دانلود رمان درد دارم عوضی

نگار، دختر هجده ساله‌ای که رتبه‌ی خوبی در کنکور آورده، برای استقلال و رسیدن به علایق شخصی‌اش، به جای تهران، راهی اصفهان می‌شود. خانواده‌اش خانه‌ی نقلی برایش می‌خرند و او به آنجا می‌رود تا تنهایی تجربه‌های جدیدی کسب کنه تا اینکه …

دانلود رمان درد دارم عوضی

تخفیف ویژه

150.000 تومان

69.900 تومان

150 هزار تومان

29.900 تومان

دانلود رمان درد دارم عوضی

رایگان

رمان های رایگان

درباره دختری به نام آمین است که پدر و مادرش از هم طلاق گرفتن و ...

داستان درباره دختری به نام نوشین است که آشنایی‌اش با پسری به نام پیام، از ...

ساره دختری است درست مانند تمام دختران این دیار؛ دختری معصوم که با تمام وجود ...

درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …

...

درباره دختری که تو یه شرکت مشغول به کار میشه و یه روز از رییسش ...

اروند، فوتبالیست مشهور و محبوبی که همه او را «مونتیگو» می‌شناسند، دل‌باخته‌ی دخترعمویش نیلوفر می‌شود. ...

درباره زنی بیوه که پدربزرگش از ترس بدنامی برای او تصمیمی میگیرد که …

...

روایت تلخ و شیرین دختری مهربان و پرنشاط به نام سارا، که با شیطنت‌هایش مایه ...

درباره دختری به نام قاصدک است که پایبند مردی پر تکبر به نام باربد است ...

روجا که از تنش‌ها و بگومگوهای مداوم پدر و مادرش به تنگ آمده، برای فاصله ...

رمان های مشابه

رمان های اتفاقی

درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...

درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …

...

درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...

درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...

درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...

درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …

...

درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …

...

درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...

درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …

...

درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...

رمان های جدید

جاوید اصلانی، فرزند والدینی که از رده‌های بالای یک گروه تروریستی هستند، به دنبال انتقام ...

کاسه صبر «هدیه» پس از سال‌ها انتظارِ پنهانی برای «نریمان» لبریز می‌شود. او در پی ...

دختری نوجوان به نام صنم، که در خانواده‌ای مرفه بزرگ شده است، روزی عکسی کهنه ...

دختری به نام ابریشم، که پسرسرهنگی به نام راد را به دنیا آورده بود، توسط ...

آریا رستگار، استادی مغرور و جدی که پس از سال‌ها سکونت در آلمان به ایران ...

دانلود رمان درد دارم عوضی

ادامه ...

لبخند محوی روی لبم نشست وقتی مقابل خانه‌ی پنجاه‌وپنج متری‌ام ایستادم. برای خیلی‌ها این فقط یک خانه‌ی کوچک بود، اما برای من معنی دیگری داشت؛ شروعی تازه، فاصله گرفتن از نظارت‌ها، از فشارها، از توقع‌هایی که سال‌ها مثل سایه دنبالم کرده بودند. اینجا، برای اولین بار، قرار بود خودم باشم؛ بی‌اجازه، بی‌قضاوت، بی‌آن‌همه قید و بند.

وسایلم را یکی‌یکی سر جایشان گذاشتم. همه‌چیز را خودم انتخاب کرده بودم؛ از پرده‌ها تا ظرف‌ها، از مبل تا کوچک‌ترین جزئیات. بعد، موسیقی ملایمی در فضا پیچید و خانه‌ی خاموش، کم‌کم شبیه من شد. سال‌ها بود که اطرافیانم تصویر مشخصی از آینده‌ی من ساخته بودند؛ درس، موفقیت، کمال. من هم از پسِ همه‌چیز برآمده بودم، اما آنچه درونم می‌گذشت، چیزی نبود که بتوانم به زبان بیاورم. در ظاهر، همان دختر مرتب و موفق بودم؛ اما پشت آن ظاهر، خواسته‌هایی پنهان می‌جوشید که هیچ‌کس از آن خبر نداشت.
دانلود رمان درد دارم عوضی

از نوجوانی، چیزی درونم آرام و قرار نداشت. کنجکاوی‌ام نسبت به عشق، میل و قدرت، زودتر از آنچه باید بیدار شده بود. بعدتر، وقتی با دنیای دیگری آشنا شدم، فهمیدم آن‌چه دنبالش می‌گردم، فقط رابطه‌ای معمولی نیست؛ من چیزی بیشتر می‌خواستم. چیزی که در آن، مرز میان تسلط و تسلیم، درد و لذت، ترس و آرامش، رنگ تازه‌ای پیدا می‌کرد. همین جست‌وجو بود که مرا به سمت آدم‌هایی ناشناس و گفتگوهای بی‌نام‌ونشان کشاند؛ اما هیچ‌کدامشان آن حسی را که می‌خواستم، نداشتند. من دنبال کسی بودم که حضورش فقط یک هیجان زودگذر نباشد؛ کسی که بتواند مرا بفهمد، حتی اگر قرار بود در سکوت و قدرت.
دانلود رمان درد دارم عوضی

وقتی خسته از جست‌وجو، روی مبل نشستم و صفحه‌ی لپ‌تاپ را روشن کردم، سکوت خانه سنگین‌تر شد. چند لحظه بعد، از اتاق بیرون آمدم و در خلوت خودم، به تماشای فیلم‌هایی نشستم که برای من فقط تماشا نبودند؛ پنجره‌ای بودند به دنیایی که ذهنم را تسخیر کرده بود. با هر تصویر، با هر حرکت، ضربان قلبم تندتر می‌شد؛ انگار چیزی درونم بیدار می‌شد که سال‌ها منتظر چنین لحظه‌ای مانده بود. دست‌هایم می‌لرزیدند، نفس‌هایم کوتاه‌تر می‌شدند و من، در میان آن هیجانِ مبهم، بیشتر از همیشه احساس می‌کردم که این خواسته‌ها بخشی از من‌اند، نه چیزی برای پنهان کردن یا انکار.

لحظه‌ای بعد، در آینه‌ی روبه‌رو به خودم نگاه کردم؛ به دختری که هم آرام به نظر می‌رسید و هم آشوبی عمیق را با خود حمل می‌کرد. لبخند کمرنگی زدم. بیرون، جهان هنوز همان جهانِ همیشگی بود، اما درون من، چیزی تغییر کرده بود. من دیگر فقط منتظر نبودم که کسی از راه برسد؛ من آماده بودم تا خواسته‌های خودم را بشناسم، با ترس‌هایم روبه‌رو شوم، و شاید برای اولین بار، مسیرم را خودم انتخاب کنم.

 

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
توییتر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌
پیمایش به بالا

⦿ اگه پرداخت کردید و موفق به دریافت رمان نشدید ، نام رمان و 4 رقم آخر کارت رو ارسال کنید.

⦿ برای رمان های درخواستی هم نام رمان و نویسنده رو ارسال کنید.

⦿ اگه نویسنده هستید و میخوایید رمانتون منتشر بشه با ما در ارتباط باشید.

No data was found

ما یک موتور جستجوی رمان هستیم
اگر رمان شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

برای مطالعه کامل رمان کلیک کنید

برای بازیابی رمز عبور از اینجا اقدام کنید.

در سایت عضو شوید

اگر عضو هستید از اینجا وارد شوید.