دانلود رمان عروس خان

این رمان روایت دختری است که پس از مرگ همسرش، پدر شوهر تصمیم می‌گیرد او را به پسر دیگرش، فرهاد، سپارد. دختر هنوز عفت‌زده بود؛ اولین شب با چالش‌های فراوانی روبرو شد. سختی‌های بی‌شماری که باید تحمل می‌کرد، در کنار زخم‌ها و عذاباتی که همسرش بر او می‌آورد، او را به آزمونی سنگین می‌اندازد.

دانلود رمان عروس خان

تخفیف ویژه

150.000 تومان

29.900 تومان

150 هزار تومان

29.900 تومان

دانلود رمان عروس خان

رایگان

رمان های رایگان

«ساغر، دختری سرکش با روحیه‌ی کودکانه در حصارِ تعصبِ خانوادگی، با پیوندِ غیرمنتظره‌اش با «عطا»؛ ...

گاهی در مسیر زندگی، به نقطه‌ای می‌رسی که راهی جز انتخاب نداری. انتخابی که شاید ...

درباره دختری به نام آهو که به دلایلی مجبور میشود به عقد موقت حاج یاسین ...

درباره دختری که روزگار به اون بد کرده و از همه خسته شده و دل ...

بهار راد، دختر ۲۱ ساله‌ای که در رشته معماری مشغول به تحصیل است، به‌دلیل اتفاقی ...

درباره دختری دلربا به نام دیانا که رئیسش شهاب پارسا عاشق اون میشه و …

...

درباره اتفاقاتی در گذشته که تاثیراتش را بر اتفاقات آینده یه رابطه عاشقانه میگذارد و ...

یک اتفاق پیش‌افتاده و نسیمی نا آرام، مرز میان دو حریم خصوصی را می‌شکند و ...

درباره دختر و پسری به نام های سامان و سمیرا میباشد که برای منافع شخصی ...

درباره شوکا یه دختر سانتی مانتال و شیطون که سر راه هیدارا حاجی جوون قصه ...

رمان های مشابه

رمان های اتفاقی

درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...

درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …

...

درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...

درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...

درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...

درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …

...

درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …

...

درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...

درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …

...

درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...

رمان های جدید

هاتف‌خان، رئیس سازمان قاچاق عتیقه که سال‌ها را به پژوهش‌های تاریخی و کشف رموز گردنبندهای ...

قهرمان اصلی رمان «پرنسس آهنی» پادشاه خیابان وال‌استریت است؛ مردی که هیچ‌کس به سخنانش گوش ...

مردی خوش‌چهره و پر از عضله، که همراهی‌اش یک شوگر است و اصلاً علاقه‌ای به ...

اریکا با آرزوهای بزرگی بزرگ می‌شود که هرگز نمی‌تواند به آن‌ها برسد. پدرش او را ...

داستان از کشور آلمان آغاز می‌شود؛ جایی که ماهان سلیوی با خیانت عشقش روبه‌رو شده ...

دانلود رمان عروس خان

ادامه ...

**بخش اول**

در اتاقم نشسته بودم، خیره به دیوار و در.
چرا این‌قدر سرنوشت‌ام درهم‌ریخته بود؟
شوهرم چهار ماه و بیست روز پیش از دنیا رفته بود؛
امشب، دقیقاً نیم ساعت پیش، به عقدی رفتیم.
برادر شوهرم هم‌حاضر بود؛
عقودی که نه من می‌خواستم نه فرهاد.
می‌دانستم این عقد برای‌مان بی‌ارزش است، فقط نام‌مان در شناسنامه‌ست.

از رفتن به آنجا منع شدند؛ مجبور شدم دوباره به این خانواده برگردم.
خانزاده‌ام درد می‌داد؛ هر برخورد با دیوار، صدای وحشت‌زده‌ام مرا از جای خود می‌لرزاند.
آب را در دهانم قورت دادم و به فرهاد نگاه کردم؛
چشمان پرخونی‌اش دور اتاق می‌چرخید و من را زیر پنجره شکار می‌کرد.

لبخند تلخ بر لبش می‌نشست؛ دردم را صد برابر می‌کرد.
دستش به در رسید، محکم در را بست و با قدم‌های آهسته‌مانند گوزنی که به شکار می‌رسد، پیش رفت.
دکمه‌های بالاى پیراهن سفیدش باز بود و موهای سینه‌اش کاملاً در چشم من بود.
قفسهٔ سینه‌اش، که از نفس‌های داغش پر بود، در وجودم ترس و اضطراب را تزریق می‌کرد.

پایتر (پایان)
وقتی نزدیکم شد، موهایش از روسیه‌ام بزرگ شد؛
دستش دستم را گرفت و مرا مجبور کرد بایستم.
به‌طور ناخواسته دستم به دست او رسید؛ موهای بی‌حاصلم به‌سختی از دست او نجات یافت.

او من را روی تخت انداخت و دکمه‌های باقی‌ماندهٔ لباسش را باز کرد.

**بخش دوم**

از لبهٔ دست‌هایش عصبی شدم؛ وقتی پیراهنش را باز می‌کرد، می‌دانستم چه می‌خواهد.
دکمه‌به‑دکمه، پیراهنش می‌لغزید و افتاد؛ روی زمینی خیس و ترسیده نشستم.
ترس در وجودم می‌جوشید؛ دستم را به‌دستش فشار دادم تا بدنم از چشم او پنهان بماند.

بیوهٔ …
تو در دل من مخفی می‌مانی؛

تا انگشتانم به تو بخورد، هر چه پیش آید.

برادر؟ نمی‌خواستم این‌چنین باشد.

تو زنده‌ای، اما می‌دانی که چون زنی که برای من هستی،
باید بروی و با او همراه شوی، این‌جاست که گفت.

زن برادرم و من؛
چگونه می‌توانم با تو بمانم؟

دلعنب (دلبند)؛
من در بزرگی دنیا غوطه‌ورم.

عشق.

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
توییتر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌
پیمایش به بالا

⦿ اگه پرداخت کردید و موفق به دریافت رمان نشدید ، نام رمان و 4 رقم آخر کارت رو ارسال کنید.

⦿ برای رمان های درخواستی هم نام رمان و نویسنده رو ارسال کنید.

⦿ اگه نویسنده هستید و میخوایید رمانتون منتشر بشه با ما در ارتباط باشید.

هاتف‌خان، رئیس سازمان قاچاق عتیقه که سال‌ها را به پژوهش‌های تاریخی و کشف رموز گردنبندهای ...

قهرمان اصلی رمان «پرنسس آهنی» پادشاه خیابان وال‌استریت است؛ مردی که هیچ‌کس به سخنانش گوش ...

ما یک موتور جستجوی رمان هستیم
اگر رمان شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

برای مطالعه کامل رمان کلیک کنید

برای بازیابی رمز عبور از اینجا اقدام کنید.

در سایت عضو شوید

اگر عضو هستید از اینجا وارد شوید.