دانلود رمان واحد شماره هشت

این رمان روایتگر سرگذشت نگین است؛ دختری با گرایش‌های مازوخیستی که وارد رابطه‌ای عمیق، خشن و پرپیچ‌وقوس می‌شود. طرف مقابل او فردی دارای تمایلات سادیسمی است که با رفتارهایش، تمامی ابعاد و لحظات زندگی نگین را تحت سیطره خود درمی‌آورد…

دانلود رمان واحد شماره هشت

تخفیف ویژه

150.000 تومان

29.900 تومان

150 هزار تومان

29.900 تومان

دانلود رمان واحد شماره هشت

رایگان

رمان های رایگان

درباره دختری بنام دنیز که یک روانپزشک موفق است که زندگی خوب و قشنگی داره ...

در رمان «طرار» قصه‌ای از دختر جوانی به نام تخس بازگو می‌شود؛ دختری جسور، بی‌باک ...

آریان از همان کودکی دل‌باخته‌ی دخترعمویش، نورسا، بود و خانواده‌ها هم با وجود سن پایین ...

درباره دختر و پسری به نام های سامان و سمیرا میباشد که برای منافع شخصی ...

شخصیت اصلی داستان دختری به نام نازلی کسروی میباشد که بعد از درگذشت مادر بزرگش ...

فقط سه روز کافی شد تا تمام کسانی که دوستشان داشتم، یکی پس از دیگری ...

درباره دختری از یک خانواده پولدار به نام آرامیس که هیچ پسری رو آدم حساب ...

درباره دختری به نام یگانه میباشد که پدر و مادرش را از دست داده و ...

درباره دختری که شب عروسیش فرار میکنه چون بخاطر پول و به اصرار پدرش میخواسته ...

درباره فردیست که با افکار پوسیده مردمی که در کنارش هستند احاطه شده است و ...

رمان های مشابه

رمان های اتفاقی

درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...

درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …

...

درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...

درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...

درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...

درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …

...

درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …

...

درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...

درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …

...

درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...

رمان های جدید

دختری به نام ابریشم، که پسرسرهنگی به نام راد را به دنیا آورده بود، توسط ...

آریا رستگار، استادی مغرور و جدی که پس از سال‌ها سکونت در آلمان به ایران ...

بهار دختری است که پس از فوت پدرش، همراه خانواده‌ای گرفتار مشکلات مالی، روزهای سختی ...

چکاوک، دختر جوان روستایی، زیر فشار و اجبار پدرش در آستانه ازدواج موقت با پیرمردی ...

با مرگ تلخ پدر و مادر در یک سانحه تصادف، مهناز ۱۴ ساله و برادر ...

دانلود رمان واحد شماره هشت

ادامه ...

۲

– نگین هستم، شما همون مسترید؟
+ بله، تو اسلیوی؟
– تا حالا نبودم، ولی مدتیه این حس رو درون خودم دارم و دلم می‌خواد تجربه‌ش کنم.
+ این رابطه شوخی و خاله‌بازی نیست که هروقت دلت خواست امتحانش کنی و بعد بگذاریش کنار.
– خب الان باید چیکار کنم؟
+ باید ببینم اصلاً از پسش برمی‌ای یا نه.
– من دلم می‌خواد تحت سلطه باشم، این حس اصلاً از ذهنم بیرون نمیره.
+ من اسلیو غیرحضوری قبول نمی‌کنم. فقط حضوری. باید ببینمت تا ارزیابیت کنم؛ اگه تایید شدی، اون‌وقت قوانین رو بهت میگم.

۳

ترسم چند برابر شد؛ طوری که اصلاً پشیمون شدم و خواستم بگم «نه ممنون» و همه‌چیز رو تموم کنم. اما صدایی توی سرم راه افتاد و شروع کرد به نجوا کردن: «مگه همینو نمی‌خواستی؟ مگه تمام وجودت همین رو طلب نمی‌کرد؟ اگه رفتی و خوشت اومد چی؟»
پیامم رو پاک کردم و نوشتم: «باشه، بگید کی و کجا بیام؟»
آدرس و زمان ملاقات فردا رو فرستاد و تاکید کرد دقیقاً سر وقت اونجا باشم، چون از دخترهای بی‌مسئولیت متنفر بود.
تا خودِ صبح خواب به چشمم نیامد. توی سرم جنگ جهانی به پا بود؛ هر بار که به مواجهه باهاش فکر می‌کردم تمام بدنم داغ می‌شد و بلافاصله با هجوم ترس، سرمای عجیبی وجودم رو می‌گرفت.

۴

نفهمیدم کی بالاخره چشمهام گرم شد، اما با صدای زنگ گوشی از خواب پریدم. استرس و دلهره‌ی اینکه قرار است چه بلایی سرت بیاید، حتی یک لحظه هم رهایم نمی‌کرد.
بلند شدم، صبحانه‌ای خوردم که اصلاً نفهمیدم چی بود و چطور بلعیدمش. رفتم حموم، دوش گرفتم و جلوی کمد لباس‌ها ایستادم. این «چی بپوشم» با تمام دفعه‌های قبلی زندگیم فرق داشت.
یک شلوار جین جذب آبی، مانتوی کرم‌رنگ و شال آبی پوشیدم. توی آینه نگاهی به خودم انداختم، نفس عمیقی کشیدم و راه افتادم.
در طول مسیر آن‌قدر غرق اضطراب بودم که راننده تاکسی چند بار صدام کرده بود و نشنیده بودم؛ تا اینکه با صدای بلند داد زد: «خانوم! با شما هستم!» به خودم آمدم و با دستپاچگی، کوچه و پلاک مقصد را به زبان آوردم.

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
توییتر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌
پیمایش به بالا

⦿ اگه پرداخت کردید و موفق به دریافت رمان نشدید ، نام رمان و 4 رقم آخر کارت رو ارسال کنید.

⦿ برای رمان های درخواستی هم نام رمان و نویسنده رو ارسال کنید.

⦿ اگه نویسنده هستید و میخوایید رمانتون منتشر بشه با ما در ارتباط باشید.

No data was found

ما یک موتور جستجوی رمان هستیم
اگر رمان شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

برای مطالعه کامل رمان کلیک کنید

برای بازیابی رمز عبور از اینجا اقدام کنید.

در سایت عضو شوید

اگر عضو هستید از اینجا وارد شوید.