درباره یه پرستار جذاب که با یه دکتر وارد رابطه میشه و شروع این رابطه هم با چت های …
دانلود رمان نوزده درجه تا لذت
- 4 دیدگاه
- 10,797 بازدید
دانلود رمان نوزده درجه تا لذت
150.000 تومان
69.900 تومان
150 هزار تومان
29.900 تومان
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود رمان نوزده درجه تا لذت
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
رمان های رایگان
درباره دختری به نام دلارا ایلیاتی است که با فرار از بند اسارت خود را ...
استاد شهرزاد فرهمند، پس از سالها کوششی بیوقفه، تحصیل مستمر و یکسری جهشهای پشتسرهم؛ در ...
درباره شخصی است که برگشته تا انقام بگیرد و زندگی بقیه را به نابودی بکشد ...
داستان درباره دختری به نام نوشین است که آشناییاش با پسری به نام پیام، از ...
درباره دختری جوان و خودساخته به نام نیاز است که گذشته سختی داشته اما هیچ ...
درباره لحظات پایانی زندگی دو نفر است که روح هایشان در یک شب طولانی با ...
امیر برای نجات کامیار از چنگالِ تغییراتِ هولناک و مرموزِ شخصیتش، دست به کار میشود، ...
درباره آیناز دختر شیطون قصه که همه خواستگارهاش رو جواب میکنه تا اینکه به اجبار ...
دختر تنهایی حاج محراب توتونچی که پس از مرگ پدر، سرپرست قانونیاش عمویش شد. مالک ...
درباره دختری به نام اقلیما که در یک تالار عروسی مشغول به کار است . ...
رمان های مشابه
رمان های اتفاقی
درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...
درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …
...درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...
درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...
درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...
درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …
...درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …
...درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...
درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …
...درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...
رمان های جدید
جاوید اصلانی، فرزند والدینی که از ردههای بالای یک گروه تروریستی هستند، به دنبال انتقام ...
کاسه صبر «هدیه» پس از سالها انتظارِ پنهانی برای «نریمان» لبریز میشود. او در پی ...
دختری نوجوان به نام صنم، که در خانوادهای مرفه بزرگ شده است، روزی عکسی کهنه ...
دختری به نام ابریشم، که پسرسرهنگی به نام راد را به دنیا آورده بود، توسط ...
- قسمتی از رمان
دانلود رمان نوزده درجه تا لذت
شب از نیمه گذشته بود و سکوتِ سنگینِ خانه، تضادِ عجیبی با هیاهوی درونیام داشت. ناخواسته در میانِ یکی از آن گروههای شلوغِ تلگرامی بودم که مرزهای اخلاقی در آن رنگ میباخت. انگشتانم با بیقراری روی صفحه میلغزید؛ گیفهای بیپروا یکی پس از دیگری باز میشدند و عطشِ خفتهای را در وجودم بیدار میکردند.
پیامهای خصوصی، مثلِ سیل به سمتِ اکانتم سرازیر بود؛ درخواستهایی که بویِ تندِ نیاز و کنجکاوی میدادند. طبقِ عادت، دستم روی دکمهی «بلاک» میرفت، اما این بار، در میانِ آن انبوهِ درخواستهای تکراری، اکانتی توجهم را جلب کرد؛ کسی که همشهریام بود.
دستم به لرزش افتاد. حسم میگفت که اینبار متفاوت است. شاید هم تنها بهانهای برای رهایی از آن تنهاییِ کشنده بود. بلند شدم، نگاهی به راهروی تاریکِ خانه انداختم و دوباره به اتاق برگشتم. در را بستم و چرخشی در قفلِ آن دادم؛ حالا در دنیایِ خودم، در امنیتی که فقط برایِ خودم ساخته بودم، تنها بودم.
دانلود رمان نوزده درجه تا لذت
واردِ پیوی شدم. ضربانِ قلبم در سینهام میکوبید. با صدایی که سعی میکردم در کلمات پنهانش کنم، نوشتم: «سلام.»
پارت دوم: بازیِ صداها
پاسخ، آنی بود. بیمقدمه پرسید: «اصل؟»
نمیخواستم بازیچهیِ این کنجکاویهایِ تکراری شوم. با جسارتی که تازه در خود مییافتم، نوشتم: «اصل برای چی؟ دنبالِ دوستی هستی یا چیزی فراتر؟»
پرسید: «دختری؟»
جواب دادم: «حتماً.»
صدایِ پیامش دوباره بلند شد: «ویس میدی؟»
لبخندی کج روی لبم نشست. تردیدش را دوست داشتم. پرسیدم: «مگه مریضم که بخوام خودم رو جا بزنم؟»
دانلود رمان نوزده درجه تا لذت
ویس را فرستادم. صدایی که از دهانم خارج شد، حتی برای خودم هم غریبه بود؛ کشدار، آرام و پُر از تمنا. چند لحظه بعد، استیکرِ بوسهای دریافت کردم: «چه صدایِ وسوسهانگیزی داری… مرسی.»
حالا نوبتِ من بود. «تو هم ویس بده تا مطمئن شم داری بازیام نمیدی.»
خندهیِ بم و مردانهای در ویسِ او بود که ستونِ فقراتم را لرزاند. گفت: «خیلی باحالی.»
نوشتم: «کجاشو دیدی؟»
جواب داد: «ندیدم، ولی بدجوری دلم میخواد ببینم. نشون بده… اون چیزهایی که نباید رو نشون بده.»
پارت سوم: پیشروی در مه
فشارِ خون در رگهایم بالا گرفته بود. خواستهاش صریح بود، بیپرده و بیرحمانه. میخواست مهارم را در دست بگیرد. نوشتم: «خسیس! اول تو ثابت کن مالی هستی که بخوام وقتم رو برات بذارم.»
او اما استادِ این بازی بود. با جملاتی که انگار مستقیم در روحم نفوذ میکرد، ادامه داد: «نمیخوای لبهام روی لبت باشه؟ دوست نداری حس کنی که چطور از پشت بغلت میکنم و بدنم رو به تنت میمالم؟»
گرما در تمامِ وجودم پخش شد. پاسخ دادم: «تحریک شدم… ولی هنوز کافی نیست.»
دانلود رمان نوزده درجه تا لذت
او ادامه داد: «عکسِ ممههای سفید و گردت رو بفرست. میخوام تصور کنم چطور نوکشون رو بینِ دندونهام میگیرم و بعد دستهام رو میلغزونم پایین… تویِ شرتت… دوست داری؟»
آنقدر صریح بود که بیاختیار دست به تنم بردم. دیگر نمیتوانستم بایستم. نوشتم: «اول تو… آلتت رو بفرست تا ببینم ارزشش رو داره یا نه.»
چند ثانیه بعد، عکس روی صفحه ظاهر شد. چیزی که میدیدم، فراتر از تصوراتم بود؛ قدرتمند، برهنه و بیپرده. عطشِ من حالا به مرحلهای رسیده بود که عقلِ سلیم را به مسخره میگرفت. با دستانی لرزان، به سمتِ لباسهایم رفتم…
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه







4 دیدگاه دربارهٔ «دانلود رمان نوزده درجه تا لذت»
لطفا یه رمان ترسناک و بیدون سنسور نشر کنید
درود
رمان های ترسناک هم بزودی قرار خواهیم داد
رمان نوزده درجه تا لذت
نوزده درجه تا لذت