دانلود رمان اوژن

فرحان عاصف پس از یک حادثه‌ی رانندگی مرموز، تصمیمی عجیب می‌گیرد؛ خودش را برای همیشه به ویلچر محدود می‌کند و انگار همراه با جسمش، روحش را هم در حصاری از خشم و کینه گرفتار می‌سازد.

اما زندگی او زمانی مسیر تازه‌ای پیدا می‌کند که نقشه‌ی انتقامش با ورود دختری غیرمنتظره به هم می‌ریزد.

جلوه‌ی بهار، دختری سرکش و بی‌پرواست؛ دختری از خانواده‌ای بانفوذ که از زندگی قبلی‌اش فرار کرده و حاضر نیست طبق خواسته‌ی دیگران زندگی کند. یک شب، مخفیانه وارد خانه‌ی فرحان می‌شود؛ غافل از اینکه صاحبخانه برخلاف تصورش، آن‌قدرها هم ناتوان و بی‌دفاع نیست.

ورود جلوه به زندگی فرحان، رازهای پنهان گذشته را دوباره زنده می‌کند و او را میان چیزی که سال‌ها برایش جنگیده و احساسی تازه و غیرمنتظره گرفتار می‌سازد…

دانلود رمان اوژن

رایگان

دانلود رمان اوژن

رایگان

رمان های رایگان

ماهرو، تنها دختر خانواده‌ اعلایی، دختری مذهبی با چاشنی شور و شیطنت، زیبا و دلفریب، ...

نفس، دختری خاص و عکاس است که به‌دلیل جرم بزرگش با یک افسر جوان و ...

درباره مردی به نام سردار است که با کامیاب یه کینه قدیمی داره و برای ...

روزگاری بهار محبوب‌ترین دختر دانشکده بود و خاطرخواهان فراوانی داشت، اما در میان آن‌همه توجه، ...

سارا، دختر یزدی که در دوران دانشگاه دل به همکلاسی ترکمنش، آراز، دل بسته بود، ...

کیا شایسته، تنها پسر خاندان شایسته، روزی با شنیدن فریاد زنی از باغ متروکه‌ای در ...

درباره فردی که از دست یه هیولا ، گیر یه قاتل میوفته و بدی داستان ...

درباره شخصی به نام کوهیار که مثل کوه پایدار و محکم در برابر سختی های ...

درباره زنی متعلقه به نام محیا که به همراه فرزند خردسالش هستی پا به خانه ...

درباره کیانمهر و ترانه که زندگی مشترکی رو زیر یک سقف شروع میکنن اما این ...

رمان های مشابه

رمان های اتفاقی

درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...

درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …

...

درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...

درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...

درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...

درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …

...

درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …

...

درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...

درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …

...

درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...

رمان های جدید

جاوید اصلانی، فرزند والدینی که از رده‌های بالای یک گروه تروریستی هستند، به دنبال انتقام ...

کاسه صبر «هدیه» پس از سال‌ها انتظارِ پنهانی برای «نریمان» لبریز می‌شود. او در پی ...

دختری نوجوان به نام صنم، که در خانواده‌ای مرفه بزرگ شده است، روزی عکسی کهنه ...

دختری به نام ابریشم، که پسرسرهنگی به نام راد را به دنیا آورده بود، توسط ...

آریا رستگار، استادی مغرور و جدی که پس از سال‌ها سکونت در آلمان به ایران ...

دانلود رمان اوژن

ادامه ...

ن؛ واژه‌ای که نماد شورشی و فاتح در میدان نبرد است.

مهدیه، هم‌پارتی‌ام، امروز تولدم را تبریک می‌گوید (۷۲/۴۰/۹۹۳۱).

رنیان، که خارهایش می‌درخشند، بر جسد شیر اوژن می‌نشیند؛ دست آزد بر ورق‌های اوستا می‌نویسد و آینه‌ای از فخر را می‌آورد.

در آن لحظه طبل می‌زنیم، صدای‌مان می‌پیچد و می‌گوییم: «دست جادوگر، به ایران بازگرد!»

دماوند، سنگین و گران، همچون زنجیرهاییست که از ابرهای بلند می‌چرخند.

ژاله‌ها، دختران ایران، می‌خندند؛ امروز ماهتاب بر «الی‌زا» و «اولمپ» می‌تابد.

مرید میرقاید، شاعر و پژوهشگر، در خطی صاف می‌نویسد تا زندگی به یک مسیر یکدست تبدیل شود.

وقت! دیگر جایگزین دیگری نیست جز زندگی؛ زندگی یک‌بار، وقت!

اگر تو زمان نداری و جز چند لحظه‌ات، دیگر حق انتخابی نیست؛ زمان دیگر وجود ندارد.

راه محدود، تنها یک اتفاق است؛ و این اتفاق، زمان را می‌گیرد.

نمی‌خواهم، زمانِ قطع‌شده‌ای که تمرکز را می‌کاهد.

صدای … که ظهر را می‌سخن می‌گوید، مسخره‌وار.

فقط این ظهر نبود، تمام روزها به هم ریختند؛ کثافت‌ها عبور کردند.

مگسی سیاه‌رنگ، با امیدی نامشخص، پشت شیشه‌ی پنجره پرواز می‌کرد؛ وزوزش شباهتی به صدایی داشت که دائماً در گوشم نجوا می‌کرد.

صدای دیگری نبود؛ پرواز مگس همانند روح اسیر من بود.

آیا اینجا صدای برخورد ماهیتابه یا قابلمه و کفگیرهاست که خانه را پر کرده‌اند؟

از سوی آشپزخانه این همه سر و صدا با قفس سوت‌وار و کور تناسب نداشت.

صداهای مزاحم از هر سو، واژه‌های ذهنم را تکه‌تکه کردند؛ من حرف می‌زدم، نه به دیگران، نه به مگس یا کسی که در خانه‌ام بود، بلکه فقط با خودم.

حالا که دیگر نمی‌توانم آش را خراب کنم، تنها با خودم بیش از حد صحبت می‌کنم؛ این همان صدای درون خانه‌ام است.

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
توییتر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌
پیمایش به بالا

⦿ اگه پرداخت کردید و موفق به دریافت رمان نشدید ، نام رمان و 4 رقم آخر کارت رو ارسال کنید.

⦿ برای رمان های درخواستی هم نام رمان و نویسنده رو ارسال کنید.

⦿ اگه نویسنده هستید و میخوایید رمانتون منتشر بشه با ما در ارتباط باشید.

No data was found

ما یک موتور جستجوی رمان هستیم
اگر رمان شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

برای مطالعه کامل رمان کلیک کنید

برای بازیابی رمز عبور از اینجا اقدام کنید.

در سایت عضو شوید

اگر عضو هستید از اینجا وارد شوید.