در تمام مدتی که «ایزیدور» خودش را با کار روی سهام و محاسبات غرق کرده بود، من تصمیم گرفتم سراغ بخشی از عمارت بروم که زمانی خانهی من به حساب میآمد. سالها بود که خانم پینه به دلایل خودش اجازه نمیداد به سمت شرقی ساختمان نزدیک شوم؛ انگار آنجا خط قرمزی بود که عبورش برای من ممنوع اعلام شده بود…
دانلود رمان جسم مرده
- بدون دیدگاه
- 720 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : تیم اورورک
- دسته : خارجی , پلیسی , رایگان
- کشور : آمریکا
- صفحات : 422
- بازنشر : دانلود رمان
- قرار گرفت
دانلود رمان جسم مرده
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان جسم مرده
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
درباره دختری به نام آهو که به دلایلی مجبور میشود به عقد موقت حاج یاسین ...
درباره دختری که با پسری غزیبه به نام سامان چت میکنه و مادرش اصلا از ...
نفس، دختری خاص و عکاس است که بهدلیل جرم بزرگش با یک افسر جوان و ...
درباره دختری شیطون به نام آیلین که با پسرهای جور و واجور آشنا میشه تا ...
سارا، دختر یزدی که در دوران دانشگاه دل به همکلاسی ترکمنش، آراز، دل بسته بود، ...
درباره دختری به نام آیناز که نه پولداره و نه قیافه ی خیلی خوبی داره ...
ساره دختری است درست مانند تمام دختران این دیار؛ دختری معصوم که با تمام وجود ...
درباره دختر و پسری تنها است که مسیر زندگی این دو را سر راه هم ...
پیروز سلطانی، مردی متمول و خودپسند، پس از پیوند کلیه، هر شب خوابهای غریبتری درباره ...
درباره مردی به نام علی که همسرش رو از دست میده و قاتل همسرش فردی ...
رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...
درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …
...درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...
درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...
درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...
درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …
...درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …
...درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...
درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …
...درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...
رمان های جدید
کاسه صبر «هدیه» پس از سالها انتظارِ پنهانی برای «نریمان» لبریز میشود. او در پی ...
دختری نوجوان به نام صنم، که در خانوادهای مرفه بزرگ شده است، روزی عکسی کهنه ...
دختری به نام ابریشم، که پسرسرهنگی به نام راد را به دنیا آورده بود، توسط ...
بهار دختری است که پس از فوت پدرش، همراه خانوادهای گرفتار مشکلات مالی، روزهای سختی ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان جسم مرده
وقتی اولین قدم رو روی پلهی پایین گذاشتم و تاریکی من رو بلعید، دوباره صدای اون به گوشم رسید؛ انگار یه پخشکنندهی نامرئی داشت نجواش رو با همون ریتم نرم و تکراری پخش میکرد:
«خانم محترم، اونجا منطقهی ممنوعهست…»
طنین صدا مثل نسیمی خنک اطراف گوشم میچرخید و بعد واضحتر ادامه داد:
«شما حق ندارید برید اون بالا، نه حالا، نه هیچوقت دیگه… هرگز.»
آخرین واژهی هشدارش کشدار شد، مثل وقتی که یه دیجی اشتباهی سرعت پخش رو پایین بیاره و آهنگ از لطافت به شکنجه تبدیل بشه.
اما خب، خانم پینه الان اینجا نبود ــ اون هیچوقت این موقع از روز نمیاومد.
لبخندی محو روی لبم نشست و شمع توی دستم رو روشن کردم.
پاتر قول داده بود سیمکشی بخش شمالی عمارت رو درست کنه، مخصوصاً این قسمت تاریک و سرد رو؛ ولی مثل همیشه فقط حرف زد.
دانلود رمان جسم مرده
هیچوقت کاری نمیکرد جز اینکه خودش رو توی اتاق جدیدش حبس کنه و سر چیزهای بیدلیل داد بزنه.
نمیفهمیدم برای چی انقدر خشم داشت وقتی حتی زندگیش خیلی منظمتر از من بود.
وقتی هم بیرون میرفت، نگاهش پر از اخم و دلخوری بود، طوری که آدم از چند متر اونورتر حس میکرد نباید حتی نزدیکش بشه.
یه بار ازش خواستم برام کمی پول قرض بده تا آیپد جدید بخرم، اما فقط انگشت اشارهشو جلوم گرفت، گفت «خفه شو» و سیگار دیگهای روشن کرد.
بعضی وقتا حس میکردم رفتارهاش فراتر از عجیب بودنن… انگار یه چیز درونی داشت که نمیذاشت آروم بشه.
با همین فکرها شروع کردم از پلهها بالا رفتن.
با اینکه بیرون هنوز روشن بود، اینجا مثل قبر تاریک مینمود.
هیچ پنجرهای برای هدایت یا روشنی نبود و همیشه، از وقتی یادم میاومد، درهای این بخش قفل بودن…
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه






