ماجرای اروند عزیزی روایت میشود؛ پسری که در عرصهٔ مستندسازی مشغول به کار است و بههمراه تیمش در حال تهیهٔ یک مستند دربارهٔ جلوه، تورلیدر و حقوق زنان میشود. این پروژهٔ فیلمی و آشنایی او با شریفه، دخترک بلوچ، مسیر زندگی هر دو را بهطرز عمیقی دگرگون میسازد.
دانلود رمان اندوه باکره
- بدون دیدگاه
- 380 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : منیر کاظمی
- دسته : عاشقانه , ایرانی , رایگان
- کشور : ایران
- صفحات : 1515
- بازنشر : دانلود رمان
- قرار گرفت
دانلود رمان اندوه باکره
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان اندوه باکره
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
یک داستان پلیسی و عاشقانه درباره یک ازدواج صوری که …
...دختری به نام ابریشم، که پسرسرهنگی به نام راد را به دنیا آورده بود، توسط ...
داستانی واقعی از دختری عاشق که در سال ۱۳۶۰ در روستایی از توابع بروجن اتفاق ...
درباره دختری به نام صحرا و برادر ناتنی اش به نام یاشار است که در ...
کیا شایسته، تنها پسر خاندان شایسته، روزی با شنیدن فریاد زنی از باغ متروکهای در ...
روزگاری بهار محبوبترین دختر دانشکده بود و خاطرخواهان فراوانی داشت، اما در میان آنهمه توجه، ...
درباره رابطه عاشقانه سارینا و سامیار که …
...داستان زندگی یه خدمتکار به نام پرتو که تو یه عمارت بزرگ مشغول به کار ...
درباره مریم دکتر روانپزشکی است که آشناییش با یه نفر در بیمارستان مسیر زندگیش رو ...
در میانِ لرزشِ قدمها بر لبهی پل، زنی در مرزِ میانِ تردید و سقوط، با ...
رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...
درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …
...درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...
درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...
درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...
درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …
...درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …
...درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...
درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …
...درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...
رمان های جدید
کاسه صبر «هدیه» پس از سالها انتظارِ پنهانی برای «نریمان» لبریز میشود. او در پی ...
دختری نوجوان به نام صنم، که در خانوادهای مرفه بزرگ شده است، روزی عکسی کهنه ...
دختری به نام ابریشم، که پسرسرهنگی به نام راد را به دنیا آورده بود، توسط ...
بهار دختری است که پس از فوت پدرش، همراه خانوادهای گرفتار مشکلات مالی، روزهای سختی ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان اندوه باکره
به نام خدا
دستهای مهربان سلیمه، در حالی که دامن بلند و پرپَرچم عروس را به آرامی میچرخاند، زیر نسیم ملایمی که از پنکهای میچرخید، به دقت نخهای سفید را میدوزید. دامن که بهنقش یک دایره نیمهکامل میچرخید، صدای سوزن را در گوش میآورد تا زمانی که خانم فرهادی، زنی ظریف و کوچکجثه که از چاقی و غبغب دور بود، در گوشهای ایستاده و به سکوت شب گوش میداد، سلیمه ساکت بماند تا نالهٔ او به گوش نیاید.
ظهر گرم بود؛ عرق بر پیشانی او ریخته بود و او با دقت یک سوزن و نخ از جعبهاش برمیداشت. مادرش که بر روی صندلی قدیمی نشسته بود، بهدقت نگاه میکرد که هر گرهای که سلیمه میزد، محکم باشد. خانم فرهادی، زنی ظریف و کوچکجثه، چهرهاش بین ریسههای توری و نوارهای سفیدهاش گم میشد؛ او هرگز عادت نکرده بود سلیمه را به نام صدا بزند، اما دلش میخواست او را در کنار خود ببیند.
سلیمه که بچهای بیوه و کمسال بود، با دستانی سست، لباس عروس را بر سینهاش دوخت؛ منجوق و پولکی که از خیاطی مادرش به ارث برده بود، روی پارچهٔ سفید میدرخشید. در آن زمان جنگ و بمبارانها شهر را درگیر کرده بود و خیاطی خانم فرهادی مجبور به تعطیلی شد؛ اما سلیمه هنوز در اتاق کوچک پشت باغ به تنهایی کار میکرد، نخ و سوزن را به دست میگرفت و به یاد مادرش میگفت: «تا روزی که این لباس تمام شود، من ادامه میدهم.»
در شبی سرد، یحیی که مادرش او را در کنار سوزن میدید، لبهایش را مینواخت و از نور کمسویی که از پنجره میتابید، لبخندی میکشید. او لباس عروس را در آینهٔ کوچک روی طاقچه مینگریست؛ بارها و بارها میچرخید تا از همهٔ زاویهها خود را ببیند. عشق او به این لباس همانند عشقی بود که برای عروسدختری که هنوز نیامده بود، حس میکرد.
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه






