دانلود رمان متجاوز مغرور

سیوان، مردی مغرور و خودساخته که همه چیز را از صفر ساخته، در برخورد با “نفس”، ناگهان خود را در آستانه تصمیمی چالش بر انگیز میبینه و این اتفاق باعث میشه تا …

دانلود رمان متجاوز مغرور

تخفیف ویژه

150.000 تومان

69.900 تومان

150 هزار تومان

29.900 تومان

دانلود رمان متجاوز مغرور

رایگان

رمان های رایگان

درباره شخصی معروف و پولدار که ظاهرا زندگی آرام و خوبی را سپری میکند اما ...

درباره ملورین ، یه دختر ساده اما خیلی شیطون که به دنبال علت مرگ خانواده ...

درباره یه پسر دانشجوی نابغه و شیطون به نام ساتیار است که از هم دانشگاهیش ...

دو جوانِ سرکش که برای چشیدنِ طعمِ استقلال، تن به قمارِ پدربزرگ می‌دهند؛ راهی شدن ...

رمان اسمارتیز نوشته‌ی نازنین محمدحسینی، داستانی اجتماعی‌عاشقانه با تمی تلخ و واقع‌گرایانه است که روایت‌گر ...

درباره دختری شیطون و شری به نام شادی که مجبور میشه برای چند ماه بره ...

درباره خواهر و برادر خوانده ای به نامهای جاوید و شکوفه است که همیشه با ...

درباره یه دختر شیطونه که یه دفعه گرفتار یه عشق میشه و …

...

درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …

...

درباره رابطه عاشقانه ملی و یه پسر بچه مثبت است که …

...

رمان های مشابه

رمان های اتفاقی

درباره دختر و پسری است که رابطه شان فراز و نشیب زیادی دارد تا اینکه ...

درباره دختری به نام دلارا است که به اصرار برادرش زن هرمزخان میشه که …

...

درباره رابطه عاشقانه ارسلان و دلارای دختر جوون و بی تجربه قصه است. ارسلان ، ...

درباره پسری جوان و جذاب که قرار است معلم تخصصی چند دانشجو بشه که دختر ...

درباره رابطه عاشقانه رادین و نهال است که اتفاقاتی بینشون میوفته که اوضاع رو تغییر ...

درباره عشق و علاقه شدید استاد آراد نجم به دانشجوش است که …

...

درباره اتفاقات زندگی دختری در یک خانه اربابی است که …

...

درباره مردی به نام جاوید است که دختری کوچکتر از خودش عاشق او میشود با ...

درباره دختری که تو یه شب بارونی به مردی پناه میبره اما …

...

درباره دختریه که با یه ترفند میخواد با پسری آشنا شه و وارد ماشینش شه ...

رمان های جدید

جاوید اصلانی، فرزند والدینی که از رده‌های بالای یک گروه تروریستی هستند، به دنبال انتقام ...

کاسه صبر «هدیه» پس از سال‌ها انتظارِ پنهانی برای «نریمان» لبریز می‌شود. او در پی ...

دختری نوجوان به نام صنم، که در خانواده‌ای مرفه بزرگ شده است، روزی عکسی کهنه ...

دختری به نام ابریشم، که پسرسرهنگی به نام راد را به دنیا آورده بود، توسط ...

آریا رستگار، استادی مغرور و جدی که پس از سال‌ها سکونت در آلمان به ایران ...

دانلود رمان متجاوز مغرور

ادامه ...

«مامان، خواهش می‌کنم در زندگیم دخالت نکن.»

«پسرم، من که تا به حال کاری به کارت نداشتم. فقط می‌گویم وقت ازدواجت رسیده، دارد دیر می‌شود.»

«اصلاً دیر نشده، هنوز بیست و هفت سالمه.»

«پس تکلیف شرط پدرت چه می‌شود؟»

«او هیچ کاری از دستش برنمی‌آید. با درآمد شرکتم، بهترین زندگی را برایت می‌سازم. نگران نباش.»

«من نگران زندگی خودم نیستم، نگرانِ خودِ تو هستم. سیوان، تو پدرت را نمی‌شناسی. اگر ازدواج نکنی، عواقبش برایت بسیار بد خواهد بود.»

«من مخالف ازدواج نیستم، فقط کسی را برای ازدواج در نظرم ندارم.»

«دخترخاله‌ات، نسیم، چطور است؟»

با لحنی تلخ و جدی گفتم: «جذاب نیست.»

«عع… سیوان! این حرف‌ها را درباره دخترخاله‌ات نزن. مادربزرگت ناراحت می‌شود.»

«چرا ناراحت شود؟ مگر از روابط ناسالم دخترش بی‌خبر است؟»
دانلود رمان متجاوز مغرور

«ول کن نسیم را. بگو ببینم، از چه کسی خوشت می‌آید؟»

با نگاهی شیطنت‌آمیز جواب دادم: «از تو.»

با حرص گفت: «سیوان!»

«جان سیوان؟»

«جدی می‌گویم.»

«من هم جدی گفتم کسی را برای ازدواج در نظرم ندارم.»

«باشه، بالاخره زندگی خودت است. اما یک شرط دارم؛ آن دوست‌دخترهای دورت را خط بکش. گفته باشم!»

دوباره با لحنی بازیگوش گفتم: «خدا چه می‌داند، شاید عاشق یکی‌شان شدم.»

«وای به حالت سیوان! صبر کن ببینم، نکند واقعاً یکی از آن‌ها را دوست داری؟»

«فعلاً نه، اما احتمالش هست.»

«وای خدا… تو که پسر منی، اما اذیت کردنت اندازه صد پسر است!»

«مامان فدایت شوم، حرص نخور. مگر چه کار کردم؟»
دانلود رمان متجاوز مغرور

«با همین حرف‌هایت داری حرصم می‌دهی.»

او را در آغوش گرفتم و سرش را بوسیدم: «شوخی کردم، عزیزم.»

«باز هم تأکید می‌کنم سیوان، پدرت را دست‌کم نگیر. او می‌تواند کاری کند که…»

«که چه؟ او پدر من نیست، هزار بار به تو گفته‌ام. دیگر باید بروم، دیرم شده.»

«باشه پسرم. مراقب رانندگی‌ات باش.»

«چشم مامان. تو هم مراقب خودت باش.»

تا دم در مرا همراهی کرد. دوباره او را در آغوش گرفتم و پیشانی‌اش را بوسیدم.

«خب، من باید بروم.»

«سعی کن بیشتر به من سر بزنی. همین جمعه‌ها را هم به زور می‌آیی. شرکت خیلی سرم شلوغ است. فردا صبح یک جلسه مهم دارم و باید حتماً باشم، وگرنه امیر خونم را می‌ریزد.»

«به امیر نامرد هم بگو سری به ما بزند، دلتنگش هستم.»

«او هم درگیر کار و زندگی‌اش است. الان هم در حال آماده‌سازی برای سفر به روسیه است تا به دیدن خانواده‌اش برود.»

«حتماً قبل از رفتنش بیاید.»

«چشم، با خودم می‌کشانمش. فعلاً خداحافظ مامان.»
دانلود رمان متجاوز مغرور

«به سلامت پسرم.»

سوار ماشین شدم و به سمت تهران حرکت کردم. از چالوس تا تهران تقریباً دو ساعت راه است، البته اگر ترافیک همیشگی نباشد. در مسیر، ذهنم به چند سال پیش رفت؛ زمانی که مردی که به ظاهر پدرم بود، به خاطر توجهِ مادرم به من، او را طلاق داد. منظورم از توجه، چیز خاصی نبود؛ فقط مثل هر مادر دیگری به پسرش رسیدگی می‌کرد و آرزوی آینده‌ای روشن برایش داشت. او حتی یک خانه در چالوس به نام مادرم کرد، اما با زن دیگری …

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
توییتر

1 دیدگاه دربارهٔ «دانلود رمان متجاوز مغرور»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌
پیمایش به بالا

⦿ اگه پرداخت کردید و موفق به دریافت رمان نشدید ، نام رمان و 4 رقم آخر کارت رو ارسال کنید.

⦿ برای رمان های درخواستی هم نام رمان و نویسنده رو ارسال کنید.

⦿ اگه نویسنده هستید و میخوایید رمانتون منتشر بشه با ما در ارتباط باشید.

جاوید اصلانی، فرزند والدینی که از رده‌های بالای یک گروه تروریستی هستند، به دنبال انتقام ...

ما یک موتور جستجوی رمان هستیم
اگر رمان شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

برای مطالعه کامل رمان کلیک کنید

برای بازیابی رمز عبور از اینجا اقدام کنید.

در سایت عضو شوید

اگر عضو هستید از اینجا وارد شوید.