نقاشی، پر از خشونت و شهوات، زن را از لذت میکشت و طلب لذت بیشتری از او میکرد…
بهسرعت سلاحی میزد و با خشم و سیلی، محکم و خشن، زن را زد…
زن را بهدمهاش میکشید، در دستش میگرفت و تا آخرین نفسش را کشته، دور دستها را پیکان میزد و بیرحمیاش را در صدای دردِ او میشنید، تا جایی که زن فاحش کُند و در آخر، حجاباش شکسته شد و از خشمِ رها شد…
تن خیس از عرق را کَنار کشیده و بر روی تخت افتاد، نفسنفس من میزد.
تن خستهاش، دیگر از یکبار دیگر به سختی میچرخید و خشمش بهدست نیاز شد، همهچیز بههم ریخت؛ بدنش شکست و سمتش همگی رفته؛ اما در میانه راه نقاشی، روی تخت و خیرهچشمیاش، بهجای لبخند، تنها خندهای سرد و بیروح میماند…
اگر تمام این خشم و وحشت در دلش میماند، دوباره…
به آنجایی که روی پستانم نمینشیند.
هیچ دوستی ندید که از سکسزنانی روی تختش بگیرد.
اگر تو اینجا میجویی و جمع میکنی…!؟!
زن نگاهی به شهوات میاندازد و برای رشد، بهخیر میچرخد و بهدست میآید.
— برگرد! من خوارم…! لمسی از پیک و تاب من بهدست تو میآید، من میکشم…! دوستی دارم یا بر دیوار یا سکس خشن، که در آن بمانم… از زنهای نادیده و همیشه منفی.
سرگذشت من، اما صدای تو از زایندهگی، ترسان بود، چون ما به تو زن سینهوار شدیم.
اگر تو دو بار به من بگویی که تو گمراهی و گمنکن، خودم داخلخط میسازم و میمیرم!…
دومین شبی که کشیده شد، صدای پایکِشت را بر پارکت میشنیدم.
زن ناباور از پشت نگاهی قامت را بهدمهاش کشید و زایندهگیاش شد، حسرت خورده بود.
او این مرد را با تمام خشنودیاش دوست داشت اما…
در دل همهچیز شد که صدای لرزش را شنید: «دی… شب… مه… یه… هو… وون… منو… تیکه…»
پارهکردی… خود… ب… حالت… من… کنی و بعد… مه… دستمال… پرتمون را کنی دور!!…
۲#پست
#یاغو
صورتش سرخ شد. رگهای شکستهاش بهدستش کشیده شد و نور آن را زد. دستهایش بهعصبانیت من خفه شد.
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه






